برگردان به زبان ساده
میبرید او راه خود در پرده باز
تا مگر پیدا شود در پرده راز
هوش مصنوعی: او به آرامی و به دور از دید دیگران مسیر خود را پیش میبرد تا شاید بتواند رازهایی را که پنهان است، کشف کند.
اولین پرده ز نور تاب دید
چون نظر کرد اندران پرتاب دید
هوش مصنوعی: پرده ی اول را از نور مشاهده کرد و هنگامی که به آن نگاه کرد، پرتابی در آن دید.
بود نوری شعله زن در پرده در
گر نبینی آن تو باشی پرده در
هوش مصنوعی: اگر نوری در پرده در وجود داشته باشد و تو آن را ندی، خود تو به گونهای پرده هستی که مانع دیدن نور میشود.
بود نوری سبز با او تاب دار
در صفت مانند حوضی آب دار
هوش مصنوعی: او نوری سبز و درخشان دارد که مانند آبی روشن و آرام در حوضی میدرخشد.
گفت ای استاد ای تو پرده در
چیست با من تو بیان کن این خبر
هوش مصنوعی: ای استاد، لطفاً به من بگویید این راز چیست؟
گفت ای مسکین مترس و اندر آی
تا ترا بر فرق افتد نور ورای
هوش مصنوعی: گفت ای بیچاره، نترس و بیا داخل، تا بر سر تو نوری فرود آید که از بالا میتابد.
چند ترسان باشی و بیخود شوی
نیک میبین تا نباشی در بدی
هوش مصنوعی: هر چه بیشتر ترسیده و بیخود شوی، بهتر میفهمی که در زمان بدی نیستی.
خود مبین تا این همه کم گرددت
قطره دریا بهم کم گرددت
هوش مصنوعی: به خودت نگاه نکن که اگر به خودت فقط فکر کنی، ارزش و اهمیتت به اندازهی یک قطره در دریا کم میشود.
در سلوک آتش طبعی ممان
سرّ ما را هم ز ما تو بازدان
هوش مصنوعی: در مسیر خود، آتش ذاتی خود را نزن؛ راز ما را از ما جدا مکن.