برگردان به زبان ساده
ای زده زنار بر، ز مشک به رخسار
جز تو که بر مه ز مشک برزده زنار
هوش مصنوعی: تو که با زینتهای خود درخشان و زیبا هستی، دیگر کسی مانند تو وجود ندارد که همچون نازکی و دلربایی، خود را بیاراید و تو را از درون دلها بیرون بکشد.
زلف نگونسار کردهای و ندانی
کو دل خلقی ز خویش کرده نگونسار
هوش مصنوعی: تو با زلفهای پریشانات نمیدانی که دلهای زیادی به خاطر تو آشفته و درهم رفتهاند.
روی تو تابنده ماه بر زبر سرو
موی تو تابیده مشک از بر گلنار
هوش مصنوعی: شما مانند ماهی که در آسمان میدرخشد، به زیبایی موی خود و دلفریبیات مشغول شدهای، بویی مانند مشک از شاخ و برگ درختان نارنج به مشام میرسد.
چشم تو ترکی و کشوریش مسخر
زلف تو دامی و عالمیش گرفتار
هوش مصنوعی: چشمهای تو مانند رومیان زیباست و سرزمین تو تحت تاثیر زلفهای تو است؛ دنیا در دام زیبایی تو گرفتار شده است.
سخت به پایان کار خویش بنالد
آن که بر آن زلفش اوفتاده سر و کار
هوش مصنوعی: کسی که به محبوبش علاقهمند است و به خاطر او دچار مشکلاتی شده، در پایان عمرش بسیار گله و زبانبهزبان میآورد.
ریحان داری دمیده بر گل نسرین
مرجان داری نهاده بر دُر شهوار
هوش مصنوعی: گل نسرین را در دامن خود گرفتی و مرجان را بر درِ زیبایی گذاشتی.
آفت جانی از آن دو غمزهٔ دلدوز
فتنهٔ شهری از آن دو طُرّهٔ طرّار
هوش مصنوعی: درد و آزار من از آن دو نگاه دلربا و فریبنده است که به اندازه فتنه و آشوب شهری، خطرناک و فریبنده هستند. همچنین، زیبایی و جذابیت موهای آن دو نفر هم به همان اندازه میتواند مشکلساز باشد.
فتنه شدستم به لاله و سمن از آنک
چهر تو باغیست لالهزار و سمنزار
هوش مصنوعی: من در مواجهه با زیباییهای گل لاله و سمن دچار حیرت و فریب شدم، زیرا چهره تو همانند باغی است پر از لاله و سمن.
لعل شکربار داری و نه بدیع است
گرچه نماید بدیع لعل شکربار
هوش مصنوعی: تو مانند گوهر شیرینی هستی که خوشمزه و دلنشین است، حتی اگر به نظر بربیاید که چیز نو و تازهای است.
زان لب شیرین تو بدیع نماید
این همه ناخوش کلام و تلخی گفتار
هوش مصنوعی: این همه گفتارهای ناخوش و تلخ، به سبب لب شیرین تو زیبا و منحصر به فرد به نظر میرسد.
ختم بود بر تو دلربایی، چونانک
نیکی و پاکی به دخت احمد مختار
هوش مصنوعی: دلربایی و زیبایی تو پایانپذیر نیست، همانطور که نیکی و پاکی احمد مختار همواره بینقص و بیبدیل است.
زهرا آن اختر سپهر رسالت
کاو را فرمان برند ثابت و سیار
هوش مصنوعی: زهرا، آن ستاره آسمان رسالت است که فرمانبردارانش، چه ثابت و چه سیار، به او احترام میگذارند.
فاطمه، فرخنده مام یازده سرور
آن به دو گیتی پدرش سید و سالار
هوش مصنوعی: فاطمه، خوشبخت و شانسدار، مادر یازده امام بزرگوار است که پدرش مقام و رتبهای عالی دارد.
پردهنشین حریم احمد مرسل
صدرگزین بساط ایزد دادار
هوش مصنوعی: در اینجا به شخصیتی اشاره میشود که در مرتبهای والاتر قرار دارد و به عنوان نمایندهای از خداوند به حساب میآید. او در جایی خاص و مقدس نشسته و براساس اراده الهی، امور را ساماندهی میکند. این عبارت به نوعی نشانگر منزلت و مقام معنوی و الهی این شخصیت است.
عرفان عقد است و اوست واسطهٔ عقد
ایمان پرگار و اوست نقطهٔ پرگار
هوش مصنوعی: عرفان بهمانند پیمانی است که ایمان، واسطه آن است. پرگار نیز ابزاری است که بهوسیله آن نقطهای مرکزی را مییابد.
بر همه اسرار حق ضمیرش آگاه
عنوان از نام او به نامهٔ اسرار
هوش مصنوعی: او به تمامی رازهای الهی آگاه است و نام او نشاندهنده این اسرار است.
از پی تعظیم نام نامی زهراست
این که خمیدهست پشت گنبد دوّار
هوش مصنوعی: هواپیماهایی که بهخاطر حجمی از عظمت و قدسیت، در برابر نام بزرگ و گرامی زهرا سر تعظیم فرود آوردهاند، به مانند گنبدی دورانی، کمرشان خمیده شده است.
بر فلک ایزدیست نجمی روشن
در چمن احمدیست نخلی پربار
هوش مصنوعی: در آسمان، ستارهای روشن وجود دارد که در باغ احمد، درختی پربار و سودمند دارد.
بار ولایش به دوش گیر و میندیش
ای شده دوش تو از گناه گرانبار
هوش مصنوعی: بار محبت و وابستگی به او را بر دوش خود بگذار و نگران نباش که شب گذشته بر دوش تو گناههای زیادی سنگینی کرده است.
قدر وی از جمله کاینات فزون است
نی نی، کاو راست زین فزونتر مقدار
هوش مصنوعی: قدرت و ارزش او از تمام موجودات بیشتر است، زیرا او از آنچه به زبان میآید، بالاتر و والاتر است.
چندش مقدار باید آنکه جهانش
چون رهیان ایستاده فرمانبردار
هوش مصنوعی: چه مقدار باید ارزشمند باشد کسی که دنیا برای او مانند بندهای ایستاده و فرمانبردار است.
راستی ار بنگری جز این گهر پاک
از دو جهانش غرض نبود جهاندار
هوش مصنوعی: اگر به حقیقت بنگری، هیچ چیز دیگری جز این گوهر پاک از دو جهان وجود ندارد که مورد نظر جهانآفرین است.
عصمت، چرخ است و اوست اختر روشن
عفت، بحر است و اوست گوهر شهوار
هوش مصنوعی: عصمت مانند یک چرخ است که در آن، روشنایی عفت به عنوان ستارهای میدرخشد. همچنین، عفت مانند دریا است و گوهر شهوت درون آن قرار دارد.
آدم و حوا دو بندهایش به درگاه
مریم و عیسی دو چاکریش به دربار
هوش مصنوعی: آدم و حوا دو بنده هستند که به جهنم رفتهاند و مریم و عیسی در درگاه الهی مانند خدمتکاران به سر میبرند.
کوس کمالش گذشته از همه گیتی
صیت جلالش رسیده در همه اقطار
هوش مصنوعی: کامل بودن او فراتر از تمام جهان است و عظمت او در همه جا منتشر شده است.
فرّ و شکوه و جلال و حشمت او را
گر بندانی ببین به نامه و اخبار
هوش مصنوعی: اگر بخواهی عظمت و شکوه او را کاهش دهی، به نامها و گفتهها توجه کن.