برگردان به زبان ساده
ای کسروی ای سفیه نادان
سرگشته تیه بغی و خذلان
هوش مصنوعی: ای کسروی، ای نادان و بیخود که در دلهره و سرگردانی به سر میبری.
بدبخت کسی که چون تو باشد
یک عمر به کار خویش حیران
هوش مصنوعی: بدبخت کسی است که مانند تو، یک عمر درگیر کارهای خود و مشغولیتهایش باشد و هنوز سرگردان و سردرگم باشد.
منفور به نزد پیر و برنا
ملعون بر کافر و مسلمان
هوش مصنوعی: کسی که از نظر دیگران منفور و ناپسند است، چه پیر باشد و چه جوان، به نوعی مورد توجه و سرزنش قرار میگیرد، چه کافر باشد و چه مسلمان.
از روز ازل فکنده ابلیس
در قلب تو کارگاه عصیان
هوش مصنوعی: از همان ابتدا، ابلیس در دل تو فضایی برای نافرمانی ایجاد کرده است.
آیینْت سفاهتی هویدا
«پیمانْت» حماقتی نمایان
هوش مصنوعی: تو به وضوح نشانی از نادانی را نشان میدهی و «پیمان» تو سمبلی از حماقتی آشکار است.
تو ز اهرمنی و از تو بیزار
روح مشی و روان مشیان
هوش مصنوعی: تو از صفات پلیدی برخورداری و به همین خاطر روح و جانهای پاک از تو متنفرند.
ای مغز تو خوابگاه ابلیس
وی قلب تو جایگاه شیطان
هوش مصنوعی: ای عزیز، ذهن تو محلی است که ابلیس در آن آرام میگیرد و قلبت فضایی است که شیطان در آن ساکن است.
ای مایهٔ ننگ اهل تبریز
از حکمآباد تا شتربان
هوش مصنوعی: تو باعث شرم و سرافکندگی مردم تبریز از حکمآباد تا شتربان هستی.
با این تن خشک و این قیافه
هستی ز کدام جنس حیوان
هوش مصنوعی: با این بدن لاغر و این چهره، تو از چه نوع حیوانی هستی؟
بوزینهٔ سل گرفتهای تو
پوشیده به تن لباس انسان
هوش مصنوعی: تو مانند بوزینهای هستی که به تن لباس انسانگونهای پوشیدهای و در واقعیت، حالتی غیر از آنچه نشان میدهی داری.
در کار معاشرت چنان تلخ
کز تو نشود رفیق، خندان
هوش مصنوعی: در روابط اجتماعی به اندازهای تلخی وجود دارد که هیچ دوستی از تو خوشحال و خندان نمیشود.
بنشینی و بر نمک بری دست
برخیزی و بشکنی نمکدان
هوش مصنوعی: زمانی که نشستهای و به چیزی که نمک را در خود دارد توجه میکنی، دست برمیداری و سپس با حرکتی ناخواسته آن ظرف نمک را میشکنی.
خود را تو ز مصلحان شمردی
این نام به خود نهادی آسان
هوش مصنوعی: تو خود را به عنوان یک مصلح تصور کردی و به راحتی این عنوان را برای خود انتخاب کردی.
هستی به قیاس مصلحان، تو
چون ز آب فرات، آب قلیان
هوش مصنوعی: موجودیت تو مانند اصلاحگران است، اما تو مانند آبی هستی که از رود فرات نسبت به آب قلیان رقیقتر است.
هستی تو به طعم و بوی پیدا
هرچند شوی به رنگ پنهان
هوش مصنوعی: وجود تو به طعم و بوی مشخص است، هرچند که در رنگ و ظاهر ممکن است پنهان باشی.
شد پارسی از تصرف تو
مهمل چو کلام جان بن جان
هوش مصنوعی: زبان فارسی به خاطر نفوذ تو از معنا خالی شده است، مانند کلامی که جان را از جان جدا میکند.
خشکیده و خامشی تو، گویی
چولی قزکی بهدست طفلان
هوش مصنوعی: خشکی و سکوت تو شبیه به تکهای پارچه قزاقی است که در دستان کودکانی قرار دارد.
چولی قزکی ولی نه زان جنس
کز وی طلبند خلق باران
هوش مصنوعی: چلی قزکی، نوعی پرندهی زیباست، اما نه از آن نوعی که مردم انتظار بارش باران از آن داشته باشند.
الفاظ به کسره میگذاری
زان کسرویت شده است عنوان
هوش مصنوعی: کلمات را به شیوهای خاص و زیبا بیان میکنی، به خاطر این شیوهٔ خاصی که داری، به تو لقب دادهاند.
ورنه تو کجا و آل کسری
ای مایهٔ ننگ آل قحطان
هوش مصنوعی: اگر تو نباشی، پس کجا میتوانی پیدا شوی و به یادآوری جایگاه آل کسری، که خود مایهٔ ننگ برای آل قحطان است؟