برگردان به زبان ساده
ای قد تو چون سرو جویباری
وی عارض تو چون گل بهاری
هوش مصنوعی: چهرهات به زیبایی گلهای بهاری و قامتت به بلندای سروهای جویبار است.
ای لعل تو چون خاتم بدخشی
وی زلف تو چون نافهٔ تتاری
هوش مصنوعی: ای یاقوت تو مانند انگشتری زیبا و موهای تو مانند کرایهای از ترکیه است.
دامان تو مانندهٔ دل من
پاکیزهتر از برف کوهساری
هوش مصنوعی: دامان تو همچون دل من، پاکتر از برف در کوههاست.
رخسار تو مانند خاطر من
تابندهتر از ماه ده چهاری
هوش مصنوعی: صورت تو درخشندگیاش از دل من بیشتر است، همچون ماه کامل که در شب می درخشد.
ای فتنهٔ مشکو به دلفریبی
وی آفت میدان به جان شکاری
هوش مصنوعی: ای فتنهای که دلها را فریب میدهی، تو مصیبت و خطر این میدان هستی بر جان شکارچی.
برداشته در بزمگه به صحبت
زنگ ازدل یاران بهشادخواری
هوش مصنوعی: در محفل شادمانی، صحبت از خوشی و شادی دلهای یاران به میان آمده است.
برتافته در رزمگه ز غیرت
سر پنجهٔ گردان کارزاری
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، با غیرت و توانایی، همچون دستانی چالاک و آماده برای مبارزه به جلو میآیی.
زیر لبت اندر، شرنگ و شهد است
گاه سخط و گاه بردباری
هوش مصنوعی: زیر لبهای تو، گاهی تلخی و گاهی شیرینی وجود دارد و برخی اوقات خشم و برخی دیگر صبر و استقامت.
زیر نگهت دوزخ و بهشت است
هنگام درشتی و وقت یاری
هوش مصنوعی: زمانی که به سختی و خشم مینگری، دوزخ و بهشت در زیر نگاه تو قرار دارد؛ اما زمانی که یاری میرسانی، اوضاع به گونهای دیگر است.
حسن تو به شورشگری نهاده
در ملک دل آئین سربداری
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث شده که دلها به تظاهرات و شورش علیه عشق تو بپردازند و در واقع تو فرمانروا و پادشاه احساسات آنها هستی.
وان خوی پلنگینت ایستاده
پیرامن حسنت به پاسداری
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که شما مانند یک پلنگ، محافظ زیبایی و جذابیت خود هستید و همواره در اطراف آن حضور دارید.
ای زادهٔ ایران بدان که این ملک
دارد به تو چشم امیدواری
هوش مصنوعی: ای فرزند ایران، بدان که این سرزمین به تو امید دارد و به آیندهات نگاه میکند.
خواهدکه ببالی به باغ کشور
آزاده تر از سرو جویباری
هوش مصنوعی: میخواهد مانند سروی بلند و زیبا در باغی آزاد و بیقید و شرط رشد کند و به زیبایی و شکوه برسد.
وانگاه بپویی به بزم دشمن
پیروزتر از شیر مرغزاری
هوش مصنوعی: سپس به مهمانی دشمن خواهی رفت و در آنجا با شجاعت و قدرتی بیشتر از شیر، پیروز خواهی شد.
باشد نگران تا به جای او تو
نیکی چه کنی، حق چسان گزاری
هوش مصنوعی: نگران باش که در غیاب او چطور میتوانی کار نیک انجام دهی، و چگونه میتوانی حق او را ادا کنی.
راه خطر خود چگونه پوبی
پاس شرف خود چگونه داری
هوش مصنوعی: چطور میتوانی خطرات را مدیریت کنی و همزمان به احترام و شرافت خود اهمیت بدهی؟
زنهار نه پویی رهی کت آید
فرجام، زبونی و شرمساری
هوش مصنوعی: مراقب باش که اگر به مسیر نادرستی بروی، در پایان با ذلت و شرمندگی مواجه خواهی شد.
ننگ بشر و آفت جوانی است
زنبارگی و فسق و میگساری
هوش مصنوعی: زنبارگی، فسق و میگساری رفتارهایی هستند که به انسان و جوانی آسیب میزنند و مایهی ننگ بشریت به شمار میروند.
وان کاهلی و سستی و بطالت
فقر آورد و نیستی و زاری
هوش مصنوعی: تنبلی و بیتحرکی باعث میشود که انسان به فقر و نبودن دچار شود و در نهایت به تنگدستی و اندوه برسد.
بودند نیاکان تو سواران
شهره به دلیری و شهسواری
هوش مصنوعی: نیاکان تو کسانی بودهاند که در شجاعت و دلاوری در میان مردم شناخته شده و سرآمد بودند.
زنهار نجسته ز خصم، لیکن
بخشوده به خصمان زینهاری
هوش مصنوعی: مراقب باش که دشمنان را نادیده نگیری، اما بدان که میتوان به دشمنان نیز عفو و گذشت کرد.
آوخ که ز جهل مغان فتادند
از شاهنشاهی و شهریاری
هوش مصنوعی: افسوس که به خاطر نادانی کسانی که در جهل و نادانی غوطهورند، از مقام پادشاهی و سلطنت دور افتادند.
مهرعلی و یازده سلیلش
بنمود ترا راه رستگاری
هوش مصنوعی: مهرعلی و یازده پسرش به تو نشان دادند که چطور میتوان به راه نجات و سعادت دست یافت.
هرچند که از دشمنان کشیدی
زندازه برون ای نگار، خواری
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از دشمنان سختیهایی را تحمل کردی، ای معشوق، در برابر تو کوچک و حقیر است.
دین را مکن آلودهٔ تعصب
کاسلام از آلایش است عاری
هوش مصنوعی: دین را به تعصبات نادرست آلوده نکن، زیرا اسلام از هر گونه ناپاکی و آلودگی پاک است.
بیدین، فسرد مردم زمانه
بی دینی را نیست استواری
هوش مصنوعی: بیدینها، دیگر نمیتوانند بر روی اعتقادات خود ایستادگی کنند و در زمانهای که مردم فاقد ایمان هستند، هیچگونه ثبات و استحکامی وجود ندارد.
و آن فلسفه و اصلهای در وین
علم است نه آئین ملک داری
هوش مصنوعی: فلسفه و مبانی علم در وین وجود دارد و اینها به معنای اصول حکمرانی نیستند.
آیین زراتشت رفت بر باد
وان فره و تایید کردگاری
هوش مصنوعی: آیین زرتشت از بین رفت و حمایت و تأیید الهی او نیز ناپدید شد.
وان کیش که مانی نهاد، گم شد
هم نیز خود او کشته شد به زاری
هوش مصنوعی: آن کسی که مانی، مکتب و آیینی را پایهگذاری کرد، در نهایت گم شد و خود او نیز به طور حزنآوری کشته شد.
آن بدعت کاورد (ارد و یراف)
بنشست ز قرآن به سوگواری
هوش مصنوعی: آن نوآوری که به قرآن پشت کرده و به سوگ نشسته است، در واقع نشاندهنده یک تغییر نامناسب در ارزشها و اعتقادات دینی است.
رخ، گفت بشو باگمیز چونمهر
سر بر زند از نیلگوی عماری
هوش مصنوعی: چهرهات مانند ماهیست که در نهر میدرخشد و گویی میخواهد از دل آبی دریا بیرون بیاید.
فرمود نبی جای بول گاوان
دست وسر و پا شو به آب جاری
هوش مصنوعی: پیام این بیت بیان میکند که پیامبر فرمودهاند، در جایی که گاوها ادرار میکنند، از دست و سر و پا باید به آب جاری شستشو داد. این جمله به اهمیت پاکیزگی و طهارت اشاره دارد و توصیه میکند که پس از مواجهه با مکانهای ناپاک، باید خود را تمیز کرد.
باز است در اجتهاد تا تو
نا مقتضی از مقتضی برآری
هوش مصنوعی: در زمینه اجتهاد، همیشه این امکان وجود دارد که تو به دلیل شرایط خاص، به نتایجی دست یابی که از وضعیت طبیعی و معمول فراتر میروند.
وان کینهٔ دیرین جدا ز دین است
در دین نسزد کین و دوستداری
هوش مصنوعی: کینهٔ قدیمی کهنه و فرسوده، ارتباطی به دین ندارد. در دین واقعی، نفرت و کینه جایی ندارد و محبت و دوستی باید حاکم باشد.
با قوت دین خاک دشمنان را
بسپر به سم رخش نامداری
هوش مصنوعی: با قدرت دین و ایمان، خاک دشمنان را در زیر سم اسب نازنین خود دفن کن.
وز کتف مهانشان دوال برکش
تا کینهٔ دیرینه برگزاری
هوش مصنوعی: از شانههای بزرگانشان پرچم را برفراز ببر تا کینهی کهنه را فراموش کنیم و دوباره سالها را جشن بگیریم.
لیک این عصبیت میار در دین
گر بر خردت جهل نیست طاری
هوش مصنوعی: اما در دین، این عصبانیت و خشم را به همراه نیاور، اگر بر اندیشهات جهلی وجود ندارد.
تقلید فرنگان کنی بهرکار
جز کار خرد، اینت نابکاری
هوش مصنوعی: اگر برای انجام کارهایی جز کارهای خرد، به تقلید از فرهنگ بیگانه بپردازی، این نشانهای از ناتوانی و ناکارآمدی تو است.
دارند فرنگان ز روم و یونان
رشک و عصبیت به یادگاری
هوش مصنوعی: فرنگیان از سرزمینهای روم و یونان، حس حسادت و اعتراض دارند و یادگارهای آن دوران را به یاد میآورند.
با مشرقیان ویژه با من و تو
جوینده ره و رسم بد شعاری
هوش مصنوعی: با کسانی که در شرق زندگی میکنند، خاصه با تو و من، در پی یافتن راه و روشهای درست زندگی در حال تلاش و جستجو هستیم.
عیسی و حواریش بوده بودند
از مردم سامی نه قوم آری
هوش مصنوعی: عیسی و یارانش از مردم سامی بودند و نه از قوم آریایی.
از شرق برون آمدند و گردید
ترسایی از پدر به غرب ساری
هوش مصنوعی: از شرق، افرادی بیرون آمدند و به خاطر ترس از پدر، به سمت غرب رفتند و به ترسایی تبدیل شدند.
با این همه این غربیان نمایند
فخر از قبل عیسی و حواری
هوش مصنوعی: با این وجود، این غربیها به خاطر عیسی و شاگردانش به خود افتخار میکنند.
بنگر که بدین اندر از من و تو
دارند فزون جد و پافشاری
هوش مصنوعی: بنگر که در این وضعیت، آنها از ما بیشتر در تلاش و جدیت هستند.
خواهی اگر این ملک باز بیند
آن فر و شکوه و بزرگواری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی این سرزمین دوباره آن عظمت و شکوه و ارجمندی را ببیند، باید تلاش کنی.
بزدای ز دین زنگهای دیرین
زان پیش که شد روز ملک تاری
هوش مصنوعی: از دین، زنگارهای قدیمی را دور کن، قبل از اینکه روز سرنوشت تاریک شود.
با نیروی دانش برون کن از دین
این خرخری و جهل و زشتکاری
هوش مصنوعی: با استفاده از علم و دانش، نادانی و رفتارهای زشت و ناپسند را از جامعه دور کن.
ایمان و شرافت به مردم آموز
تا طاعت بینی و جان سپاری
هوش مصنوعی: به مردم یاد بده که ایمان و شرافت داشته باشند، تا بتوانی فرمانبرداری و فداکاری را در آنها ببینی.
بیخ می و مستی ز ملک برکن
بنشان بن مردی و هوشیاری
هوش مصنوعی: بگذار از سرزمین می و مستی دل بکنم و زان به سر؛ زندگی و هوشیاری مردان را برگزینم.
در پاس تن و عرض و مال مردم
با داد و دهش کوش و پاسداری
هوش مصنوعی: برای حفظ و نگهداری حقوق و مال و شخصیت مردم، باید تلاش و کوشش کرد و به کمک و حمایت آنان پرداخت.
وان شمع که شد غرب از آن منور
بگمار در ایوان کامکاری
هوش مصنوعی: آن شمعی که به خاطر من روشن شد، حالا که شب فرارسیده، آن را در ایوان خوشبختی قرار بده.
چون فقر و غنا هر دو شد ز گیتی
و آمد هنر و علم و شادخواری
هوش مصنوعی: زمانی که فقر و ثروت از بین بروند و هنر، علم و خوشی به وجود بیاید.
پس معجزهها بین برغم آنکو
گوید عظمت نیست اختیاری
هوش مصنوعی: اگرچه معجزهها در بین ما وجود دارد، اما کسی که میگوید عظمت و بزرگی از اختیار انسان خارج است، در واقع به واقعیت نگریسته است.