برگردان به زبان ساده
کاملی بگذشت در آتش گهی
چون بدید آتش زهش شد ناگهی
هوش مصنوعی: کسی که به کمال رسیده بود، در آتش گذشت و وقتی آتش را دید، ناگهان تحت تأثیر قرار گرفت.
چون به هوش آمد رفیقی بر رسید
کز چه مرغ عقلت از بر برپرید
هوش مصنوعی: وقتی که رفیقی به هوش آمد، متوجه شد که چرا عقل تو مانند پرندهای از جایی که بود، پرواز کرده و رفته است.
گفت چون آتش بدیدم آن زمان
برگشاد از حال خود آتش زفان
هوش مصنوعی: وقتی آتش را دیدم، در آن لحظه از حال خود بیخبر شدم و زبانم به سخن آمد.
گفت هان تا در من از دون همتی
ننگری از دیدهٔ بیحرمتی
هوش مصنوعی: برو و از من دور شو، تا به کمبود همت من دلخوش نشوی و به من بیاحترامی نکنی.
زآنکه چندانیم تاب وسوز هست
وآنگهی این هر شب و هر روز هست
هوش مصنوعی: ما به قدری قوی و مقاوم هستیم که میتوانیم با سوز و سختیها دست و پنجه نرم کنیم و همین که هر شب و هر روز به ما میگذرد، نشان از پایداری و استمرار ما در برابر چالشهاست.
ز تف و سوزی که من هستم درآن
می نپردازم بدین مشتی خران
هوش مصنوعی: من از شدت آتش و سوزی که در درونم وجود دارد، خود را درگیر این گروه از نادانان نمیکنم.
هرکه او درعشق چون آتش نشد
عیش او درعشق هرگز خوش نشد
هوش مصنوعی: هر کسی که در عشق مانند آتش شعلهور نشود، هرگز نمیتواند در لذت عشق خوشبخت باشد.
گرم باید مرد عاشق در هلاک
محو باید گشت در معشوق پاک
هوش مصنوعی: برای عاشق، در آتش عشق باید سوزید و در برابر معشوق، باید به گونهای غرق شد که هیچ چیزی جز او دیده نشود.
در ره معشوق خود شو بی نشان
تا همه معشوق باشی جاودان
هوش مصنوعی: برای رسیدن به محبوب خود، بینشان و بیخود شو، تا همیشه محبوب بمانی.