برگردان به زبان ساده
از من گرفت گیتی یارم را
وز چنگ من ربود نگارم را
هوش مصنوعی: دنیا یارم را از من گرفت و زیبایم را از دستانم ربود.
وبرانه ساخت یکسره کاخم را
آشفته کرد یکسره کارم را
هوش مصنوعی: او به طور کامل زندگیام را برهم زد و همهی کارهایم را خراب کرد.
ز اشک روان و خاک به سرکردن
در پیش دیده کند مزارم را
هوش مصنوعی: از دیدن مزارم با اشک چشم و خاک بر سر، احساس غم و اندوه میکنم.
یک سو سرشک و یک سو داغ دل
پر باغ لاله ساخت کنارم را
هوش مصنوعی: یک طرف چشمانم پر از اشک است و طرف دیگر دلم به شدت ناراحت و آشفته است، در نتیجه در کنار من باغی از گلهای لاله شکل گرفته.
گر باغ لاله داد به من پس چون
از من گرفت لاله عذارم را
هوش مصنوعی: اگر باغ لالهای به من دادهاند، پس چرا لاله چهرهام را از من گرفتهاند؟
در خاک کرد عشق و شبابم را
بر باد داد صبر و قرارم را
هوش مصنوعی: عشق و جوانیام را در دل خاک پنهان کرد و آرامش و صبوریام را از بین برد.
چون حرف مفت و صحبت بیبرهان
بر ترهات داد مدارم را
هوش مصنوعی: وقتی که حرفهای بیاساس و بیمنطق میزنند، من خودم را به آنها نمیزنم و به آنها اهمیتی نمیدهم.
بر گور مرده ریخت شرابم را
در کام سگ فکند شکارم را
هوش مصنوعی: بر سر قبر مرده، نوشیدنیام را ریختم و طعمهام را به دهان سگ انداختم.
جام میم فکند ز کف و آنگاه
اندر سرم شکست خمارم را
هوش مصنوعی: جام می را از دست انداخت و سپس به هماین در سرم ضربه زد و مستیم را شکست.
بس زار ناله کردم و پاسخ داد
با زهرخند، نالهٔ زارم را
هوش مصنوعی: خیلی از دلbroken و ناله کردهام، اما او فقط با یک لبخند تمسخرآمیز به نالههایم پاسخ داده است.
گفتم بهار عشق دمید، اما
گیتی خزان نمود بهارم را
هوش مصنوعی: گفتم عشق به اوج خود رسیده و فصل زیبایی آغاز شده، اما دنیا به ناگهان همه چیز را به فصل سرد و دلگیر تبدیل کرد و شادیهای من را از بین برد.
گیتی گنه نکرد و گنه دل کرد
کاین گونه کرد سنگین بارم را
هوش مصنوعی: دنیا از من گناه نکرد، اما دل من گناهکار شد و به این خاطر بر دوشم بار سنگینی گذاشت.
باری بر آن سرم که از این سینه
بیرون کنم دل بزه کارم را
هوش مصنوعی: به هر حال، باید بر دوش خودم سنگینی احساساتم را تحمل کنم و قلب گناهکارم را از درون خود بیرون بکشم.