برگردان به زبان ساده
مهترین هر دو عالم مصطفاست
انبیاء و اولیا را رهنماست
هوش مصنوعی: دو عالم به بهترین و بزرگترین وجود، یعنی پیامبر اسلام و یاوری که برگزیده شده، وابسته است و او راهنمای انبیاء و اولیا است.
خواجه ثقلین و سلطان جهان
ذرّهٔ از نور او کون و مکان
هوش مصنوعی: این بیت به وجود نورانی و عظمت خواجه ثقلین اشاره دارد که به معنای پیامبر و اهل بیت اوست. آنها در حقیقت سرچشمه وجود و تمام کائنات به حساب میآیند. این ارتباط به بیان عظمت و مقام بالای آنها در عالم هستی اشاره دارد.
بهترین ومهترین جزو و کل
مهدی اسلام و هادی سبل
هوش مصنوعی: بهترین و برجستهترین بخش و کل وجود، مهدی است که راهنمای اسلام و هدایتکننده مسیرها است.
سایه حق رحمة للعالمین
نور شرعش در مکان و در مکین
هوش مصنوعی: سایهی حق که رحمت برای تمام جهانیان است، نوری از شریعت او در مکانهای مختلف و در دل انسانهاست.
جبرئیل از دست او شد خرقه پوش
راه بینانش شده حلقه بگوش
هوش مصنوعی: جبرئیل که فرشتهای بزرگ و مقامدار است، از چنگ و قدرت او لذت برده و خود را در لباس زاهدی درآورده است. او با اطاعت از او، خود را به عنوان یک راهنمای مرشد درآورده و به نوعی به او وابسته شده است.
نور او مقصود موجودات بود
ذات او چون معطی هر ذات بود
هوش مصنوعی: نور او هدف همه موجودات است و ذات او مانند بخشی است که هر ذاتی به آن وابسته است.
از تمام انبیا مقصود اوست
بود موجودات را موجود اوست
هوش مصنوعی: مقصود از وجود تمام پیامبران، وجود اوست که هستی همه موجودات به او وابسته است.
عرش و کرسی قبله گاه کوی اوست
هر دو عالم آفتاب روی اوست
هوش مصنوعی: عرش و کرسی، به معنای بخشهای بلند و عظیم آفرینش، به عنوان مرکز و قبلهای برای بندگان قرار دارند. هر دو عالم و تمام موجودات در برابر زیبایی و جمال او همچون آفتابی درخشان هستند که همه چیز را روشن و زنده میکند.
سایه او بر زمین هرگز نتافت
هر دو عالم همچو او دیگر نیافت
هوش مصنوعی: سایه او هرگز بر زمین نتابید، زیرا در هیچ یک از دو جهان، کسی مانند او پیدا نشد.
چرخ سرگردان شرع او شدست
دایماً گردان برای او شدست
هوش مصنوعی: چرخ زندگی دائماً در حال چرخش است و قوانین و اصول زندگی همواره تحت تأثیر آن قرار دارد.
هیچ پیغمبر ندید این سروری
دعوت کل امم را رهبری
هوش مصنوعی: هیچ پیامبری نتوانسته است سروری و رهبری تمامی ملتها را به عهده بگیرد.
ای ورای جسم و جوهر جای تو
هر دوعالم هست خاک پای تو
هوش مصنوعی: ای که وجودت فراتر از جسم و ماده است، هر دو جهان در مقابل تو جای پا و خاک پای تو هستند.
موسی از عشق تو شد بر کوه طور
از کمال عشق تو در غرق نور
هوش مصنوعی: موسی به خاطر عشق تو به کوه طور رفت و از شدت این عشق در نور غرق شد.
من رانی ذات خود را دیده باز
هم ز خود گفته ز خود بشنیده راز
هوش مصنوعی: من خود را شناختهام، ولی هنوز هم درباره خودم صحبت میکنم و رازهای خود را میشنوم.
بیت اسرایش شب معراج بود
جبرئیل اندر میان محتاج بود
هوش مصنوعی: در شب معراج، جبرئیل در حالی که به پیامبر احتیاج داشت، از او پشتیبانی کرد.
یک شبی در تاخت جبریل امین
خازن حق پیک ربّ العالمین
هوش مصنوعی: یک شب، جبرئیل امین که نگهبان حق است، پیامی از پروردگار جهان آورد.
گفت ای ختم همه پیغامبران
سوی حق امشب تو هستی میهمان
هوش مصنوعی: گفتند ای آخرین پیامبر الهی، امشب مهمان حق هستی.
در گذر زین خاکدان تنگ نای
زانکه میخواند ترا امشب خدای
هوش مصنوعی: در عبور از این دنیای محدود، به خاطر اینکه امشب خدا تو را فرا میخواند، غم مخور.
یک براق ازنور حق آورده بود
در میان صد هزاران پرده بود
هوش مصنوعی: یک موجود درخشان از نور الهی به همراه داشت، در حالی که در میان هزاران پرده و حجاب قرار گرفته بود.
روی او بر شکل روی آدمی
در ملاحت وز جلادت آن دمی
هوش مصنوعی: چهره او به قدری زیباست که مانند چهره آدمی به نظر میرسد و در همان لحظه، از شجاعت و دلیری او نیز خبر میدهد.
زیور کرّوبیان بسته ورا
از دو عالم جای او بد ماورا
هوش مصنوعی: زیور فرشتهها به خاطر او از دو جهان برای او ساخته شده، و جایگاهش فراتر از این عالم است.
گفت امشب آن شبست ای بحر دین
تا شود عین عیان عین یقین
هوش مصنوعی: امشب شب خاصی است، ای دریای دین، تا حقیقت واضح و آشکار شود و یقین حاصل گردد.
از زمین و از زمان پرواز کن
دیدهٔ اسرار معنی باز کن
هوش مصنوعی: از زمین و زمان خود بیرون برو و با چشمی که به رازهای عمیق توجه دارد، به فهم معنای واقعی بپرداز.
صد جهان پر فرشته حاضراند
انبیا استاده در ره ناظراند
هوش مصنوعی: صدها جهان پر از فرشتگان حاضرند و پیامبران در این میان ایستاده و نظارهگر هستند.
غلغلی افتاده در کون و مکان
زانکه اینجا میرسد صدر جهان
هوش مصنوعی: نکتهای بزرگ در تمام هستی وجود دارد؛ زیرا در اینجا، در این مکان، مقام و جایگاه والایی به وجود آمده است.
هشت جنّت در گشاده در رهت
برتر از عرش آمده منزلگهت
هوش مصنوعی: هشت بهشت در مسیر تو باز شده و از عرش (آسمان) هم بالاتر است، مکان تو را برای اقامت انتخاب کردهاند.
حور و رضوان با طبقهای نثار
از برای تو ستاده بیقرار
هوش مصنوعی: فرشتهها و نعمتها با دلسوزی و شوق فراوان در انتظار تو هستند و با دقت و احترام به تو هدیه میدهند.
آسمانها جمله در بگشادهاند
هرچه هست از بهر تو بنهادهاند
هوش مصنوعی: همه آسمانها در برابر تو باز شدهاند و هرچه که وجود دارد، به خاطر تو فراهم شده است.
یک زمان در سوی آن حضرت خرام
تا شود کار همه عالم تمام
هوش مصنوعی: مدتی به سوی آن شخصیت بزرگ برو و منتظر باش تا کارهای جهانی به سرانجام برسد.
بر براق شاه برگشت او سوار
زود بیرون راند از پنج و چهار
هوش مصنوعی: او سوار بر اسب تندرو بازگشت و به سرعت از میان جمعیت پنجاه و چهار نفر را رد کرد.
در زمانی از مکان بگذشته بود
تا رسید آنجا که آنجایی نبود
هوش مصنوعی: در زمانی، به جایی سفر کرده بود که در واقع وجود نداشت.
هرچه پیش آمد ورا از کاینات
میگذشت ومحو میکرد از صفات
هوش مصنوعی: هر آنچه که رخ میدهد، او را تحت تاثیر قرار نمیدهد و او را از ویژگیهای دنیوی دور میکند و محو میسازد.
تا بنزد آدم پیر آمد او
گفت ای آدم رموز سر بگو
هوش مصنوعی: وقتی آدم پیر به نزد آدم آمد، به او گفت: "ای آدم، رازهای پنهان را برای من بگو."
گفت ای آدم دل و جان در پناه
آدم بیچاره را از حق بخواه
هوش مصنوعی: گفت: ای انسان، دل و روح خود را در حمایت آدم قرار بده و از خداوند برای آدم ناتوان درخواست رحمت کن.
بعد از آن مر نوح را تصدیق گفت
از کمال شوق او تحقیق گفت
هوش مصنوعی: پس از آن، نوح را تأیید کردند و این تأیید به سبب شوق و محبت زیاد او بود که تحقیق کردند.
موسی عمران ز شوق استاده بود
غرقه گشته در تجلّی مینمود
هوش مصنوعی: موسی، پسر عمران، از شوق و شعف ایستاده بود و در زیبایی و نور خدا غرق شده به نظر میرسید.
گفت امشب مر مرا از حق بخواه
امّت تو گشتم ای پشت و پناه
هوش مصنوعی: امشب از حق و حقیقت چیزی برای من بخواه، زیرا من به خاطر تو به جمع پیروانت در آمدهام و تو برای من مانند پشتیبان و ملجأ هستی.
دید ایوب ستم کش را بزار
ایستاده تن ضعیف و سوگوار
هوش مصنوعی: ایوب ناظر زنی بود که در حال تحمل ستم است و با اندوه و غم، بدن نحیف و ضعیفش را به نمایش گذاشته است.
گفت ای درد مرا گشته دوا
چشم امید منی جانم ترا
هوش مصنوعی: گفت: ای درمان درد من، تو امید من هستی و جانم به تو وابسته است.
از بلای عشق جانم وارهان
امشب آور راز کلی در میان
هوش مصنوعی: امشب مرا از درد عشق نجات بده و رازی بزرگ را با من در میان بگذار.
بعد از آن دیدش سلیمان خدیو
باز رسته از تمام مکر دیو
هوش مصنوعی: بعد از آن سلیمان، شاه، او را دید که از تمام حقهها و دسیسههای دیو نجات یافته است.
گفت ای سالار جمله انبیا
بس بود خود دیدن رویت مرا
هوش مصنوعی: گفت ای پیشوای همه پیامبران، خود دیدن چهرهات برای من کافی است.
بعد از آن در پیش ابراهیم شد
گرچه جدّش بود هم تسلیم شد
هوش مصنوعی: پس از آن، ابراهیم به پیش او آمد، هرچند که پدربزرگش بود، اما او نیز تسلیم شد.
گفت ای فرزند امشب مرتراست
از خداوند جهان شد کار راست
هوش مصنوعی: امشب شب بزرگی است و به لطف خداوند، کارها به درستی انجام میشود.
بعد از آن در نزد عیسی در رسید
صورت و معنی او پر نور دید
هوش مصنوعی: پس از آن، در حضور عیسی، چهره و معنای او را مشاهده کرد که پر از نور بود.
گفت زنهار ای رسول بحر و بر
تانیندازی تو هر سویی نظر
هوش مصنوعی: ای پیامبر، مراقب باش! اگر تو به هر سمتی نگاه کنی، دریا و خشکی را به خطر میاندازی.
امشب این مسکین ز حق درخواست کن
کار خلق و انبیا را راست کن
هوش مصنوعی: امشب این فرد نیازمند از خدا میخواهد که کارهای مردم و پیامبران را به سامان ببخشد.
گر بهر چیزی فرود آیی براه
کی توانی خورد جام ازدست شاه
هوش مصنوعی: اگر برای چیزی به پای کسی بیفتی، چگونه میتوانی از دست پادشاه، جامی بنوشی؟
چون صفات راه را بگذاشت او
هیچ چیزی درنظر نگذاشت او
هوش مصنوعی: وقتی او ویژگیهای راه را رها کرد، هیچ چیزی در نظرش باقی نماند.
پرتو نور تجلّی شد پدید
در زمان شد میم احمد ناپدید
هوش مصنوعی: نور حضور الهی ظاهر شد و در زمان، وجود پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) به روشنی نمایان گشت و پس از آن، ایشان از منظر مادی ناپدید شدند.
تا نظر بر احمد رهبر فکند
برقع از روی حقیقی برفکند
هوش مصنوعی: وقتی که نگاه بر پیشوای حقیقت، احمد، بیندازیم، پوشش ظاهری را کنار میزنیم و به عمق واقعیت دست پیدا میکنیم.
ثمّ وجه اللّه ناگه شد عیان
لال میگردد ز شرح این زبان
هوش مصنوعی: پس ناگهان چهره خداوند آشکار شد، و زبان از بیان این موضوع لال میگردد.
در میان آن فنا دید او بقا
در میان بد ابتداو انتها
هوش مصنوعی: او در میان فنا و نابودی، بقا و جاودانگی را مشاهده کرد و در میان چیزهای بد و ناپسند، خوبیها و انتهای مطلوب را دید.
در میان آن فنا صد گونه راز
گفته با او سرّها هر گونه باز
هوش مصنوعی: در دل این نابودی، رازهای زیادی را با او در میان گذاشتهام و هر نوع اطلاعاتی را به اشتراک گذاشتهام.
در میان آن فنا صد گونه نور
شعله میزد در دلش اندر حضور
هوش مصنوعی: در دل آن نابودی، انواع مختلف نورها میدرخشیدند و روشنایی میافکندند.
گفت با او سی هزار و شصت هزار
جمله از اسرار سرّش بی شمار
هوش مصنوعی: او با او صحبت کرد و حدود سی هزار و شصت هزار نکته از رازهای پنهانش را بیان کرد.
سی هزار اسرار گفتا این مگوی
سی هزار دیگرش گفتا بگوی
هوش مصنوعی: سه هزار راز را مبادا بگویی، اما سه هزار راز دیگر را هم بگو.
بر علی کن سی دیگر آشکار
خود درین اسرار ما را پاس دار
هوش مصنوعی: علی را به یاد بسپار و در دلش پنهان باش، تا رازهای ما را حفظ کند.
پس محمد چون وصال دوست دید
هر کمالی را که آن اوست دید
هوش مصنوعی: وقتی محمد به وصال دوست دست یافت، تمام کمالات و زیباییهایی را که متعلق به او بود مشاهده کرد.
گفت یا رب امّتم آزاد کن
جمله رادر حشر تو دل شاد کن
هوش مصنوعی: ای پروردگار، به من بگو که امت من را در روز قیامت آزاد کن و دلهامان را شادمان گردان.
گفت بخشیدم تمام امتت
بلکه جمله از کمال حرمتت
هوش مصنوعی: گفت: من تمام پیروانت را بخشیدم، بلکه همه را به خاطر کمال حرمت تو بخشیدم.
چون محمد باز جای خود رسید
هر دوعالم در درون خویش دید
هوش مصنوعی: پس از آنکه محمد به مقام و جایگاه اصلی خود بازگشت، هر دو جهان را در دل خود مشاهده کرد.
محو گشته فانی مطلق شده
در جهان عشق مستغرق شده
هوش مصنوعی: در عشق، وجودم به طور کامل از بین رفته و در این دنیا غرق در حس عشق شدهام.
سی هزار اسرار از سرّ کلام
در میان آورد از بهر نظام
هوش مصنوعی: او از عمق سخن خود سی هزار راز را برای نظم و ترتیب بیان کرد.
سی هزار اسرار با حیدر بگفت
باز حیدر شد بچاه اندر نهفت
هوش مصنوعی: سی هزار راز با حیدر در میان گذاشته شد، اما حیدر دوباره به عمق چاه پناه برد.
با ابوبکر و عمر و هم راز گفت
آن همه تمکین و با اعزاز گفت
هوش مصنوعی: با ابوبکر و عمر در مورد رازداری و احترام صحبت کرد، همانطور که با دیگران برخورد میکرد.
خویش را کل دید و کل را خویش دید
همچنان کز پس بدید از پیش دید
هوش مصنوعی: هر کسی میتواند خود را در میان تمام امور و موجودات ببیند و این احساس را داشته باشد که همه چیز در نهایت به او مربوط میشود، همانطور که وقتی از گذشته به آینده نگاه میکند، همواره در جستجوی خود است و همه چیز را از منظر خود مشاهده میکند.
یاوران مصطفی یکسان بدند
دوستدار خاندان از جان شدند
هوش مصنوعی: یاران پیامبر (مصطفی) هر کدام به یک شکل به او کمک کردند و همگی از صمیم قلب به خاندان او عشق ورزیدند و به خاطر آن جانشان را فدای آن کردند.
گر ابوبکرست صدیق آمدست
پای تا سر عین تحقیق آمدست
هوش مصنوعی: اگر ابوبکر صدیق به زمین آمده است، تمام وجود او حقیقت و واقعیت را نمایان کرده است.
گر عمر یک درّه دارشرع بود
دائماً در زهد و شوق و ورع بود
هوش مصنوعی: اگر عمر یک دره باشد، همیشه در زهد، اشتیاق و پرهیزکاری خواهد بود.
بود صاحب شرع عثمان از حیا
از دو دختر کار ساز مصطفی
هوش مصنوعی: عثمان به خاطر حیا و ادب خود، از دو دختر پیامبر در زندگیاش به خوبی مراقبت کرد و با آنها به شایستگی رفتار کرد.
یک زمان بی خواندن قرآن نبود
سر آن دریافت تا قربان ببود
هوش مصنوعی: مدتی بود که بدون خواندن قرآن نمیتوانستم به درک عمیق دست پیدا کنم و به مقام قرب پروردگار نرسم.
صاحب زوج بتولی مرتضاست
بر یقین او پیشوای اولیاست
هوش مصنوعی: صاحب همسرش، که به عنوان کسی از خانواده پیامبر شناخته میشود، هویت مشخص و بیچون و چرایی دارد و او پیشوای اولیای الهی است.
در دل او بود مکنونات غیب
زان برآوردی ید بیضا ز جیب
هوش مصنوعی: در دل او رازهای نهانی وجود داشت که از آن، معجزهای بزرگ و روشن ظاهر شد.
راز خود با هیچکس هرگز نگفت
در شبانروزی یکی ساعت نخفت
هوش مصنوعی: او هرگز رازهای خود را با هیچکس در میان نگذاشت و در تمام مدت شبانهروز، حتی یک ساعت هم آرامش و استراحت نداشت.
موج میزد در دلش دریای راز
بود او سر حقیقت بی مجاز
هوش مصنوعی: او در دلش دریایی از رازها داشت و حقیقت را به طور آزادانه جستجو میکرد.
گر نه او بودی نبودی ماه و خور
گرنه او بودی نبودی بحر و بر
هوش مصنوعی: اگر او نبود، نه ماه و خورشیدی بود، و اگر او نبود، نه دریا و نه زمین وجود داشت.
گرنه او بوی کجا دریافتی
جوهر عطار کی دریافتی
هوش مصنوعی: اگر تو بوی عطار را احساس نکردهای، پس چطور میتوانی جوهر و اصل آن را درک کنی؟
گر نه او بودی نبودی و اصلی
کار ما بودی همه بی حاصلی
هوش مصنوعی: اگر او نبود، ما هم وجود نداشتیم و همه کارهای ما بیفایده و بینتیجه بود.
گفته است او لو کشف را از یقین
یک زمان بی خویشتن حق را ببین
هوش مصنوعی: او میگوید که برای یک لحظه از خود بیخود شو و حقیقت را با یقین تماشا کن.
در جوانمردی چو او دیگر نبود
همچو او در ملک یک صفدر نبود
هوش مصنوعی: در جوانمردی کسی مانند او وجود نداشت و در این سرزمین، فردی به شجاعت و بزرگی او پیدا نمیشود.
گرنه او بودی درین ره پایدار
کی شدی مر دین احمد آشکار
هوش مصنوعی: اگر تو در این راه استقامت میداشتی، چگونه دین محمد (ص) آشکار میشد؟
چون صحابه غرق توحید آمدند
نه چو تو پیرو به تقلید آمدند
هوش مصنوعی: زمانی که یاران پیامبر با ایمان و توحید به میدان آمدند، آنها مانند تو که تنها به پیروی از دیگران بسنده کردهای، نبودند.
جان خود ایثار کردند از نخست
تا به اول بود آخرشان درست
هوش مصنوعی: افراد با جانفشانی و فداکاری از ابتدا تا انتها ایستادگی کردند و در نهایت، سرنوشت درستی برایشان رقم خورد.
صد هزاران آفرین بر جانشان
پاک باشد تا ابد دیوانشان
هوش مصنوعی: بر جانهای پاکشان که همیشه در طول تاریخ ستودنی هستند، صد هزاران بار درود و تحسین نثار میشود تا همیشه آثار و نوشتههایشان باقی بماند.
سالک آن باشد که در یاران او
دوست دارد مر وفاداران او
هوش مصنوعی: سالی که در جمع دوستانش، به وفاداران و نسبت به آنها محبت و دوستیت نشان میدهد، سالک واقعی است.
نور چشم مصطفی و مرتضی
کشتهٔ زهر و شهید کربلا
هوش مصنوعی: نور چشم پیامبر و امام علی، به خاطر زهر دشمنان کشته شدند و در کربلا شهید شدند.
میوه باغ نبوّت برقرار
عرش اعظم را مریشان گوشوار
هوش مصنوعی: میوههای باغ نبوّت، مثل گوشوارهای در گوش عرش بزرگ و بلند است.
آن یکی در زهر کرده جان نثار
این یکی در خاک و خون افتاده زار
هوش مصنوعی: یکی با جان خود در برابر خطرات ایثار کرده و جان خود را فدای دیگران کرده است، در حالی که دیگری در شرایط سخت و دردناک گرفتار شده و در رنج و محنت به سر میبرد.
جان خود ایثار کردند از یقین
در گذشتند از مکان و از مکین
هوش مصنوعی: افراد با ایمان و یقین، جان خود را فدای هدف کردند و از دنیای مادی و مکانهایی که به آنها وابسته بودند، عبور کردند.
یا رب این سر را تو میدانی و بس
خستگان عشق را فریاد رس
هوش مصنوعی: پروردگارا، فقط تو از حال این سرماهی آگاه هستی و دیگران نمیدانند. به کمک عاشقان خسته و درمانده برس.