برگردان به زبان ساده
از بر این کرهٔ پست حقیر
زیر این قبهٔ مینای بلند
هوش مصنوعی: زیر این آسمان بلند و زیبا، در این دنیای کوچک و بیارزش، زندگی میکنیم.
نیست خرسند کس از خرد و کبیر
من چرا بیهده باشم خرسند
هوش مصنوعی: هیچکس از خرد و بزرگی من خوشنود نیست، پس چرا باید بیجهت خوشحال باشم؟
شدهام در همه اشیا باریک
رفته تا سرحد اسرار وجود
هوش مصنوعی: من در تمام چیزها عمیق و دقیق شدهام و به جایی رسیدهام که به رازهای هستی پی ببرم.
چیست هستی؟ افقی بس تاریک
وندر آن نقطهٔ شکی مشهود
هوش مصنوعی: هستی چیست؟ فضایی بسیار تاریک که در آن نقطهای از تردید قابل مشاهده است.
بجز آن نقطهٔ نورانی شک
نیست در این افق تیره فروغ
هوش مصنوعی: به جز آن نقطهٔ روشن، در این افق تاریک هیچ شکی وجود ندارد.
عشق بستم به حقایق یکیک
راست گویم همه وهم است و دروغ
هوش مصنوعی: من به حقایق عشق ورزیدم و به زبانی ساده میگویم که همه چیز فقط توهم و دروغ است.
غیر وهمیم نیاید بهنظر
غم و شادی خوش و ناخوش بد و خوب
هوش مصنوعی: فقط خیالات ما هستند که غم و شادی را به ما نشان میدهند و در واقع، خوشی و ناخوشی، بدی و خوبی، بر اساس برداشتهای ما از واقعیت است.
نکندکوکبهٔ صبح دگر
در برم جلوه، نه تشییعِ غروب
هوش مصنوعی: شاید دیگر صبح فردا در برم نمایان نشود، مانند تشییع و وداعی که در غروب انجام میشود.
فکر عصیان زدهٔ مستاصل
محو گرداب یکی روح عظیم
هوش مصنوعی: اندیشههای سرگردان و ناآرام درگیر در گیرودار زندگی، مانند روحی بزرگ و نیرومند، در حال غرق شدن هستند.
چون یکی کشتیِ بشکسته دکل
پیش امواج حوادث تسلیم
هوش مصنوعی: انگار یک کشتی خراب شده که با دکلش در برابر امواج سخت حوادث تسلیم شده است.
خلق را کرده طبیعت ز ازل
بدو قانون پلید ارزانی
هوش مصنوعی: انسانها از ابتدا طبق یک قانون ناپسند که طبیعت برایشان تعیین کرده است، به وجود آمدهاند.
سرّ تأثیر وراثت، اول
رمز تاثیر تعلم، ثانی
هوش مصنوعی: راز تأثیر وراثت، اولین نشانه تأثیر آموزش است و دومین نشانه نیز همین تأثیر است.
روح من گر ز نیاکان من است
ای خدا پس من بدبخت کهام
هوش مصنوعی: اگر روح من از اجداد و نیاکانم سرچشمه میگیرد، خداوند، پس من چه بدبختی هستم!
و گر این روح و خرد زان من است
بستهٔ بند وراثت ز چهام
هوش مصنوعی: اگر این روح و عقل از آن من است، پس چرا باید به بند و شرایط وراثت گرفتار شوم؟
یک نیا عابد و عارف مشرب
یک نیا لشگری و دیوانی
هوش مصنوعی: یک نفر به دنبال عبادت و عرفان است و نفر دیگر در عرصه جنگ و ادارهٔ امور کشور.
پدرم شاعر و من زین سه نسب
شاعر و لشکری و روحانی
هوش مصنوعی: پدرم شاعر بوده و من نیز به واسطه او و نسلهای قبل از خودم، از خانوادهای هستم که هم در شعر و ادبیات فعالیت دارند و هم از نظر نظامی و روحانی انسانهای برجستهای هستند.
جد من تاجر و زین روی پدر
در من آهنگ تجارت فرمود
هوش مصنوعی: پدرم به خاطر شغل خانوادهام که با تجارت سر و کار دارد، مرا به سمت کسب و کار هدایت کرد.
اثر تربیتش گشت هدر
لیک بر روح من آسیب افزود
هوش مصنوعی: تربیت او بیفایده شد، اما به روح من آسیبی وارد کرد.
من نه زاهد نه محاسب نه ظریف
من نه تاجر نه سپاهی نه ندیم
هوش مصنوعی: من نه آدم پارسا و زاهدی هستم، نه حسابگر و دقیق، نه هنرمندی لطیف. همچنین نه بازرگانی هستم، نه سرباز و نه رفیقی.
به همه باب حریف و نه حریف
به همه کار علیم و نه علیم
هوش مصنوعی: در هر زمینهای و در مقابل هر چالش و موجودی، افرادی وجود دارند که با تواناییهای خود قادر به مقابله هستند، اما در حقیقت هیچکس به طور کامل به تمامی علوم و مهارتها مسلط نیست.
سخت چون سنگ و سپهر غماز
هر دمم بر جگر افکنده خدنگ
هوش مصنوعی: درد و سختیهایی که تحمل میکنم، به اندازهی سنگین و بیرحم هستند. هر لحظه، آسمان با تیرهایی از غم و اندوه به من حمله میکند و بر دل من تأثیر میگذارد.
گونی از بهر نشان، تیرانداز
هدفی سرخ نشانیده به سنگ
هوش مصنوعی: یک گونی برای نشان دادن هدفی درست کردهاند و تیرانداز به هدفی که به رنگ قرمز است، نشانه رفته و آن را با تیر سنگی نشانه رفته است.