برگردان به زبان ساده
گوش کن ای هوشمند راز بین
در حقیقت خویشتن را باز بین
هوش مصنوعی: گوش کن ای آدم هوشمند، رازهای درون خود را در حقیقت بشناس.
گفتهٔ بیهوده را چندین مخوان
مرکب بیهودگی چندین مران
هوش مصنوعی: بیهوده حرف زدن را زیاد ادامه نده و سوار بر موج بیهودهگویی نشو.
چشم دل را بر یقینت باز کن
مجلسی دیگر ز نو آغاز کن
هوش مصنوعی: چشمان جانت را به حقیقتی که داری بگشا و دوباره جمعی تازه و نوین را آغاز کن.
پیرو درد دل عطّار شو
از هزاران گنج بر خوردار شو
هوش مصنوعی: از مشکلات و رنجهای عطّار الهام بگیر و با یادگیری از آنها به ثروت و فهم عمیقتری دست پیدا کن.
در جهان قدس هر دم میخرام
تا شود کارت همه یکسر تمام
هوش مصنوعی: در دنیای پاک و مقدس، هر لحظه با شتاب و نشاط پیش میروم تا همه کارهایم به طور کامل و تمام انجام شود.
برگذر از ننگ خاص و عامه را
گوش کن مررمز اشترنامه را
هوش مصنوعی: از عیب و ننگ مردم و خاص پرهیز کن و به پیام اشترنامه توجه کن.
این کتابی دیگرست از سرّ راز
دیدهٔ اسرار بین را، کن تو باز
هوش مصنوعی: این یک کتاب جدید است که به رازهای عمیق و دیده شدن حقایق پنهان پرداخته است. تو نیز باید دوباره به آن توجه کنی.
گر رموز این، میسّر آیدت
کاینات اینجایگه، بنمایدت
هوش مصنوعی: اگر بتوانی رازهای این عالم را بفهمی، اینجا به تو نشان داده خواهد شد.
طرز و طرحی دیگرست این پر رموز
نارسیده دست کس بروی هنوز
هوش مصنوعی: این موضوع و این شکل و شمایل خاصی دارد که هنوز کسی نتوانسته به آن دسترسی پیدا کند و آن را بشناسد.
بوی این گر هیچ بتوانی شنود
گویی از کونین بتوانی ربود
هوش مصنوعی: اگر بتوانی بوی این را بشنوی، انگار که میتوانی از تمام جهان چیزی به دست آوری.
هرچه تصنیف کسانی دیگرست
همچو طفل شیرخوار مادرست
هوش مصنوعی: هر چیزی که دیگران میسازند و میگویند، شبیه به یک نوزاد شیرخوار از مادرش است.
گر کسی را فهم این حاصل شود
دیر نبود کو درین واصل شود
هوش مصنوعی: اگر کسی به درک این موضوع برسد، نباید مدت زیادی منتظر بماند که به آن دست پیدا کند.
منطق الطیرم زبانی دیگرست
مرغ آن از آشیانی دیگرست
هوش مصنوعی: کتاب "منطق الطیر" به زبانی متفاوت نوشته شده است و مسألهای که در آن مطرح میشود، بر این اساس است که پرندهای که در این داستان آورده شده، از آشیانهای متفاوت و دنیایی جدا نشأت میگیرد.
من مصیبت نامه را بگذاشتم
مغز آنست این کزان برداشتم
هوش مصنوعی: من نامهی مصیبت را کنار گذاشتم، چون درک واقعی و جوهرهی آن چیز دیگری است که از آن استخراج کردهام.
خسرو و گل فاش کردم در صور
معنی آن باز دان ای بیخبر
هوش مصنوعی: من راز عشق و زیبایی را برای تو آشکار کردم، اما تو همچنان از آن بیخبری.
هست اسرارم در آنجا سرّ جان
دیده ام معشوق خود عین عیان
هوش مصنوعی: رازهایم در آنجا نهفته است؛ جایی که حقیقت جانم را به وضوح در چهره معشوقم مشاهده کردهام.
گر الهی نامه، در چنگت فتد
از وجود خویشتن ننگت فتد
هوش مصنوعی: اگر نامهای از خدا در دستت بیفتد، از وجود خودت شرمنده خواهی شد.
هست اشترنامه اسرار عیان
لیک پنهانست این اندر جهان
هوش مصنوعی: کتاب اشترنامه پر از رازها و حقایق است، اما در این دنیا بسیاری از این موارد به صورت مخفی و پنهان باقی ماندهاند.
فاش کردم آن سخنهای دگر
نا نداند سر این هر بیخبر
هوش مصنوعی: من آن حرفهای دیگر را به وضوح بیان کردم، اما هیچکسی از آنچه در دل دارم آگاه نیست.
این کتاب عاشقانست ای پسر
اندرو سر عیانست ای پسر
هوش مصنوعی: این کتاب درباره عشق است، پسر. راز و حقیقت آن به وضوح آشکار است، پسر.
این کتاب از لامکان آورده ام
جان صورت اندر آن گم کرده ام
هوش مصنوعی: این کتاب را از جایی که هیچچیز وجود ندارد، به ارمغان آوردهام و جانم را در میان ظاهری که در آن وجود دارد، گم کردهام.
در نهان سر نهان دانسته ام
این جهان وآن جهان دانسته ام
هوش مصنوعی: در دل خود، به طور پنهانی، از رازهای این دنیا و آن دنیا آگاه شدهام.
دید دید از غیب آوردم برون
تا نمایم اندر آنجا چند و چون
هوش مصنوعی: من از دنیای باطن و نامرئی چیزی به بیرون آوردم تا اوضاع و احوال آنجا را به نمایش بگذارم.
عاشقان در تحفهٔ این سر شوید
بر رموز معنویم بنگرید
هوش مصنوعی: عاشقان در این هدیه خود را به عمق معانی پنهان ما بسپارید و به نشانههای معنوی ما توجه کنید.
دیدهٔ اسرار بین را باز کن
آنچه میدانی ز سر آغاز کن
هوش مصنوعی: چشم خود را که به درک و فهم اسرار دنیا باز کنی، آنچه را که میدانی از ابتدا شروع کن.