برگردان به زبان ساده
دعوی چه کنی؟! داعیهداران همه رفتند
شو بار سفر بند که یاران همه رفتند
هوش مصنوعی: چه ادعایی داری؟! همه کسانی که ادعای همراهی میکردند، رفتند. حالا سفر را آغاز کن، زیرا همه یاران تو رفتهاند.
آن گرد شتابنده که در دامن صحراست
گوید: «چه نشینی؟! که سواران همه رفتند»
هوش مصنوعی: آن گرد و غباری که در دشت و صحرا به دنبال حرکت میآید میگوید: «چرا نشستهای؟! زیرا سواران همه رفتهاند.»
داغ است دل لاله و نیلی است بَرِ سرو
کز باغ جهان لالهعذاران همه رفتند
هوش مصنوعی: دل لاله در آتش اشتیاق میسوزد و به خاطر سرو تنومند، فضای باغ که پر از لالههای زیبا بود، اکنون خالی و غمانگیز است، زیرا همه لالههای ناز به سرزمینهای دیگر رفتهاند.
گر نادره معدوم شود هیچ عجب نیست
کز کاخ هنر نادرهکاران همه رفتند
هوش مصنوعی: اگر یک چیز نادر از بین برود، تعجبی ندارد چون از کاخ هنر، تمام نادرهکاران رفتهاند.
افسوس که افسانهسرایان همه خفتند
اندوه که اندوهگساران همه رفتند
هوش مصنوعی: متاسفانه کسانی که داستانهای زیبا و دلنشین میگفتند، دیگر در کنار ما نیستند. غم و اندوهی که میتوانست برطرف شود، حالا همگی رفتهاند.
فریاد که گنجینهطرازان معانی
گنجینه نهادند به ماران، همه رفتند
هوش مصنوعی: فریاد که کسانی که به ارزش معناها اهمیت میدادند، گنجینهای را به مارها سپردند و همه آنها رفتند.
یک مرغ گرفتار در این گلشن ویران
تنها به قفس ماند و هزاران همه رفتند
هوش مصنوعی: یک پرنده که در این باغ خراب شده گرفتار شده، تنها در قفس باقی مانده و هزاران پرنده دیگر همگی پرواز کرده و رفتهاند.
خون بار بهار از مژه در فُرقت احباب
کز پیش تو چون ابر بهاران همه رفتند
هوش مصنوعی: در بهار، اشکهای من مانند باران میریزد، از جدایی دوستانی که همچون ابرهای بهاری از مقابل تو رخت بربستهاند.