برگردان به زبان ساده
نوح پیغامبر چو از کفّار رَست
با چهل تن کُرد بر کوهی نشست
نوح نبی پس از طوفان و غرقشدن کفّار، با چهل کُرد بر کوه جمع نشسته بودند.
بود یک تن زان چهل کس کوزهگر
برگشاد او یک دکان پر کوزه در
هوش مصنوعی: یک نفر بود که از میان چهل نفر، کوزهگری را انتخاب کرد و مغازهای پر از کوزه داشت.
جبرئیل آمد که میگوید خدای
بشکنش این کوزهها ای رهنمای
هوش مصنوعی: جبرئیل آمد و گفت که خداوند میخواهد این کوزهها را بشکند، ای راهنما.
نوح گفتش آن همه نتوان شکست
کاین بهصد خون دلش آمد بهدست
هوش مصنوعی: نوح به آن شخص گفت که نمیتوان این همه تلاش را نادیده گرفت، زیرا این کار با زحمت و رنج فراوانی به دست آمده است.
گرچه کوزه بشکنی گل بشکند
در حقیقت مرد را دل بشکند
هوش مصنوعی: اگرچه کوزهای بشکند و گل نیز له شود، در حقیقت این دل انسان است که میشکند و آسیب میبیند.
باز جبریل آمد و دادش پیام
گفت میگوید خداوندت سلام
هوش مصنوعی: جبریل دوباره آمد و پیامی آورد. او گفت خداوندت سلام میفرستد.
پس چنین میگوید او کای نیکبخت
گر شکستِ کوزهای چندست سخت
هوش مصنوعی: پس او میگوید، ای خوشبخت، اگر چندین بار کوزهای بشکند، چه بر سر تو خواهد آمد؟
این بسی زان سختتر در کل یاب
کز دعائی خلق را دادی بهآب
هوش مصنوعی: این بیشتر از همه چیزهای سختی است که میتوانی پیدا کنی، زیرا تو به دعای مردم، آنها را به آب دادی.
همّتی را بر همه بگماشتی
«لاتذر» گفتی و کس نگذاشتی
هوش مصنوعی: تو به تلاش و عزم خود همت کردی و گفتی که هیچ چیز را رها نکن و هیچ کس را به حال خود نگذاشتی.
یک دکانِ کوزه بشکستن خطاست
یک جهان پر آدمی کشتن رواست
هوش مصنوعی: شکستن یک سفالگر خطای بزرگی است، اما کشتن یک دنیا آدم، برای برخی قابل قبول است.
خود دلت میداد ای شیخ کبار
زان همه مردم برآوردن دمار
هوش مصنوعی: ای شیخ بزرگ، خودت عامل مشکلات هستی؛ از میان همهٔ مردم، تو باعث زحمت و آزار آنها شدهای.
کز پی آن بندگان بیقرار
لطف ما چندان همی بگریست زار
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و رحمت ما، آن بندگان نگران و بیقرار به شدت اشک میریزنند.
کاین زمانش در گرفت از گریه چشم
تو مرو از کوزهٔ چندین بهخشم
هوش مصنوعی: این زمان به خاطر اشکهای تو ناراحت و غمگین است، بنابراین برای من از کاسهای پر از خشم فاصله بگیر.
یا رب این خود چه عنایتکردن است
این چه شکر اندر شکایتکردن است
هوش مصنوعی: ای خدا، این چه لطفی است که پیش آوردهای و این چه حالتی است که در عین نارضایتی، سپاسگزاری میکنم؟
که به جانها میکند چندین عتاب
گاه جانها میکند خون بیحساب
هوش مصنوعی: گاهی او به روحها سخت میتازد و گاهی جانها را به طور بیدلیل به عذاب میکشاند.
صد هزاران بیسر و بن را بخواند
جمله را در کشتی حیرت نشاند
هوش مصنوعی: او میتواند صدها هزار افرادی را که بیسر و بیپایه هستند، به خود جذب کند و همه را در کشتی حیرت و شگفتی قرار دهد.
بعد از آن کشتی بهدریا درفکند
صد جهان جان را بهغوغا درفکند
هوش مصنوعی: پس از آن، کشتی به دریا انداخته شد و صدها جان را در هیاهو و غوغا رها کرد.
بعد از آن باد مخالف روز و شب
گرد کشتی میفرستاد ای عجب
هوش مصنوعی: پس از آن، باد مخالف روز و شب کشتی را به چرخش در میآورد، چه شگفتانگیز!
تا در آن دریای بیپایان همه
سربهسر برخاستند از جان همه
هوش مصنوعی: در آن دریای بیپایان، همه افراد به یکباره از جان خود و از عمق وجودشان برخاستند.
جمله را بگسست در دریا نفس
از همه با سر نیامد هیچکس
هوش مصنوعی: تمام افراد در دریا غرق شدند و هیچکس نتوانست با سر از آب بیرون بیاید.
گرچه فرض افتاد مردن پیشه کرد
میندارم زهره این اندیشه کرد
هوش مصنوعی: هرچند که ممکن است مردن یک شغل و کار باشد، من جرات چنین فکری را هم ندارم.