برگردان به زبان ساده
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه
تا چه وقت به تمنای وصال تو منتظر بمانم و اشک از چشمانم جاری شود
خواهد به سر آید، شب هجران تو یا نه؟
ای تیر غمت را دل عشاق نشانه
آیا شب جداییات به پایان میرسد یا نه، ای آنکس که تیر غمت به دل عاشقان نشانه رفته است.
جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه
هوش مصنوعی: گروهی به تو مشغولند و در این حال، تو از میان آنها غایب هستی.
رفتم به در صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت راکع و ساجد
هوش مصنوعی: به خانهی عبادت عابدان و زاهدان رفتم و دیدم که همه در برابر تو خم شده و سجده میکنند.
در میکده رهبانم و در صومعه عابد
گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد
هوش مصنوعی: من گاهی در میکده مثل یک رهبان زندگی میکنم و گاهی در صومعه مانند عابدان. گاهی در مکانهای مذهبی و در حال عبادت هستم و گاهی در مسجد ساکن میشوم.
یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه
هوش مصنوعی: من به دنبال تو هستم، قدم به قدم و در هر جای ممکن.
روزی که برفتند حریفان پی هر کار
زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار
هوش مصنوعی: روزی که دوستانم به دنبال کارهای مختلف بودند، زاهد به سمت مسجد رفت و من به سمت میخانه رفتم.
من یار طلب کردم و او جلوهگه یار
حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار
هوش مصنوعی: من به دنبال یاری بودم و او در مکانی با زیباییهای خاص خود، در مسیر کعبه حضور داشت، در حالی که من مشتاق دیدار او بودم.
او خانه همیجوید و من صاحب خانه
هوش مصنوعی: او در جستجوی منزل است، در حالی که من صاحب خانه هستم.
هر در که زنم صاحب آن خانه تویی تو
هرجا که روم پرتو کاشانه تویی تو
هوش مصنوعی: هرجا که بروم تو را با خود میبینم و هر در که بکوبم، تو صاحب آنجا هستی.
در میکده و دیر که جانانه تویی تو
مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو
هوش مصنوعی: در میکده و دیر، که محبوب و معشوق من تو هستی، تو هدف و مقصود من هستی، نه کعبه و بتخانه.
مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه
هوش مصنوعی: ای عشق، تو هدف نهایی من هستی و مکانهایی مانند کعبه و بتخانه بهانههایی هستند برای نزدیکتر شدن به تو.
بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید
پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید
بلبل در باغ، نشانی از چهرهی گلگونِ معشوق دید؛
پروانه خود را به آتش زد و حقیقتِ رازها را آشکارا دید.
عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید
یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید
هوش مصنوعی: عاشقان و عارفان ویژگیهای زیبای تو را در هر سنی و در هر جا میبینند، به طوری که حتی در چهرههای پیر و جوان، تصویر تو را پیدا میکنند.
دیوانه نیم من که روم خانه به خانه
هوش مصنوعی: من دیوانه نیستم که بخواهم از خانهای به خانهای دیگر بروم و سرگردان باشم.
عاقل به قوانین خرد راه تو پوید
دیوانه برون از همه آیین تو جوید
هوش مصنوعی: انسان خردمند با پیروی از قوانین عقل و منطق پیش میرود، در حالی که فرد دیوانه از هر نوع قواعد و آداب پیروی نمیکند و به دنبال چیزهایی فراتر از آنهاست.
تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید
هرکس به زبانی صفت حمد تو گوید
هوش مصنوعی: به محض باز شدن گلهای این باغ، هر کسی به نحوی و با زبانی متفاوت، زیباییها و ویژگیهای تو را وصف خواهد کرد.
بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه
هوش مصنوعی: بلبل به خواندن شعر و قمری به نغمهسرایی مشغول است.
بیچاره بهائی که دلش زار غم توست
هرچند که عاصی است ز خیل خدم توست
هوش مصنوعی: دل شاد و خوشی ندارم چون غم تو بر من سنگینی میکند، هرچند که در ظاهر از بندگی و خدمت به تو دور شدهام.
امید وی از عاطفت دم به دم توست
تقصیر «خیالی» به امید کرم توست
هوش مصنوعی: امید او به محبت و توجه مداوم توست و تقصیر خیال او به خاطر انتظار شفقت و رحمت توست.
یعنی که گنه را به از این نیست بهانه
هوش مصنوعی: به این معناست که هیچ دلیلی برای گناه کردن بهتر از این نیست که بهانهای بیاوریم.