برگردان به زبان ساده
لب لعل تو می فروشی کرد
چشم مست تو بادهنوشی کرد
هوش مصنوعی: لبهای قرمز تو بهنوعی مانند فروشندگان مینمایند، در حالی که نگاه مست تو به نوعی به نوشیدن باده و لذت اشاره دارد.
این خطاها چو دید حاجب حسن
زان خط سبز پردهپوشی کرد
هوش مصنوعی: زمانی که حاجب زیبایی، اشتباهات را مشاهده کرد، با آن خط سبز به نوعی پردهپوشی کرد.
چه پراکنده گفت زلف، که دوش
خم شد و با تو سر به گوشی کرد
هوش مصنوعی: موهایی که به هم ریخته و پراکنده است، در شب گذشته خم شد و به آرامی با تو صحبت کرد.
راز دل با لبت نگفته، خطت
سر برآورد وتیزهوشی کرد
هوش مصنوعی: دلباختهام، اما رازهای خود را با زبان تو درمیان نگذاشتهام. با این حال، زیبایی خط تو مرا از خواب غفلت بیدار کرد و به هوشیاری رساند.
عاقبت سست گردد اندر هجر
هرکه با عشق سخت کوشی کرد
هوش مصنوعی: در نهایت هر کسی که در دوری و جدایی با عشق خود سختی بکشد، ضعیف و سست میشود.
خار، هر سرزنش که کرد، بهار
غنچهٔ تنگدل خموشی کرد
هوش مصنوعی: هر وقت که خار به خاطر بیمهری و سرزنشها سخن میگوید، بهار که نشانهای از زندگی و زیبایی است، باعث میشود که غنچهی تنگدل در سکوت فرو برود.