برگردان به زبان ساده
گفت یک روزی سلیمان کای اله
بهر من ابلیس را آور براه
هوش مصنوعی: سلیمان گفت: ای خدا، روزی ابلیس را به راه راست هدایت کن.
تا چو هر دیوی شود فرمانبرم
بی پری جفتی نهد سر در برم
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که فردی میخواهد به قدرت و تسلطی دست یابد که حتی دیوان نیز تحت فرمان او باشند و به او احترام بگذارند، بدون اینکه نیازی به کمک یا همراهی داشته باشد. این نشاندهندهی آرزوی رسیدن به مقام و موقعیتی است که در آن دیگران به او اعتنا کنند و از او پیروی کنند.
حق بدو گفتا مشو او را شفیع
تاکنم در حکم تو او را مطیع
هوش مصنوعی: خدا به او گفت: نرو که من او را شفیع قرار میدهم تا در حکم تو مطیع باشد.
عاقبت ابلیس شد فرمان برش
گشت چون باد ای عجب خاک درش
هوش مصنوعی: در نهایت ابلیس بر او فرمانروایی کرد و چون بادی پرشتاب شد. چه عجیب که او از خاک ساخته شده است.
گرچه چندانی سلیمان کار داشت
کز زمین تا عرش گیر و دار داشت
هوش مصنوعی: هرچند سلیمان کارهای بزرگی انجام داد و از زمین تا آسمان سلطنت و قدرت داشت، اما این بدان معنا نیست که همه چیز در دست او بود.
مسکنت را قدر چون بشناخت او
قوت از زنبیل بافی ساخت او
هوش مصنوعی: وقتی او به ارزش و اهمیت فقر و نیازمندی پی برد، تصمیم گرفت که با تلاش و سختکوشی، خود را از این وضعیت نجات دهد و قدرتی برای خود بسازد.
خادمش یک روز در بازار شد
از پی زنبیل او در کار شد
هوش مصنوعی: یک روز خادم او به بازار رفت و به دنبال زنبیل او مشغول کار شد.
گرچه بسیاری بگشت از پیش و پس
عاقبت نخرید آن زنبیل کس
هوش مصنوعی: با وجود اینکه افراد زیادی دور و بر آن زنبیل هستند و به او توجه میکنند، اما در نهایت هیچکس آن را نمیخرد.
بازگشت و سوی او آورد باز
شد گرسنگی سلیمان را دراز
هوش مصنوعی: سلیمان به سوی خدا بازگشت و گرسنگی او به شدت افزایش یافت.
روز دیگر دیگری بهتر ببافت
تا خریداری تواند بو که یافت
هوش مصنوعی: روز دیگری شخصی بهتر از قبل خواهد بافت، تا اینکه خریدار بتواند بوی آن را حس کند و بفهمد چه چیزی را پیدا کرده است.
برد خادم هر دو بازاری نبود
تا بشب گشت و خریداری نبود
هوش مصنوعی: خدمتگزار در دو بازار وجود نداشت تا شب شود و خریدار پیدا کند.
چون نمیآمد خریداری پدید
ضعف شد القصه بسیاری پدید
هوش مصنوعی: وقتی خریداری پیدا نشد، کارها به هم ریخت و مشکلات زیادی به وجود آمد.
شد ز بی قوتی سلیمان دردناک
آمدش بی قوتی در جان پاک
هوش مصنوعی: سلطان سلیمان به خاطر ناتوانی و ضعف خود احساس درد و رنج میکند و این ناتوانی بر جان پاک او تاثیر گذاشته است.
حق تعالی گفتش آخر حال چیست
کز ضعیفی بر تو دشوارست زیست
هوش مصنوعی: خداوند به او گفت: حال تو چگونه است که زندگی برایت به خاطر ضعف دشوار شده است؟
گفت نان میبایدم ای کردگار
گفت نان خور چند باشی بیقرار
هوش مصنوعی: گفت: ای خداوند، من نیاز به نان دارم. و خداوند پاسخ داد: تو چقدر میخواهی نان بخوری و همچنان بیراحتی و بیقرار باشی؟
گفت یا رب نان ندارم در نگر
گفت بفروش آن متاعت نان بخر
هوش مصنوعی: زیاد نگران نباش! خدا را صدا زدم و گفتم که نان ندارم. خدا گفت: اگر نان نداری، اشیای با ارزشت را بفروش و نان تهیه کن.
گفت زنبیلم فرستادم بسی
نیست این ساعت خریدارم کسی
هوش مصنوعی: زنبیل من را فرستادم، اما هنوز کسی را نمیبینم که بخواهد خرید کند.
گفت کی زنبیل باید کار را
بنده کرده مهتر بازار را
هوش مصنوعی: گفت که برای انجام کار، باید بندهای (خدمتکار) مسئولیت را به عهده بگیرد و کارهای بازار را انجام دهد.
بی شکی شیطان چو محبوس آیدت
کار دنیا جمله مدروس آیدت
هوش مصنوعی: اگر شیطان بر تو سلطه پیدا کند، همه کارهای زندگیات به هم میریزد و به هم ریختگی و اختلال بر تو حاکم میشود.
چون بود در بند ابلیس پلید
کی توان کردن فروشی یا خرید
هوش مصنوعی: وقتی که انسان در دام شیطان بد افتاده باشد، چگونه میتواند چیزی را بفروشد یا بخرد؟
کار دنیا جمله موقوف ویست
نهی منکر امر معروف ویست
هوش مصنوعی: تمامی امور دنیا به او بستگی دارد و جلوگیری از کارهای ناپسند و تشویق به کارهای نیک به او مرتبط است.