برگردان به زبان ساده
ای دیو سپید پای در بند
ای گنبد گیتی ای دماوند
هوش مصنوعی: ای موجودی که در زنجیر و بند قرار داری، ای گنبد آسمان و ای قله عظیم دماوند.
از سیم به سر، یکی کلهخود
ز آهن به میان یکی کمربند
هوش مصنوعی: از فلز نقره، سرپوشی ساخته شده و در وسط آن، کمربندی از آهن وجود دارد.
تا چشم بشر نبیندت روی
بنهفته به ابر چهر دلبند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که زیبایی و جذبهی تو آنقدر خاص و منحصر به فرد است که حتی اگر انسانها هم تو را نبینند، تو هنوز در دل و ذهن آنها باقی خواهی ماند. به عبارتی، زیبایی و جذابیت تو در دلشان باقی خواهد ماند، حتی اگر به صورت ظاهری قابل مشاهده نباشی.
تا وارهی از دم ستوران
وین مردم نحس دیو مانند
هوش مصنوعی: تا زمانی که از نفس اسبان و این مردم بدخلق و دیوانه رها شوی، احساس آزادی و آرامش خواهی کرد.
با شیر سپهر بسته پیمان
با اختر سعد کرده پیوند
هوش مصنوعی: آسمان با ستارههای خوشبختی پیمان بسته و عهدی برقرار کرده است.
چون گشت زمین ز جور گردون
سرد و سیه و خموش و آوند
هوش مصنوعی: وقتی زمین به خاطر ظلم و ستم آسمان، سرد و تاریک و خاموش شد.
بنواخت ز خشم بر فلک مشت
آن مشت، تویی تو ای دماوند
هوش مصنوعی: ای دماوند، تو با مشتت بر آسمان ضربه زدی و زخمی به آن زدی.
تو مشت درشت روزگاری
از گردش قرنها پس افکند
هوش مصنوعی: زمانهای که در آن زندگی میکنیم، به قدری بزرگ و پیچیده است که تنها حسرت و دلتنگی را به ارمغان میآورد و ما را به یاد روزهای گذشته میاندازد.
ای مشت زمین بر آسمان شو
بر ری بنواز ضربتی چند
هوش مصنوعی: ای زمین، مانند مشت بر آسمان ضربه بزن و با شدت و قدرت بر ری (زمین) بکوب.
نی نی تو نه مشت روزگاری
ای کوه نیَم ز گفته خرسند
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که تو به هیچ وجه تسلیم شرایط سخت روزگار نخواهی شد، ای کوه! تو از آنچه بر تو گذشته خرسند نیستی و به سختیها و چالشها وقوف داری.
تو قلب فسردهٔ زمینی
از درد ورم نموده یک چند
هوش مصنوعی: تو مانند قلبی دلتنگ و غمگین از درد، مدتی است که متورم و آسیبدیده شدهای.
تا درد و ورم فرو نشیند
کافور بر آن ضماد کردند
هوش مصنوعی: برای کاهش درد و ورم، بر روی آن محل آسیب دیده کافور گذاشتند.
شو منفجر ای دل زمانه
وان آتش خود نهفته مپسند
هوش مصنوعی: ای دل، بگذار که زمانه را تحت تأثیر قرار دهی و آن شعلهی درونت را که پنهان کردهای، رها کن و نگذار خاموش بماند.
خامش منشین سخن همی گوی
افسرده مباش خوش همی خند
هوش مصنوعی: سکوت نکن و حرف بزن، نگذار غم تو را بگیرد، شادی کن و بخند.
پنهان مکن آتش درون را
زین سوختهجان شنو یکی پند
هوش مصنوعی: آتش درونت را پنهان نکن، از کسی که دلش سوخته، یک نصیحت را بشنو.
گر آتش دل نهفته داری
سوزد جانت، به جانت سوگند
هوش مصنوعی: اگر در دل خود آتش عشق را پنهان کردهای، این آتش جانت را خواهد سوزاند، به جانت قسم.
بر ژرف دهانت سخت بندی
بر بسته سپهر زال پرفَند
هوش مصنوعی: بر دهان عمیق تو، سختی و قفل بر افق آسمان بگذار. تو، همچون زال، با هنر و بزرگواری خود، فنی را در دل داری.
من بند دهانت برگشایم
ور بگشایند بندم از بند
هوش مصنوعی: من سخن تو را آزاد میکنم، حتی اگر زنجیرهای خودم هم باز شوند.
از آتش دل برون فرستم
برقی که بسوزد آن دهانبند
هوش مصنوعی: از آتش درونم شعلهای برمیافروزیم که آن دهان را بسوزاند.
من این کنم و بود که آید
نزدیک تو این عمل خوشایند
هوش مصنوعی: من این کار را انجام میدهم و امیدوارم که این عمل برای تو خوشایند باشد.
آزاد شوی و بر خروشی
مانندهٔ دیو جسته از بند
هوش مصنوعی: آزاد میشوی و به حالت وحشی و دیوانهای در میآیی که از زنجیر رها شده است.
هرّای تو افکند زلازل
از نیشابور تا نهاوند
هوش مصنوعی: هرّای تو باعث ایجاد زلزلههایی از نیشابور تا نهاوند شده است.
وز برق تنورهات بتابد
ز البرز اشعه تا به الوند
هوش مصنوعی: از درخشش تنورهات، نوری به بیرون میتابد که از کوه البرز تا کوه الوند را روشن میکند.
ای مادر سرسپید بشنو
این پند سیاه بخت فرزند
هوش مصنوعی: ای مادر با موی سپید، به این نصیحت فرزند بدبختت گوش بده.
برکش ز سر این سپید معجر
بنشین به یکی کبود اورند
هوش مصنوعی: میتوان گفت: «این روسری سفید را از سرت بردار و در کنار یک پارچه کبود بنشین.»
بگرای چو اژدهای گَرزه
بخروش چو شرزه شیر ارغند
هوش مصنوعی: به مانند اژدهایی خشمگین، با قدرت و شدت عمل کن، مانند شیر سرخ که در جنگ به هیجان میآید.
ترکیبی ساز بی مماثل
معجونی ساز بیهمانند
هوش مصنوعی: یک ترکیب آهنگین و بینظیر بساز، مانند معجونی که هیچ مشابهی ندارد.
از نار و سعیر و گاز و گوگرد
از دود و حمیم و صخره و گند
هوش مصنوعی: از آتش و شعله و گاز و گوگرد و دود و بخار داغ و سنگ و زباله.
از آتش آه خلق مظلوم
و از شعلهٔ کیفر خداوند
هوش مصنوعی: آتش آه انسانهای بیدفاع و عذاب الهی شعلهور است.
ابری بفرست بر سر ری
بارانش ز هول و بیم و آفند
هوش مصنوعی: ابرهایی بفرست تا بر فراز ری ببارند، بارانی سرشار از ترس و نگرانکننده و سختیها.
بشکن در دوزخ و برون ریز
بادافره کفر کافری چند
هوش مصنوعی: بشکن و از دوزخ خارج کن نیروهای منفی و کسانی که به کفر و نفاق معتقدند.
زانگونه که بر مدینهٔ عاد
صرصر شرر عدم پراکند
هوش مصنوعی: مانند اینکه بادی سرد و خشن بر شهر عاد وزید و آثار حذف و نابودی را به همراه آورد.
چونان که بشارسان «پمپی»
وُلکان اجل معلق افکند
مانند کاری که الهه ی ولکان خدای آتش و آهنگری (آتشفشان) کرد و گدازه ها و مواد مذاب را مانند اجل معلق بر سر شهرتاریخی پمپئی ایتالیا ریخت.
بفکن ز پی این اساس تزویر
بگسل ز هم این نژاد و پیوند
هوش مصنوعی: از این بنای فریب دست بکش و این خاندان و ارتباطات را قطع کن.
برکن ز بن این بنا که باید
از ریشه بنای ظلم برکند
هوش مصنوعی: این سازه ظلم را باید از ریشه برداشت و دیگر اجازه ندهیم که باقی بماند.
زین بیخردانِ سفله بستان
داد دل مردم خردمند
از دست افراد نادان و بیفرهنگ و پست ، حق مردم دانا و خردمند را بگیر.