برگردان به زبان ساده
در گذشت از وی به ساعت برقوار
جان خود در راه کرده او نثار
هوش مصنوعی: درست همانطور که برق به سرعت میگذرد، او به سرعت از کنار او عبور کرد و جانش را برای او فدای کرده است.
تا به سیم پرده او اندر رسید
ناگهان یک ماهروی نغز دید
هوش مصنوعی: سردرگم در دنیای عواطف، ناگهان با زیبایی دلربا و خیرهکنندهای روبرو شدم که مثل یک ماه میدرخشید.
دید او یک صورتی بس با کمال
رای و دانش ذات او صافی جمال
هوش مصنوعی: او را صورتی زیبا و کامل دیدم که با عقل و دانایی همراه است و ذاتش از هر عیب و نقصی پاک است.
خرمن نورش طنابی کرده بود
ز آب چشمش چشمهٔ آبی کرده بود
هوش مصنوعی: چشمهای او مانند چشمهای پرآب بودند و اشکهایش مثل ریسمانی نورانی، او را در بر گرفته بود.
صورت او معنی روح و حیات
روشنی او ز صنع کاینات
هوش مصنوعی: ظاهر او نشاندهنده بخشندگی و زندگی است و درخشش او نتیجه آفرینش جهان هستی است.
پرنشاط و خندهلب با رای و هوش
درّها آویخته بر روی و گوش
هوش مصنوعی: شخصی با شور و نشاط و لبخند، دارای اندیشهای قوی و با هوش، جواهرات زیبا را به تن دارد و بر چهره و گوشش زینت بخشیده است.
رفت پیش او سلامی کرد خوش
ماهروی او را جوابی داد خوش
هوش مصنوعی: به نزد او رفت و یک سلام کرد. چهرهی زیبا و دلنشین او پاسخ دلنشینی داد.
ایستاد و پس زبانی برگشاد
سرّ او با خود دگر رمزی نهاد
هوش مصنوعی: او ایستاد و سخنی به زبان آورد که راز او را با خود در میان گذاشت و رمز دیگری را بیان کرد.
چون شنود احوال او آن ماهروی
از سر عشق آمد او در گفت و گوی
هوش مصنوعی: زمانی که آن معشوق زیبا وضعیت او را شنید، از روی عشق به دیدار و گفتگو با او آمد.
گفت ای داننده اسرار بین
هم به نور طلعت ما راه بین
هوش مصنوعی: ای کسی که به رازها آگاهی، با نور چهرهی ما راه را ببین و بشناش.
راه میبین و روان شو مردوار
جهد کن تا دل نماند در غبار
هوش مصنوعی: راه را ببین و با اعتماد به نفس پیش برو، تلاش کن تا دلت از دلخوری و کدورت پاک بماند.
اوستاد ما در آنجا راز بین
آنگهی اسرار کلی باز بین
هوش مصنوعی: استاد ما در آن مکان، رازهایی را میداند که سپس به اسرار کلی و بزرگی پی خواهد برد.
راز تو از پیر آمد پایدار
گر تو اکنون مرد عقلی پایدار
هوش مصنوعی: راز تو از فردی با تجربه و سالخورده وام گرفته شده و بیپایان است. اگر تو اکنون دارای عقل و درک قوی باشی، این راز همواره در دلت پایدار خواهد ماند.
درگذر از پرده و او را نگر
کز پس پرده بسی راز دگر
هوش مصنوعی: از پردهای که بین تو و اوست عبور کن و او را ببین، زیرا در پس این پرده رازها و دانستههای زیادی وجود دارد.
میشود پیدا و خود بینی بهراه
جهد کن تا بازآیی با پناه
هوش مصنوعی: با تلاش و کوشش میتوانی خود را پیدا کنی و در مسیر درست قدم برداری تا دوباره به آرامش و پناه بازگردی.
گفت اکنون تو چه کس باشی بگوی؟
با من بیچاره اکنون راست گوی
هوش مصنوعی: بگو اکنون تو چه کسی هستی؟ راست با من بیچاره صحبت کن.
گفت ای بیچاره کامی گیر و رو
این سخن از گفت من بپذیر و رو
هوش مصنوعی: ای دوست، از این که وضع تو اینقدر ناگوار است ناراحت نباش و به سخنان من توجه کن و آنها را بپذیر.
سعی خود این جایگه باطل مکن
زود بگذر خویشتن واصل مکن
هوش مصنوعی: تلاش خود را در این لحظه بیهوده نکن و زود از خودت عبور کن.
برگذشتم زو شدم در پرده باز
پرده دیگر دریدم هم به ناز
هوش مصنوعی: از آن مسأله عبور کردم و در پس پردهای دیگر قرار گرفتم، که در آنجا نیز پردهای جدید را با احتیاط و زیبا کنار زدم.