برگردان به زبان ساده
بود در غزنی امامی از کرام
نام بودش میرهٔ عبدالسلام
هوش مصنوعی: در شهر غزنی امام معتبری به نام میرهٔ عبدالسلام زندگی میکرد.
چون سخن گفتی امام نامدار
خلق آنجا جمع گشتی بی شمار
هوش مصنوعی: وقتی امام بزرگوار سخن میگوید، مردم به طور فراوان در آن مکان جمع میشوند.
هر کرا در شهر چیزی گم شدی
روز مجلس پیش آن مردم شدی
هوش مصنوعی: هر کس که در شهر چیزی را گم کند، در روز جمعه و در مجلسی که مردم دور هم هستند، به آن موضوع توجه میشود.
بانگ کردی آنچه گم کردی براه
پس نشان جستی ز خلق آنجایگاه
هوش مصنوعی: صدا و ندا کردی و آنچه را که گم کرده بودی، به راهی دیگر گام گذاشتی و از میان مردم، نشانهای برای آن مکان جستجو کردی.
روز مجلس بود مردی سوگوار
زانکه خر گم کرده بود آن بیقرار
هوش مصنوعی: در روزی که همه در مجلس بودند، مردی غمگین و نگران به خاطر گمشدن خرش به شدت بیتابی میکرد.
بر سر آن مردم مجلس نیوش
مرد خر گم کرده آمد در خروش
هوش مصنوعی: مردم در مجلس به صحبت و شنیدن مشغول بودند که ناگهان مردی نالان و آشفته وارد شد و از گم شدن خر خود شکایت کرد.
کای مسلمانان خری با جُل که یافت
چه خر و چه اسب آن دلدل که یافت
هوش مصنوعی: ای مسلمانان، اگر میخواهید به حقیقت برسید، در جستجوی چیزهای ظاهری نباشید. هر کس که به درک و بصیرت رسیده باشد، میداند که ارزشهای واقعی در باطن وجود دارند و نه در ظواهر.
چون نداد آنجا کسی از خر نشان
مرد شد بر خاک از آن غم خون فشان
هوش مصنوعی: زمانی که هیچ نشانهای از خر در آنجا دیده نشد، مرد از غم به زمین افتاد و خونریزی کرد.
آن امام القصه حرف آغاز کرد
دفتر عشاق از هم باز کرد
هوش مصنوعی: امام عشق داستان را شروع کرد و در نتیجه، دنیای عاشقانهها را به هم ریخت.
وصف عشق و عاشقان گفتن گرفت
وز کمال عشق آشفتن گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که وقتی صحبت از عشق و عاشقان به میان میآید، احساسات و هیجانات عمیقی به وجود میآید که منجر به آشفتگی و تلاطم در وجود عاشقان میشود. عشق آنقدر قوی و عمیق است که میتواند ذهن و دل عاشقان را تحت تاثیر قرار دهد.
پس چنین گفت او که ذرات جهان
جمله در عشقند پیدا ونهان
هوش مصنوعی: او گفت که همه نقاط جهان، چه آشکار و چه پنهان، در عشق غرق شدهاند.
در جهان کس بود کو عاشق نبود
یا کمال عشق را لایق نبود
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی وجود ندارد که عاشق نباشد یا شایستگی کامل عشق را نداشته باشد.
هست در مجلس کسی اینجایگاه
کو بسر عشق کم بردست راه
هوش مصنوعی: در این مجلس، کسی وجود دارد که به خاطر محبت و عشق، جایی را در دل خود خالی گذاشته و در مسیر عشق قدم برمیدارد.
غافلی برخاست پنداشت آن سلیم
کانکه عاشق نیست کاریست آن عظیم
هوش مصنوعی: شخصی بیخبر از واقعیات برمیخیزد و فکر میکند که کسی که عاشق نیست، کار کوچک یا بیاهمیتی انجام میدهد.
گفت اگر چه یافتم عمری تمام
هرگزم عشقی نبودست ای امام
هوش مصنوعی: میگوید که هرچند تمام عمر را به جستجوی عشق پرداخته و به دست آوردهام، اما هرگز عشق واقعی را تجربه نکردهام، ای معلم بزرگوار.
میره گفت آن مرد خرگم کرده را
روفساری آر و گیر این مرده را
هوش مصنوعی: مردی به فردی دیگر میگوید که خرگم کرده را به حال خود رها کند و به او بپردازد.
کانچه تو در جستنش بشتافتی
منت ایزد را که اینجا یافتی
هوش مصنوعی: هرچیزی که به دنبال آن بودی، به لطف خدا اینجا پیدا کردی.
مرد را بی عشق کاری چون بود
این چنین خر بی فساری چون بود
هوش مصنوعی: مرد بدون عشق مانند اسبی است که بدون افسار باشد؛ در واقع، او بیهدف و بیجهت به پیش میرود.
هر که عاشق نیست او را خر شمر
خر بسی باشد ز خر کمتر شمر
هوش مصنوعی: هر کسی که عاشق نیست، او را بیارزش و بیفایده تصور کن. اما باید توجه داشت که این فرد حتی از یک الاغ هم کمتر است، چرا که عشق و احساسات انسانی ارزش بیشتری دارند.
عاشقی در چستی و چالاکیست
هرکه عاشق نیست کرمی خاکیست
هوش مصنوعی: عاشق کسی است که از زندگی و احساساتش به خوبی لذت میبرد و در تحرک و سرزندگی به سر میبرد. اما کسی که عاشق نیست، مانند موجودی بیروح و بیتحرک به نظر میرسد.
عشق را گاهی نوازش باشدت
گاه چون شمعی گدازش باشدت
هوش مصنوعی: عشق میتواند گاهی آرامشبخش باشد و گاهی مانند شعلهای سوختن و درد را به همراه داشته باشد.
تا نخواهی دید در اول گداز
نیست درآخر ترا ممکن نواز
هوش مصنوعی: هر وقت که اراده نکنی، در ابتدا هیچ چیزی دیده نمیشود؛ اما در پایان ممکن است به تو نیکی و محبت برسد.