برگردان به زبان ساده
بر ورقه آمد هم از بامداد
بگفت ای همه دانش و دین وداد
هوش مصنوعی: در صبح زود، پیام یا خبری بر روی کاغذ آمده است که به همه دانش و علم، دین و انصاف اشاره میکند.
برین گونه من دید نتوانمت
بکوشم مگر شاد گردانمت
هوش مصنوعی: من نمیتوانم تو را ببینم، اما تمام تلاشم را میکنم تا تو را شاد کنم.
شوم دل به پرخاش [و] جنگ آورم
مگر سوزیانی به چنگ آورم
هوش مصنوعی: دل خود را به جنگ و جدال میزنم، مگر اینکه بتوانم شعلههایی را در دست خود بگیرم.
اگر نام خویش از جهان کم کنم
ویا من ترا شاد و خرم کنم
هوش مصنوعی: اگر من نام خود را از جهان حذف کنم، یا اینکه تو را خوشحال و شاداب سازم، چه فایدهای خواهد داشت؟
اگر داری این شغل از من دریغ
دل خویشتن را بدرم به تیغ
هوش مصنوعی: اگر در این کار هستی، از من مروت و دلنوازی نکن، بلکه با قاطعیت و تندی برخود کن.
فرو ماند ورقه ز گفتار اوی
سبک بنده رفت از پس کار اوی
هوش مصنوعی: گفتار او چنان زیبایی دارد که ورقهای از آن هم جلوهگر نمیشود و من به خاطر او از کارها و مشکلات خود عقب ماندم.
خداوند او ورقهٔ تیر مهر
غلام دگر داشت آزاده چهر
هوش مصنوعی: خداوند برای او، درخت تغییر و عشق را به عنوان کادوی آزادگی و زیبایی دیگری به یادگار داشت.
خردمند و با عقل و فهم و تمیز
به نزدیک ورقه چو دیده عزیز
هوش مصنوعی: انسان خردمند و دارای عقل و درک به محض دیدن یک ورق ارزشمند، به آن اهمیت میدهد و توجه ویژهای به آن میکند.
شده بود آن بنده سوی سفر
که آرد مگر جامه و سیم و زر
هوش مصنوعی: آن بنده به سفر رفته بود تا شاید لباس و پول و طلا بیاورد.
برآمد برین کار بر یک دو ماه
کی آن بندهٔ ورقه آمد ز راه
هوش مصنوعی: پس از گذشت یک یا دو ماه، بر این کار روشن شد که آن بندهٔ ورقه از راه رسید.
دل ورقه بد جفت تیمار و غم
کی نه با درم بود با بنت عم
هوش مصنوعی: دل من همچون ورقهای است که از درد و غم پر شده و نمیتواند با ثروت و مال نزد بستگانم آرامش یابد.
نه گلشاه را مانده بدهوش و رای
نه با ورقه بد جان و دلبر بجای
هوش مصنوعی: نه گلشاه دیگر به حالت بیخبر است و نه ورقهای میتواند جان و دلبر را به جای او بیاورد.
بدین حال هر دو همی سوختند
به دل برهمی آتش افروختند
هوش مصنوعی: در این وضعیت، هر دو نفر به شدت در حال رنج کشیدن بودند و به خاطر همدیگر، شعلهای از عشق و آرزو در دلشان روشن شده بود.
شده نامشان در عرب داستان
بغمشان شده بخت همداستان
هوش مصنوعی: نام آنها در میان عربها به داستانی غمانگیز تبدیل شده و بختشان نیز با غم آنها هماهنگ است.
چنان گشت گلشاه را روی و موی
کزو گشت گیتی پر از گفت و گوی
هوش مصنوعی: به قدری چهره و زیبایی گلشاه دلربا و جذاب شد که دنیا پر از سخن و قصههای او گردید.
برافتاد بر هر دلی بند اوی
خلایق شدند آرزومند اوی
هوش مصنوعی: هر دل از دست او رنجیده و افسرده است و مردم به دنبال خواستههای خود، به او امیدوار و آرزومند شدهاند.
شده رسته با جانها مهر اوی
بپیوست با دیدها چهر اوی
هوش مصنوعی: عشق او به جانها تعلق گرفته و چهرهاش در چشمها نمایان شده است.
بسی کس ورا به زنی خواستند
همی دل به مهرش بیاراستند
هوش مصنوعی: بسیاری از افراد برای او خواستگاری کردند و به خاطر محبت و عشقش دل خود را زینت کردند.
بزرگان و گردن کشان عرب
که بودند با مال و جاه و طرب
هوش مصنوعی: مردان بزرگ و قدرتمندی که در میان عربها بودند، با ثروت، مقام و شادیهای خود شناخته میشدند.
ابا خواسته پیش کردند دست
چو با مهر گلشاهشان دل ببست
هوش مصنوعی: آنها دست خویش را به نشانه درخواست پیش بردند و زمانی که با محبت گلشاه آنها، دلشان را به او سپردند، محبت و دوستی را آغاز کردند.
همه جملگی عرضه کردند مال
که از مال نیکو توان کرد حال
هوش مصنوعی: همه افراد ثروت خود را به نمایش گذاشتند، زیرا با مالِ خوب میتوانند وضعیت بهتری را فراهم کنند.
نجیبان که پیکر و باد پای
ستوران مه نعل رزم آزمای
هوش مصنوعی: نجیبزادگان که شامل زیبایی و قدرت سواران میشوند، به مانند نعلهایی هستند که در میدان نبرد به کار میروند.
ضیاع و عقار و غلام و خدم
ز عقد یواقیت و زر و درم
هوش مصنوعی: اموال، زمینها، بردهها و خدمتکاران، همه از دستاوردها و سرمایههایی هستند که از طریق جواهر و پول به دست میآیند.
همه عرضه کردند بروی همه
ز زر بدرها و ز برگ و رمه
هوش مصنوعی: همه به نمایش گذاشتند، از طلا و ثروت و زیباییهای طبیعی و گلهها و داراییهای خود.
بدان تا مگر یار گلشه شوند
سزاوار آن دل گسل مه شوند
هوش مصنوعی: بدان که شاید محبوبان مانند گل زیبا شوند و به محبت و دلزدگی بیفتند.
چو در گوش ورقه خبر در رسید
رسولان و خواهندگان را بدید
هوش مصنوعی: زمانی که خبر در گوش ورقه به گوش رسید، پیامآوران و درخواستکنندگان را ملاقات کرد.
ز تیمار دل در برش گشت خون
همی آمد از راه دیده برون
هوش مصنوعی: از درد دل، اشکهایم مانند خون از چشمانم سرازیر میشود.
شده شخصش از مهر آن مهر جوی
ز ناله چو نای وز مویه چو موی
هوش مصنوعی: شخصی به خاطر محبت او به شدت دلتنگ و غمگین شده است. او مانند نی از نالههایش صدایی تولید میکند و مانند مو از مویههایش به درد و رنج خود میافزاید.
ز بس کز غم یار اندیشه کرد
گل لعل او زرگری پیشه کرد
هوش مصنوعی: به خاطر اندوه عشق، او در دلش به فکر یار بود و همین باعث شد که گل سرخ به مانند زرگری به زیبایی و هنر جلوه کند.