برگردان به زبان ساده
شد پارس یکی حلقهٔ گزین
شیراز بر آن حلقه چون نگین
هوش مصنوعی: پارس به یک حلقهٔ انتخاب تبدیل شد و شیراز مانند نگینی بر آن حلقه نشست.
بر حلقهٔ انگشترین پارس
شیراز بود گوهری ثمین
هوش مصنوعی: در حلقهٔ انگشتر پارس شیراز، گوهر ارزشمندی وجود داشت.
از سبزهٔ شاداب و سرخ گل
گه یاقوتین، گه زمردین
هوش مصنوعی: از چمنزار سبز و گلهای سرخ چون یاقوت و گاهی سبز مانند زمرد.
هرگز به یک انگشتری که دید
یاقوت و زمرد به هم قرین
هوش مصنوعی: هرگز به یک انگشتری که در آن یاقوت و زمرد کنار هم قرار دارند، اعتماد نکن.
از چین و شکنج گلشن به باغ
چون برگذرد باد فرودین
هوش مصنوعی: وقتی که باد بهار از میان گلهای زیبا و پرپیچ و خم باغ عبور میکند، به لطافت و زیبایی آنجا جان میبخشد.
صد چین و شکنج افکند نسیم
از رشک، برابر وی مشک چین
هوش مصنوعی: نسیم به خاطر حسادتش به زیبایی و لطافتش، هزاران چین و چروک بر روی چهرهاش میافکند که به او جلوهای خاص میدهد.
زی بقعت کوهی یکی برای
کان بقعه بهبشی بود برین
هوش مصنوعی: از زمین تو کوهی وجود دارد که آن بقعه، مکانی خوشایند و زیبا برای زندگی است.
بر ساحت بردی ببر سلام
کآن برد و سلامیست دلنشین
هوش مصنوعی: به سرزمین محبوب برو و سلامی بفرست، زیرا آن سلام و حضور تو برای دل بسیار خوشایند و دلنشین است.
وز چشمهٔ زنگیش نوش کن
تا شکر نوشی و انگبین
هوش مصنوعی: از چشمهٔ زنگی بنوش تا شیرینی و عسل را چشیده باشی.
بگذر سحری زی سه آسیا
زآنجا به کُه خور بر آببین
هوش مصنوعی: از سحری بگذری و به سمت آسیابها بروی، آنجا به کوهخور نگاه کن که بر روی آب میرقصد.
کز عکس گل و لاله و سمن
شرمنده برآید خور از زمین
هوش مصنوعی: خورشید از زمین سر برمیآورد و به خاطر زیبایی گلها، لالهها و سمنها شرمنده میشود.
بر مسجد ویران عمرولیث
رخسای که پیریست بافرین
هوش مصنوعی: در این بیت به زیبایی کسی اشاره شده که در زمان پیری هنوز جوانمردی و شکوه خود را حفظ کرده است. او در حقیقت قدرت و تأثیر خود را در جایی به نمایش میگذارد که حتی یک مسجد ویران نیز تحت تأثیر وجود او قرار میگیرد. این تصویر به ما یادآوری میکند که شخصیت و منش انسان میتواند در هر شرایطی بر محیط اطرافش تأثیر بگذارد.
رخ سای بر آن فرخ آستان
بزدای ازو گرد باستین
هوش مصنوعی: چهرهات را بر آن درگاه خوشبخت بیفکن و غبار آن را پاک کن.
قرآنکدهاش را درون صحن
با دیدهٔ قرآنشناس بین
هوش مصنوعی: به دقت و با چشم تیزبین به قرآنخانهاش در وسط صحن نگاه کن.
بر مرقد سعدی بسای چهر
بر تربت خواجو بنه جبین
هوش مصنوعی: بر روی مزار سعدی صورت خود را بگذار و بر قبر خواجو پیشانی را بر زمین بگذار.
کن یاد سرکوی شاه شیخ
از بهر دل حافظ غمین
هوش مصنوعی: به یاد کوچههای سرشار از زیبایی و خاطرات شاه شیخ برو و به خاطر دل غمگین حافظ، این یاد را گرامی بدار.
شو تربت خونینش را بجوی
وآن خاروخس از تربتش بچین
هوش مصنوعی: به دنبال جایگاه او برو و از خاکش خار و خس را بکن.
آن دولت مستعجلش نگر
بر تربت وبرانهاش نشین
هوش مصنوعی: به آن شادی و خوشبختی زودگذرش نگاه کن، بر آرامگاه و محل استراحتش بنشین.
جو تربت منصور شاه را
مقتول سمرقندی لعین
هوش مصنوعی: بر سر مزار منصور شاه، مردی از سمرقند به قتل رسیده است.
گر تربت او یافتی، بروب
خاک رهش از زلف حور عین
هوش مصنوعی: اگر به خاک او رسیدی، با خاک راهش را با زلف حوری عین بمال.
بر مدفن شه شیخ برنویس
کاین مدفن شاهیست راستین
هوش مصنوعی: بر روی قبر عالم بزرگ بنویسید که اینجا محل دفن یک پادشاه واقعی است.
بر تربت منصور بر نگار
کاین تربت شیریست خشمگین
هوش مصنوعی: بر روی خاک آرامگاه منصور، به تصویر میآید که این خاک مانند شیری خشمگین است.
زانجا به سوی حافظیه شو
زان خطه کفی خاک برگزین
هوش مصنوعی: از آنجا به سمت حافظیه برو و از آن خطه، مقداری خاک را بردار.
و آن خاک به سر کن که ای دریغ
کو حافظ و آن طبع دلنشین
هوش مصنوعی: به یاد کسی که دیگر در میان ما نیست و کاش میتوانستیم دوباره او را ببینیم و شیرینی کلمات و طبع دلنوازش را احساس کنیم.
زی تربت خواجو برای هان
بر مدفن اهلی بنال هین
هوش مصنوعی: از خاک خواجو برای اهلی ناله کن و بگو که چه عظمتی در آنجا نهفته است.
بر مرقد بسحاق کن گذر
ربزهٔ هنر از خاک او بچین
هوش مصنوعی: بر روی مزار سحاق قدم بزن و گلهای هنری که از خاک او روییدهاند، بچین.
بر خواجهٔ «داهدار» ده درود
همت طلب از خاک آن زمین
هوش مصنوعی: بر استاد بزرگ «داهدار» سلامی فرست و درخواستی از او داشته باش که در آن خاک، تلاش و کوشش خود را طلب کند.
در مسجد بردی ز مکتبی
بنیوش سخنهای نازنین
هوش مصنوعی: در مسجد، از معلمی شنیدم صحبتهای زیبا و دلنشین.
جو توشهٔ راه از شه چراغ
کانجا دو جهان بنگری دفین
هوش مصنوعی: بر سر راه زندگی، از حکمت پادشاه بهره بگیر، زیرا در این مکان میتوانی اسرار دو جهان را مشاهده کنی.