برگردان به زبان ساده
ای کوه سپیدسر، درخشان شو
مانند وزو شراره افشان شو
هوش مصنوعی: ای کوه سفید، مانند شعله روشن شو و درخشش خود را نشان بده.
ای رنگپریده کوه دمباوند
مریخ رخ و سهیل دندان شو
هوش مصنوعی: ای کوه دمباوند که رنگپریدهای، مانند مریخ زیبا و ستاره سهیل دنداندار باش.
ای شیر سپید خفته در وادی
آن یال فرو فشان خندان شو
هوش مصنوعی: ای شیر سفید، که در دشت آرامیدهای، زودتر بیدار شو و با یالش که روی زمین افتاده، به زیبایی به اطراف خود بنگر.
زان یال سپید، نیشها بنمای
تیره گر عیش و نوش تهران شو
هوش مصنوعی: از آن یال سپید، نشانههای بد را نشان بده، اگر میخواهی به لذت و خوشی در تهران برسی.
ای قلهٔ کوه، آتشافشان کن
وی قلعه ری، به خاک یکسان شو
هوش مصنوعی: ای قله کوه، برافروختن آتش را آغاز کن و ای قلعه ری، به زیر خاک برو و نابود شو.
شهر ری بیهنر فریسهٔ تو است
ای شیر بر این فریسه غران شو
هوش مصنوعی: شهر ری بدون هنر و خلاقیت، مانند طعمهای برای توست، ای شیر! بر این طعمه با قدرت و غرور حمله کن.
انگیزهٔ کیفرا! دماوندا!
بسمالله، بر مثال و فرمان شو
هوش مصنوعی: محرک درد و عذاب! ای دماوند! آغاز کن، بر اساس قانون و دستوری که داده شده است.
ویرانگر هفت حصن غبرا باش
بر همزن چار آخشیجان شو
هوش مصنوعی: نابودکنندهی هفت دژ خاکی باش و به هم بزنندهی چهار چاشنی.
ای تیغهٔ که بجوش و طغیان کن
ای خطهٔ ری بجنب و لرزان شو
هوش مصنوعی: ای تیغهٔ شمشیر، با قدرت بجوش و طغیان کن؛ ای سرزمین ری، حرکت کن و به لرزش درآید.
ای ابر سیه به سان غربالی
بر پهنهٔ ری سرشک ریزان شو
هوش مصنوعی: ای ابر تیره، مانند غربالی بر روی زمین ببار، و اشکهای خود را بریز.
ای نار سعیر کوه از آن غربال
آویخته بر مثال باران شو
هوش مصنوعی: ای شعلههای آتش، به سوز خود برکوه آویختهاید، همچون بارانی که بر زمین میبارد، خود را گسترش دهید.
ای سیل سرشک آتشین، از کوه
بگرای و ز دیده سوی دامان شو
هوش مصنوعی: ای اشکهای داغ و سوزان، از کوه پایین بیا و به دامن من بیفت!
ای خاره، درون کورهٔ برکان
بگداز و ز تیغ کوه غلطان شو
هوش مصنوعی: ای خار، درون آتش فشانها بسوز و بر روی تیغ کوهها بچرخ.
زی اوج گرای و ناگهان بترک
خاکستر گرم فرق دونان شو
هوش مصنوعی: از بلندیها بالا برو و ناگهان خود را از خاکستر گرم پایین بینداز و به جایی برس که از سطح معمولی و پایینتر فراتر بروی.
ای مردم روستای این وادی
ازکیفر ایزدی هراسان شو
هوش مصنوعی: ای مردم این روستا، از عذاب و کیفر الهی بترسید.
گاو و رمه و زن و بچه برگیر
بگریز و به پهندشت پنهان شو
هوش مصنوعی: گاو و چهارپایان و خانوادهات را جمع کن، بُر و در دشت وسیع و دور از چشم پنهان شو.
از خانه و کشت و زرع دل برکن
دنبال سلامت تن و جان شو
هوش مصنوعی: از خانه و مزارع فاصله بگیر و به دنبال تندرستی جسم و روح خود باش.
زان پیش که لرزه بر زمین افتد
خانه بگذار و زی بیابان شو
هوش مصنوعی: قبل از اینکه زمین بلرزد و تو را به خطر بیندازد، خانه را ترک کن و به بیابان برو.
برگریز به چند میل آنسوتر
وآنجا به نیاز پاک یزدان شو
هوش مصنوعی: به دور شو و مسافتی دورتر برو و آنجا با خلوص نیت به درگاه خداوند دعا و نیاز کن.
چون پوزش حق گذاردی آنگاه
واپس نگر و ز بیم لرزان شو
هوش مصنوعی: وقتی که از دیگران عذرخواهی کنی، سپس به گذشته برگشته و از ترس به لرزه درآیی.
چون ابر سیاه و برقها دیدی
گریان ز غم دیار ویران شو
هوش مصنوعی: زمانی که ابرهای تیره و رعد و برقها را مشاهده کردی، به یاد غم از دست دادن سرزمین ویران شدهات اشک بریز.
تا کیفر حق نگیردت دامان
نیت کن و زایر خراسان شو
هوش مصنوعی: برای همیشه از عذاب و مجازات حق در امان نخواهی بود، پس نیت خود را خالص کن و به سفر به خراسان برو.
زی حضرت طوس گامها بردار
وز رنج و غم جهان تنآسان شو
هوش مصنوعی: از حضور حضرت طوس قدم بردار و از درد و رنجهای جهان راحتی و آسایش پیدا کن.
زی کاخ سلیل موسی جعفر
بشتاب و در آن بلند ایوان شو
هوش مصنوعی: از کاخ سلیل موسی جعفر سریعاً برو و در آن ایوان بلند بایست.
فرزند نبی رضاکش ایزد گفت
ای پور به شیوهٔ نیاکان شو
هوش مصنوعی: ای پسر پیامبر، خداوند به تو فرمود: به شیوهٔ اجدادت رفتار کن.
تا حجت ما تمامتر گردد
از خانه به سوی مروشهجان شو
هوش مصنوعی: تا پیام ما به وضوح بیشتری نمایان شود، از خانه به سمت مرو برو.
در معنی لا اله الا الله
توحیدسرای و منقبتخوان شو
هوش مصنوعی: در مفهوم "لا اله الا الله" تنها خداوند یگانه را بشناس و ستایش او را به زبان آور.
بگذار حدیث شرط و پیمانش
حصن بشری ز نار نیران شو
هوش مصنوعی: بگذار تا گفتگو درباره شرط و پیمانش مانند دژ و پناهگاهی برای بشریت شود که از آتش دوزخ در امان بماند.
ور با تو خلیفه نو کند پیمان
با او به سر رضا و پیمان شو
هوش مصنوعی: اگر کسی با تو پیمانی جدید ببندد، باید آن را با رضایت و توافق کامل بپذیری.
گر دشمن گویدت که سلطان باش
از دشمن درپذیر و سلطان شو
هوش مصنوعی: اگر دشمن به تو بگوید که فرمانروا باش، از او بپذیر و به مقام سلطنت برس.
عهدی بنویس و شو ولیعهدش
شاهنشه روم و ترک و ایران شو
هوش مصنوعی: یک پیمان ببند و به عنوان ولیعهد، پادشاهی روم و ترکیه و ایران را به دست بیاور.
وانگاه ز مرو شاه جان برگیر
همراه عدو به طوس و نوقان شو
هوش مصنوعی: سپس از مرو، شاه جان را بردار و با دشمن به طوس و نوقان برو.
چون خصم ترا شرنگ پیش آرد
برگیر و بنوش و محمدتخوان شو
هوش مصنوعی: زمانی که دشمن تو زهر به تو عرضه کرد، آن را بپذیر و بنوش و در این حال به یاد محمد (ص) باش.
زان افشره و می شرنگآگین
بستان و به یاد دوست مستان شو
هوش مصنوعی: از آن مایع خوش طعم و شاداب بهرهمند شو و به یاد دوست، حالت شاد و سرخوش داشته باش.
بگرای زکاخ میر زی خانه
«باصلت» به پیش خوان و نالان شو
هوش مصنوعی: برو به خانهٔ میرزای کاخ و از آنجا به سمت میز غذا برو و با صدای بلند ناله کن.
ازسوز جگرچوشمع زربن چهر
بگداز و گهرفشان به دامان شو
هوش مصنوعی: از شدت درد دل، همچون شمعی با چهرهای زرد و محزون ذوب شو و اشکهایت را بر دامن خود بریز.
فرمان بپذیر و زین حظیره تنگ
زی حضرت لامکان شتابان شو
هوش مصنوعی: فرمان را بپذیر و از این مکان محدود به سرعت به سوی جایی بیمکان و نامحدود برو.
دلباختهٔ حضور دلبر باش
جانسوختهٔ لقای جانان شو
هوش مصنوعی: عاشق حضور معشوق خود باش و آمادهی دیدار محبوب خود شو.
برگوی بدان نحیف جسمانی
ای جسم به خاک تیره پنهان شو
هوش مصنوعی: ای جسم نحیف و ضعیف، هم اکنون به خاک سیاه پنهان شو.
بسرای بدان لطیف روحانی
کای مرغ به بام عرش پران شو
هوش مصنوعی: به زیبایی و نرمی روحانی بپرداز و مانند پرندهای به اوج آسمانها پرواز کن.
این بازی ما شگرف دستانیست
همباز بدین شگرف دستان شو
هوش مصنوعی: این بازی ما حاصل مهارتهای حیرتانگیز است، با هم در این بازی با این مهارتها همراه شو.
این درگه ما عجیب دیوانیست
همراز بدین عجیب دیوان شو
هوش مصنوعی: این مکان ما واقعاً عجیبی است و تمامی دیوانگان در آن با یکدیگر همراز هستند، پس تو نیز به این جمع دیوانگان بپیوند.
این شیوهٔ عاشقی و معشوقیست
گر عاشقی، آنچه گفتمت آن شو
هوش مصنوعی: اگر عاشق هستی، به شیوهی عشق و علاقمندی که گفتم عمل کن.
تا جان نشوی نخواندت جانان
گر جانان می طلب کنی جان شو
هوش مصنوعی: تا زمانی که جان ندهی و دلی نخواهی، محبوب تو را صدا نمیزند. اگر به دنبال محبوبی، باید خود را در عشق او فانی کنی.
*
*
هوش مصنوعی: این شعر به ما میگوید که عشق واقعی مانند سوزانیدن یک آتش در دل است. این احساسات عمیق و پرشور، ما را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و زندگیمان را تغییر میدهد. عشق میتواند زیبایی و گرما به زندگی ببخشد، اما همچنین ممکن است درد و رنج هم به همراه داشته باشد.
ای شاه بهار خانهزاد تست
بر بنده کفیل برّ و احسان شو
هوش مصنوعی: ای پادشاه، تو همانند بهاری هستی که در دل خانهزادهای جا دارد. بر من، که خدمتگزار توام، نعمت و مهربانی نازل کن.
شد تیره در این حظیرهاش نامه
فرداش ضمان عفو و غفران شو
هوش مصنوعی: در این مکان، نامهای که به آیندهاش مربوط میشود، به رنگ تیرهای درآمده است و نشانهی طلب بخشش و عفو است.
ارجوکه ز بند ری رهم وز شاه
توقیع رسد که گرم جولان شو
هوش مصنوعی: میخواهم از بند ری رهایی یابم و نامهای از شاه دریافت کنم که مرا به فعالیت و تحرک بیشتر تشویق کند.
ای شاعر شاه اندرین حضرت
تا نوبت احتضار، مهمان شو
هوش مصنوعی: ای شاعر، در این مکان مقدس و بزرگ، تا وقتی که نوبت مرگت فرا برسد، مهمان باش.