برگردان به زبان ساده
منم که خط غلامی دهم به نیم سلام
دل من است که قانع شود به یک پیغام
هوش مصنوعی: من کسی هستم که هرگاه با نیمسلامی خود را معرفی کنم، میدانم که دل من با یک پیغام ساده راضی و آرام میشود.
کنون که گردش ایام را ثباتی نیست
همان خوشست که در عشق بگذرد ایام
هوش مصنوعی: اکنون که روزگار همواره در حال تغییر و بیثباتی است، تنها چیزی که خوب و زیباست این است که ایام با عشق سپری شود.
من آن مقام بلند از کجا به دست آرم
که عاشقانه بیایم در آن بلند مُقام
هوش مصنوعی: من از کجا میتوانم به آن جایگاه والا دست پیدا کنم تا بتوانم با عشق و اشتیاق در آنجا حضور پیدا کنم؟
من آن نیام که هلال از تمام نشناسم
مه دو هفته هلال است و عارض تو تمام
هوش مصنوعی: من مثل نی نیستم که فقط هلالهای کمنور را ببینم، بلکه تو را که تمام و کامل هستی، میشناسم. عارض تو همانند ماهی است که در شبهای کامل درخشان است.
چراغ وصل بیفروز و حجره روشن کن
که آفتاب جدایی رسیده بر لب بام
هوش مصنوعی: چراغ عشق را روشن کن و محیط خود را نورانی بگردان، زیرا وقت جدایی همانند آفتابی در حال غروب است که به زودی بر بام میرسد.
غمم بکشت که خوبان چرا ندانستند
که خدعهباز کدامست و عشق، باز کدام
هوش مصنوعی: غم من به حدی رسید که زیبایان متوجه نشدند که چه کسی دروغگو و فریبکار است و عشق واقعی چیست.
به نام عشق، که از عشق رخ نخواهم تافت
اگر دچار ملامت شوم و گر بدنام
هوش مصنوعی: به نام عشق، هیچگاه از عشق روی برنخواهم گرداند، حتی اگر مورد سرزنش قرار بگیرم یا بد نام شوم.
بهار باشد و بس، آن که در ارادت دوست
کشیده طعنهٔ کفر و ملامت اسلام
هوش مصنوعی: بهار فقط بهار است، اما کسی که به دوستش عشق میورزد، در عوض با تهمتهایی چون کفر و سرزنشهایی از جنس دین مواجه میشود.