برگردان به زبان ساده
شاها تا کی بود بهار گرسنه
خائن سیر و درستکار گرسنه؟
هوش مصنوعی: ای شاه، تا چه زمانی باید گرسنگی و خیانت باقی بماند در حالی که کسانی که راستکار و درستکار هستند نیز گرسنهاند؟
خرمگس و عنکبوت و پشه و زنبور
آن همه سیرند و نوبهار گرسنه
هوش مصنوعی: موجودات کوچک مانند خر مگس، عنکبوت، پشه و زنبور همه سیر هستند، اما در بهار، گرسنگی در میان آنها احساس میشود.
آنکه کند سفلگی شعار، بود سیر
وانکه کند راستی شعار، گرسنه
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال زندگی ساده و بیپیرایه است، دیگر نیازی به غذا ندارد و سیر است. اما کسی که به صداقت و درستگویی اهمیت میدهد، ممکن است در زندگیاش با مشکلات و گرسنگی مواجه شود.
سکهٔ قلب خراب سیر ولیکن
شمش زر کاملالعیار گرسنه
هوش مصنوعی: قلبی که خراب و از کار افتاده است، همچنان در حال گردش و جستوجو است، اما طلا که خالص و با ارزش است، بیغذا و گرسنه باقی مانده است.
دشتی و زوار و شیروانی سیرند
لیک تقیزاده و بهار گرسنه
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح بیان شده که مناطق وسیع و آباد، مانند دشتی و زوار و شیروانی، پربار و سرشار از نعمت هستند. اما در مقابل، افرادی مانند تقیزاده و بهار، هنوز در معرض کمبود و نیاز قرار دارند. این موضوع به تضاد بین ثروت و فقر اشاره دارد و نشاندهندهی نابرابری اجتماعی است که حتی در دنیای با منابع غنی، همچنان برخی افراد باید با کمبود مواجه شوند.
کوشش و ایران غنی و سیر ولیکن
صد چو خلیلی به هر کنار گرسنه
هوش مصنوعی: تلاش و کوشش در ایران وجود دارد و شرایط خوبی هم دارد، اما با این حال هنوز عدهای به شکلی ناتوان و نیازمند در گوشه و کنار کشور زندگی میکنند.
یک نفر از پرخوری کند قی و پیشش
ضعف نموده است صد هزار گرسنه
هوش مصنوعی: یک نفر که به خاطر پرخوری حالش بد شده و ضعف کرده، در برابر او هزاران گرسنه دیگر وجود دارند که در انتظار نان و غذا هستند.
دزد وطن هست سیر و آن که همه عمر
بهر وطن بوده جان نثار گرسنه
هوش مصنوعی: در اینجا منظور این است که فردی که به طور مداوم و با تلاش برای وطن خود کار کرده و جانش را فدای آن کرده، در نهایت بیکس و گرسنه مانده است، در حالی که کسانی که به وطن خیانت کردهاند و فقط به فکر منافع خود بودهاند، در آرامش و آسایش زندگی میکنند.
آن که بود چاپلوس و جاهل و بیدین
هیچ نماند به روزگار گرسنه
هوش مصنوعی: آن کسی که همواره تملق میگوید، نادان و فاقد ایمان است، در نهایت در روزگار بینیازی و فقر چیزی برایش باقی نمیماند.
وان که تملق نگفت و در همه حالی
مسلک خود کرد آشکار، گرسنه
هوش مصنوعی: کسی که هرگز به مدح و تملق دیگران نپرداخت و همیشه راه خود را به صراحت دنبال کرد، در نهایت دلی گرسنه دارد.
دشمن ایران به یک قرار بود سیر
ملت ایران به یک قرار گرسنه
هوش مصنوعی: دشمن ایران بر این عقیده بود که ملت ایران باید با یک توافق و قرارداد به سمت فقر و گرسنگی برود.
وای به باغی که جغد و زاغ در آن سیر
لیک بود قمری و هزار گرسنه
هوش مصنوعی: اگر در باغی جغد و زاغ گردش کنند، وای به حال آن باغ! چرا که قمر در آن نیست و همه در انتظار غذا هستند.
سیران مستوجب عنایت شاهند
لیکن مستوجب فشار، گرسنه
هوش مصنوعی: افرادی که در حال سیر و سفر هستند، شایسته توجه و محبت پادشاه هستند، اما در عین حال به دلیل گرسنگی و سختیهایی که تحمل میکنند، تحت فشار قرار دارند.
هیچ ندیدم خدای را که گذارد
عبد ضعیف گناهکار گرسنه
هوش مصنوعی: هیچگاه شاهد نبودهام که خداوند، بنده ضعیف و گناهکاری را گرسنه بگذارد.
گرسنگی لازم است لیک روا نیست
بیشتر از حد انتظارگرسنه
هوش مصنوعی: گرسنگی لازم است، اما نباید بیش از حدی که انتظار میرود، گرسنه بمانیم.