برگردان به زبان ساده
برفتاد از جان خرقانی نقاب
دید آن شب حق تعالی را بخواب
هوش مصنوعی: خرقانی در خواب، پرده از روی دل برداشت و توانست نور حق تعالی را مشاهده کند.
گفت الهی روز و شب در کل حال
جستمت پیدا و پنهان شصت سال
هوش مصنوعی: خدایا، همیشه و در همه حال، در هر روز و شبی، تو را میجویم؛ چهل سال است که در جستجوی تو هستم، چه پیدا و چه پنهان.
بر امیدت ره بسی پیموده ام
طالب تو بوده ام تا بوده ام
هوش مصنوعی: من به خاطر امید تو راههای زیادی را پیمودهام و از زمانی که به یاد تو بودهام، همیشه در جستجوی تو بودهام.
از وجود من رهائی ده مرا
نور صبح آشنائی ده مرا
هوش مصنوعی: از وجود من آزادیم ببخش و صبح آشنایی را به من هدیه کن.
حق تعالی گفت ای خرقانیم
گر بسالی شصت تو میدانیم
هوش مصنوعی: خداوند فرمود: ای عارف، اگرچه سن تو به شصت رسیده است، تو را به خوبی میشناسیم و میدانیم چه کسی هستی.
یا بسالی شصت چه روز و چه شب
کردهٔ بر جهد خود ما را طلب
هوش مصنوعی: در سن شصت سالگی، روزها و شبها را صرف تلاش و کوشش کردهام تا به جستجوی شما بپردازم.
من در آزال الازال بی علتیت
کرده ام تقدیر صاحب دولتیت
هوش مصنوعی: من بدون هیچ دلیلی، در آغاز زمان، سرنوشت تو را رقم زدهام که صاحب قدرت و مقام شوی.
هم در آزال الازل هم در قدم
در طلب بودم ترا تو در عدم
هوش مصنوعی: در تمام دورانها و از آغاز هستی، حتی زمانی که چیزی وجود نداشت، در جستجوی تو بودم.
بوده ام خواهان تو بیش از تو من
در طلب بودم ترا پیش از تو من
هوش مصنوعی: من در عشق تو از خودت بیشتر مشتاق بودهام و پیش از اینکه تو به من توجه کنی، من به دنبالت بودهام.
این طلب کامروز از جان توخاست
نیست هیچ آن تو جمله آن ماست
هوش مصنوعی: این خواسته امروز از عمق دل تو برخاست، و هیچ نیست جز اینکه تمامی وجود تو همان درخواست من است.
گر طلب ازما نبودی از نخست
کی ز تو هرگز طلب گشتی درست
هوش مصنوعی: اگر از ابتدا خواستهای از ما نداشتی، چگونه ممکن بود که همیشه از تو خواستهای داشته باشم؟
چون کشنده هم نهنده یافتی
خویش را بیخویش زنده یافتی
هوش مصنوعی: وقتی که از خودت جدا شدی و به چیز دیگری متصل شدی، احساس زندگی و وجود تازهای را تجربه کردی.
لاجرم جاوید شمع دین شدی
در امانت مرد عالم بین شدی
هوش مصنوعی: بنابراین تو همیشه چراغ دین باقی ماندی و در امانت، انسانی دانا و بینا شدی.