برگردان به زبان ساده
نکاهدم بار، فزایدم درد
نخواهدم یار، چه بایدم کرد
هوش مصنوعی: به یاد یارم نشستهام و درد درونم روزبهروز بیشتر میشود. بییارم که نمیتوانم کاری کنم.
غبار راهی، شدم که گاهی
زکوی دلدار برآیدم گرد
هوش مصنوعی: در راهی که در آن قدم گذاشتهام، گهگاه یاد و خاطرههای عشق آن کسی که در دلم جای دارد، به سراغم میآید و احساساتم را زنده میکند.
به هرکجا بخت کشاندم رخت
سپهر دوّار نمایدم طرد
هوش مصنوعی: هرجا که بخت و اقبال مرا برد، چرخ زمان مرا دور کرده و راند.
فلک چو بازی به گرم تازی
فشاردم خوار ربایدم سرد
هوش مصنوعی: زمانی که آسمان مثل بازیگری داغ و پرهیجان به سراغ من میآید، من او را خوار و ذلیل میکنم و به او اجازه نمیدهم که بر من غلبه کند.
جهان به دستان درین گلستان
خلاندم خار نمایدم ورد
هوش مصنوعی: در این گلستان، جهان را در دستان خود قرار دادم و خارها را به گل تبدیل کردم.
کجا شوم پیش غمم شود بیش
تن آیدم زار رخ آیدم زرد
هوش مصنوعی: نمیدانم به کجا بروم، چرا که غم و اندوه بر من بیشتر میشود. در این حالت، به حالت زاری درآمدهام و چهرهام زرد و پژmرده به نظر میرسد.
گر از غم نان به لب رسد جان
ز خوان اغیار نشایدم خورد
هوش مصنوعی: اگر به خاطر مشکلات اقتصادی و کمبود نان به جایی برسم که جانم به لبم برسد، هرگز از سفره دیگران نان نخواهم خورد.
به لعب دشمن کجا دهم تن
اگر دو صد بارگشایدم نرد
هوش مصنوعی: من چطور میتوانم جسم خود را به بازی دشمن بسپارم، حتی اگر بارها و بارها در بازی با او شکست بخورم؟
قسم به ایران کزین امیران
یکی به دیدار نیایدم مرد
هوش مصنوعی: به ایران قسم، که از این فرمانروایان هیچکدام را به ملاقات نیاوردم.
بهار مضطر خمش کزین درد
نکاهدم بار فزایدم درد
هوش مصنوعی: بهار به شدت ناراحت و مضطرب است و از شدت این درد، بار افسردگی و ناراحتیام بیشتر شده است.