برگردان به زبان ساده
شاه جهان، پهلوی نامدار
ای ز سلاطین کیان یادگار
هوش مصنوعی: ای پادشاه بزرگ و نامدار، که نشانی از سلاطین کیان هستی، تو یادگاری از دوران عظیم گذشتهای.
خنجر بران تو روز هنر
هست کلید در فتح و ظفر
هوش مصنوعی: خنجر تیز و بران تو در روزهای هنری، راهگشای پیروزی و فتح به شمار میآید.
تیغ کجت چون زپی نظم خاست
هر کجیئی بود بدو گشت راست
هوش مصنوعی: تیغ کج تو وقتی به نظم آمد، همه کجیها به خاطر تو راست شدند.
توپ تو بر خصم ز دوزخ دریست
قبر برایش درک دیگری است
هوش مصنوعی: تو با توپت بر دشمنی که در آتش دوزخ است، ضربهای میزنی که برایش قبر و مرگ در دنیای دیگر به دنبال دارد.
روی نکوی تو در جنت است
هرکه تو را دید ز غم راحت است
هوش مصنوعی: هر کس که چهره زیبا و دوستداشتی تو را ببیند، در بهشت قرار دارد و از اندوه رهایی مییابد.
بخت تو باشد علم کاویان
ملک تو ماننده ملک کیان
هوش مصنوعی: اگر بخت تو یاری کند، مانند پادشاهی کیان، علم و دانش را به دست خواهی آورد و بر رهایی خود سلطنت خواهی کرد.
چون پی آن بخت همایون شدی
کاوه بدی باز فریدون شدی
هوش مصنوعی: زمانی که تو به دنبال بخت و fortuna خوش یمنی رفتی، مانند کاوه، به فریدون تبدیل شدی.
هیچ کس از بهر تو کاری نکرد
هیچ عددسنج، شماری نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس برای تو تلاشی نکرد و هیچ شمارشگری هم شمارشی انجام نداد.
هرچه شد از همت و هوش تو شد
تاکه جهان حلقه به کوش تو شد
هوش مصنوعی: هر چه که در زندگیات به دست آمده، نتیجه تلاش و زیرکی خودت است؛ به گونهای که جهان به دور زحمات تو میچرخد.
هرکه برایت قدمی مینهاد
ازکف مشتت درمی میگشاد
هوش مصنوعی: هرکسی که برایت تلاش میکرد، باعث میشد که از موهبتهای تو بهرهمند شود.
کس به تو خدمت ننموده بسی
منت بیجا مکش از هرکسی
هوش مصنوعی: کسی به تو خدمت نکرده، پس از دیگران توقع منت نداشته باش.
نیز کسی با تو نکرده بدی
بد نسزد با فره ایزدی
هوش مصنوعی: هیچ کس با تو بدی نکرده و این ناپسند است که از صفات الهی و نیکوکاری فاصله بگیری.
تاج بنه، بخش سماویست این
شکر بکن، کار خداییست این
هوش مصنوعی: تاج بگذار، زیرا این نعمت آسمانی است، پس شکرگزاری کن، چرا که این کار خداوند است.
نسخهٔ این فال که در دست تست
درکف بسیارکسان بد نخست
هوش مصنوعی: فال تو را در دست داری و از آنچه در آن هست، بسیاری از مردم چیزهایی را درمییابند.
هیچ کس آن نسخه نیارست خواند
ور قدری خواند نیارست راند
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانست آن نوشته را به درستی بخواند و اگر هم کمی از آن را خواند، نتوانست آن را به درستی تفسیر و برداشت کند.
تو همه را خواندی و پرداختی
کار به آیین خرد ساختی
هوش مصنوعی: تو همه چیز را بررسی کردی و بر اساس آن، کار خود را به شیوهای معقول سازماندهی کردی.
همت تو پیشرو کار شد
بخت، مددکار و خدا یار شد
هوش مصنوعی: کوشش و تلاش تو باعث شد که شانس و سرنوشت به نفع تو تغییر کند و یاری خداوند نیز شامل حال تو شود.
علم و عمل را بهم انداختی
ولوله در ملک جم انداختی
هوش مصنوعی: تو توانستی علم و عمل را در هم بیامیزی و در سرزمین جم شور و هیجان به وجود آوری.
گردن دولت به کمند تو بود
این همه از بخت بلند تو بود
هوش مصنوعی: دولت و موفقیت همواره تحت کنترل تو بوده است و این همه به خاطر شانس و تقدیر خوب توست.
شاه شدی کسوت شاهی بپوش
چشم زتنکیل وتباهی بپوش
هوش مصنوعی: به مقام پادشاهی رسیدی، پس لباس شایسته این مقام را به تن کن و از نگرانیها و مشکلات دوری کن.
شاه ببخشد ز رعیت گناه
زان که شه از او بود و او ز شاه
هوش مصنوعی: پادشاه از رعیت خطا را میگذرد، چرا که رعیت هم از پادشاه است و پادشاه نیز از او.
دشمنی شه به کسی درخور است
کش هوس پادشهی در سر است
هوش مصنوعی: عداوت و دشمنی تنها زمانی مناسب است که خواستهای بزرگ و با ارزش همچون رسیدن به تاج و تخت در ذهن وجود داشته باشد.
هرکه ندارد هوسی اینچنین
تابع شاه است به روی زمین
هوش مصنوعی: هر کسی که آرزوی چنین عشق و شور و شوقی را ندارد، در واقع در دنیا زیر فرمان شاه است.
تابع شه هرچه بود پرگناه
هرچه بود مجرم و نامهسیاه
هوش مصنوعی: هرچه که بود تحت تأثیر حاکم و وظایفش قرار داشت، با گناهان و خطاهایش مشخص میشود و در نهایت، به عنوان مجرم و دارای سابقهای ناپسند شناخته میشود.
حالت فرزندی شه دارد او
سهل بود هرچه گنه دارد او
هوش مصنوعی: او مانند فرزندی است که مقام و منزلت دارد، به همین دلیل هر گناهی که مرتکب شود، برایش آسان به نظر میرسد.
بهر سلاطین اروپا حقی است
زانحقشانمنزلت و رونقی است
هوش مصنوعی: به خاطر سلطنتها و حکومتهای اروپا، آنها حقوقی دارند که بر اساس همین حقوق، منزلت و رونق خود را حفظ میکنند.
حق شهانست که گر مجرمی
مستحق عفو نماید همی
هوش مصنوعی: حق شاه این است که اگر مجرمی شایستگی عفو داشته باشد، او را ببخشد.
شاه به کشتن نگذارد ورا
وزکف دژخیم برآرد ورا
هوش مصنوعی: پادشاه اجازه نمیدهد که او کشته شود و از دستان جلاد نجاتش میدهد.
همچو حقی بهر شهان پربهاست
کاین پی محبوبیت پادشاست
هوش مصنوعی: همانطور که یک حق، برای شاهان بسیار ارزشمند است، عشق و محبت نیز برای پادشاهان اهمیت زیادی دارد.
پادشها! خلق به دام تواند
جمله ستایندهٔ نام تواند
هوش مصنوعی: ای پادشاه! مردم همه در دام تو قرار دارند و همه ثناگوی نام تو هستند.
درپی محبوبیت خویش بامن
شاه شدی حامی درویش باش
هوش مصنوعی: به خاطر محبوبیت خودت، با من همراه شدی، اما باید در حمایت از درویشها باشی.
پادشهی هست در اول بهزور
چون به کف آید ندهد زور نور
هوش مصنوعی: پادشاهی در آغاز قدرت خود را با زور و اجبار به دست میآورد، ولی زمانی که به قدرت واقعی دست پیدا کند، دیگر نیازی به زور و فشار ندارد.
رافتوبخشایشواحسانخوشست
آنچهپسندهمهاستآنخوشست
هوش مصنوعی: رحمت و بخشش و نیکی بسیار زیباست و چیزی که مورد پسند همه است، همین نیکیها هستند.
هرچه درتن ملک تباهی رود
برسرآن سکهٔ شاهی رود
هوش مصنوعی: هر چیزی که به سرزمین آسیب برساند، در نهایت به سکه و اعتبار پادشاهی آسیب میزند.
چون بهخدا دست برآردکسی
جز توبه مردم نشماردکسی
هوش مصنوعی: هرگاه کسی به خداوند رو آورد و از رفتارهای نادرست خود پشیمان شود، دیگران او را تنها به خاطر توبه اش نمیشناسند.
هرکه ببالد ز تو بالیده است
هرکه بنالد ز تو نالیده است
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو افتخار کند، از تو الهام گرفته است و هر کسی که درد و شکایت دارد، از تو نالیده است.
گرکه ببالیم ز اعمال تو
به که بنالیم ز عمال تو
هوش مصنوعی: اگر به خاطر اعمال خوب تو به اوج برسیم، بهتر است از کارهای ناپسند تو شکایت کنیم.
قدرت صد لشکر شمشیرزن
کم بود از نالهٔ یک پیرزن
هوش مصنوعی: قدرت یکصد لشکر مسلح به شمشیر، در مقابل ناله و گریه یک زن سالخورده، هیچ چیز است.
نالهٔ مظلوم صدای خداست
توپشهانپیش خدا بیصداست
هوش مصنوعی: ناله و فریاد انسانی که مورد ظلم واقع شده، به نوعی صدای خداوند محسوب میشود، در حالی که کسانی که ظلم میکنند، در مقابل خداوند هیچ صدایی ندارند و نمیتوانند خود را توجیه کنند.
قدرت و جاه تو شها در زمن
کم نشود از من و صد همچو من
هوش مصنوعی: قدرت و مقام تو در دنیا هیچگاه از من کمتر نخواهد شد، و به همین ترتیب، افرادی مانند من نیز نمیتوانند از تو کمارزشتر باشند.
ور شود از خشم تو موری تباه
لکهٔ ظلمی است به دامان شاه
هوش مصنوعی: اگر خشم تو باعث نابودی یک مورچه شود، این همانند لکهٔ ظلمی بر دامن پادشاه است.