برگردان به زبان ساده
چارچیز است آن که بعد از رفتنش
از محالات است باز آوردنش
هوش مصنوعی: چهار چیز وجود دارد که پس از از دست دادنشان، بازگرداندنشان غیرممکن است.
چون حدیثی رفت ناگه بر زبان
یا که تیری جست بیرون از کمان
هوش مصنوعی: وقتی که حرفی ناگهان از دهان خارج میشود، مثل این است که تیر از کمان رها میشود.
باز چون آری حدیث گفته را؟
کس نگرداند قضای رفته را
هوش مصنوعی: چگونه میتوانی دوباره از داستانی سخن بگویی که قبلاً گفته شده است؟ هیچکس نمیتواند به سرنوشت گذشته تغییر دهد.
باز کی گردد چو تیر انداختی؟
همچنین عمری که ضایع ساختی
هوش مصنوعی: زمانی که تیر را پرتاب کردی، دیگر بازنمیگردد. همچنین، عمر هم که از دست رفته، قابل بازگشت نیست.
هرکه بی اندیشه گفتارش بود
پس ندامتهای بسیارش بود
هوش مصنوعی: هر کس بدون فکر و تأمل سخن بگوید، در آینده با پشیمانیهای زیادی روبرو خواهد شد.
تا نگفتی میتوانی گفتنش
چون بگفتی کی توان بنهفتنش؟
هوش مصنوعی: تا زمانی که نگفتی، میتوانستی دربارهاش صحبت کنی، اما حالا که گفتی، دیگر نمیتوانی آن را پنهان کنی.
عمر را میدان غنیمت هر نفس
چون روَد دیگر نیاید باز پس
هوش مصنوعی: هر لحظه از عمر را باید نعمت دانست، زیرا وقتی که لحظهای سپری شود، دیگر باز نمیگردد.
هیچ کس از خود قضا را رد نکرد
هر که راضی از قضا شد بد نکرد
هوش مصنوعی: هیچ کس نتوانسته است سرنوشت خود را تغییر دهد و افرادی که به سرنوشت خود راضی بودهاند، کار نادرستی انجام ندادهاند.
هر که میخواهد که باشد در امان
مُهر میباید نهادن بر دهان
هوش مصنوعی: هر کسی که میخواهد در امان باشد، باید دهانش را ببندد و راز نگهدارد.
میسزد گر عمر را داری عزیز
چون رود پیشش نخواهی دید نیز
هوش مصنوعی: اگر عمر باارزشی داری، بهتر است مانند یک رود پیش بروی، چرا که در این مسیر هرگز به عقب نخواهی نگریست.