برگردان به زبان ساده
خاکِ آمل شده در زیرِ پیِ آتش، طی
ای مسلمانان، آبی بفشانید به وی
هوش مصنوعی: زمین آمل به خاطر آتش آسیب دیده و سوخته است، ای مسلمانان، بیایید و آب بر آن بریزید تا آن را زنده کنیم.
این همان خطهٔ نامیست که از عهد قدیم
دورها کرده به امنیت و آسایش، طی
هوش مصنوعی: این منطقه همان سرزمین شناختهشدهای است که از زمانهای قدیم، به خاطر امنیت و آسایش، سفرهایی طولانی را پشت سر گذاشته است.
بوده در عهد منوچهر، یکی حصن عظیم
سر کشیده شرفاتش ز بر قصر جدی
هوش مصنوعی: در دوران منوچهر، بنایی بزرگ و با شکوه وجود داشت که عظمت آن از بالای قصر جدی قابل رؤیت بود.
دون او بوده به زینت، چه سمرقند و چه بلخ
پس از او بوده به رتبت، چه نهاوند و چه جی
هوش مصنوعی: قبل از او، زینتها و زیباییها در شهرهای سمرقند و بلخ وجود داشتهاند، و بعد از او، در شهرهای نهاوند و جی هم رتبت و مقام بالایی بر جای مانده است.
بوده بنگاه سپهداران و اسپاهبدان
تا به اکنون باز از عهد شهنشاهی کی
هوش مصنوعی: در طول تاریخ، همواره مکانهایی برای گردهمایی جنگآوران و فرماندهان وجود داشته است، و این موضوع به دوران پادشاهی شاهان گذشته برمیگردد.
فرخانان به بزرگیش برافراشته دست
گیل گیلان به سِتُرگیش بیفشارده پی
هوش مصنوعی: دستهای بلند و پرقدرت در گیلان به احترام بزرگی فردی قرار داده شدهاند و به او ادای احترام میکنند.
یادگاری ز بهشت است به آب و به هوا
پرگل و سبزه بهاریست به تمّوز و به دی
هوش مصنوعی: یادگاری از بهشت است که در فصل بهار، با گلها و چمنهای سبز در دو فصل تابستان و زمستان جلوهگری میکند.
آسمان چون نگرد پهنهٔ سبزش، از شرم
روی درپوشد در ابر و برافشاند خوی
هوش مصنوعی: وقتی آسمان گسترده و پر از سبزی را میبیند، به خاطر شرم و حیای خود، چهرهاش را زیر ابر پنهان میکند و به این ترتیب زیبایی و سرسبزیاش را به ما نشان میدهد.
گرچه از فتنهٔ ایام، شکوهیش نماند
ویژه زآن روز که شد پی سپر کعب و قصی
هوش مصنوعی: هرچند از مشکلات زمانه هیچ نشانی باقی نمانده است، بهخصوص از روزی که کعبه و قصی سپری شدند.
سلمی و می گر از این ربع و دمن باز شدند
آید از ربع و دمن بوی خوش سلمی و می
هوش مصنوعی: با گذر از این باغ و دمن، عطر خوشی از سلمی و شراب به مشام میرسد.
گرچه از حی بزرگان اثری برجا نیست
خرّم آن دشت که بُد پایگهِ مردمِ حی
هوش مصنوعی: هرچند که از دستاوردهای بزرگانی یادگاری نمانده، خوشبختی در آن سرزمین است که جایگاه و پایگاه انسانهای با ارزش وجود داشته باشد.
آتشی جست و از آن شهر یکی نیمه بسوخت
همچو برقی که درافتد به یکی تودهٔ نی
هوش مصنوعی: آتش زیادی به جان یکی از بخشهای شهر افتاد و آن را سوزاند، مانند رعد و برقی که ناگهانی بر روی انبوهی از نی بیفتد و آن را بسوزاند.
نیمشب آتش کین عیش و تنآسانی شهر
خورد و کرد از پس آن، فقر و پریشانی قی
هوش مصنوعی: نیمه شب، آتش دشمنی و خوشگذرانی شهر را سوزاند و بعد از آن، فقر و پریشانی بر آن سایه انداخت.
هستیِ مردم ازین شعلهٔ کین رفت به باد
راست چون دانش میخواران از آتش می
هوش مصنوعی: وجود و زندگی انسانها به خاطر این احساس کینه به باد رفته است، درست مانند اینکه علم و آگاهی میخواران از شعلهی آتش ناپدید میشود.
مَتجَرِ آمل غارت شد ازین شوم حریق
غارتی کِش نه دکان ماند و نه کالا و نه فی
هوش مصنوعی: بازار آمل در اثر آتشسوزی بزرگ و وحشتناک به کلی ویران شد، به طوری که نه دکانی باقی ماند و نه کالایی.
مددِ مردمِ ری باید، تا همّتشان
سازد اموات فتن را چو دمِ عیسی حی
هوش مصنوعی: کمک به مردم ری ضروری است تا تلاش و ارادهشان بتواند مردگان فتنه را مانند نفس عیسی زنده کند.
راستی را که به احیای ولایات، بود
چون دم عیسی مریم، مدد مردم ری
هوش مصنوعی: راستی که در بازسازی و توسعه شهرها و سرزمینها، مانند نفس عیسی مریم، حامی و یاریدهنده مردم ری است.
تا نسوزد دل ری، دردی درمان نشود
هست آری به مثل: آخر هر درمان کیّ
هوش مصنوعی: تا زمانی که دل ری نسوزد، هیچ دردی درمان نخواهد شد. این را میتوان به این صورت فهمید که هیچ درمانی در نهایت وجود ندارد.
شهرک آمل ویران شد و یکباره بسوخت
گر نسوزد دل ری اکنون، کی سوزد، کی؟
هوش مصنوعی: شهرک آمل به طور ناگهانی خراب و به آتش کشیده شد. اگر دل ری هم اکنون نسوزد، پس چه زمانی قرار است بسوزد؟