برگردان به زبان ساده
مرو را جهازی نکو ساختند
خزینه ز گوهر بپرداختند
هوش مصنوعی: او را با هدیهای زیبا فرستادند و برای او از خزانه گرانبهایی استفاده کردند.
از آن گوهرانش یکی راندید
نه دید و نه نام یکی را شنید
هوش مصنوعی: از میان آن گوهرهای ارزشمند، تنها یکی را دید و نه نامی از او شنید.
که گوهر به نزدیک او سنگ بود
ره خرمی بر دلش تنگ بود
هوش مصنوعی: در نزد او، جواهرها به منزله سنگی بی ارزش بودند و راه شادی و خوشی در دلش بسته بود.
خردمند گلشاه فرخنده را
یکی بنده بد، خواند آن بنده را
هوش مصنوعی: یک خدمتکار به یکی از بندگان گلشاه خوشحال میگوید: "این بنده را بخوانید."
بگفتا کی آزاد گشتی ز من
ترا رفت باید بسوی یمن
هوش مصنوعی: او گفت: "کی از من آزاد شدی؟ باید به سمت یمن بروی."
ببردن بر ورقهٔ دل دژم
زره را و انگشتری را بهم
هوش مصنوعی: دل غمگین خود را با سلاح و نشانههایی را که بر آن نوشته شده، از یاد بردم.
بدو داد انگشتری با زره
بگفتا ببر این به ورقه بده
هوش مصنوعی: او انگشتری را به او داد و گفت: این را ببر و به ورقه بده.
بگو کز تو این بد مرا یادگار
بد این یادگارت مرا غمگسار
هوش مصنوعی: بگو که از تو این درد و رنج برایم به یادگار مانده است و این یادگار تو برای من تسکیندهنده نیست، بلکه فقط باعث اندوه من شده است.
از آن چرخ گردندهٔ گوژپشت
بسی دیده ام روزگار درشت
هوش مصنوعی: من در روزگاری که از چرخ زمان میگذرد، تجربیات زیادی را دیدهام.
گرم کرد باید ز گیتی بسیچ
نداند کسی مرگ را چاره هیچ
هوش مصنوعی: باید از دنیا و مشکلات آن دوری جست، زیرا هیچکس راهحلی برای مرگ نمیداند.
شدم همچنان کآمدم زین جهان
اگر بد بدم رست خلق از بدان
هوش مصنوعی: من به همان حالتی که از این دنیا آمدم باقی ماندم. اگر وجود من بد بود، مردم هم از بدیها رها میشدند.
مگوی ای نبرده ز بهر خدای
حدیث نکاح من و کدخدای
هوش مصنوعی: نگو که برای رضای خدا از ازدواج من و کدخدا حرفی بزن.
تو جهد اندر آن کن مگر از یمن
بیایی سبک بر سر گور من
هوش مصنوعی: تلاش کن تا اینکه از خوشبختی و سعادت به زندگی من نزدیک شوی و با آرامش بر سر قبر من بیایی.
که گر هیچ یابد ز کارم خبر
به تنش اندرون پاره گردد جگر
هوش مصنوعی: اگر کسی از وضعیت من باخبر شود، دلش به درد میآید و به شدت نگران میشود.
برفت آن غلام همایون به شب
بر ورقه آن سرفراز عرب
هوش مصنوعی: آن خدمتکار خوشبخت در شب به سوی نامهای از آن عرب سرافراز رفت.