برگردان به زبان ساده
رفت دزدی در سرای رابعه
خفته بود آن مرغ صاحب واقعه
هوش مصنوعی: دزدی به خانه رابعه رفت و در حالی که او خواب بود، آن پرنده داستانی که در اینجا به آن اشاره شده، در آنجا حضور داشت.
چادرش برداشت راه در نیافت
باز بنهاد و بسوی در شتافت
هوش مصنوعی: او چادرش را برداشت و دوباره به راه نیفتاد، بلکه به طرف در دوید.
بازبرداشت و بیامد ره ندید
باز چون بنهاد شد درگه پدید
هوش مصنوعی: پرندهای دوباره به راه افتاد و راهی ندید، اما وقتی که توقف کرد، درگاه را نمایان کرد.
گشت عاجز هاتفیش آواز داد
گفت چادر باید این دم باز داد
هوش مصنوعی: یک صدای آسمانی اعلام کرد که باید در این لحظه پردهها را کنار زد و حقیقت را نمایان کرد.
زانکه گر شد دوستی درخواب مست
دوستی دیگر چنین بیدار هست
هوش مصنوعی: چون دوستی به خواب رفته و غرق در مستی است، دوستی دیگری در حال بیداری و هوشیاری را تجربه میکند.
چادرش بنهی اگر در بایدت
ورنه بنشینی چو چادر بایدت
هوش مصنوعی: اگر میخواهی در جامعه و در میان مردم مورد احترام و محبوب باشی، باید اصول و آداب خود را رعایت کنی و همچون چادر، وقار و شخصیت خود را حفظ کنی. در غیر این صورت، مانند کسی خواهی بود که بدون چادر و پوشش مناسب نشسته است و احساس ناپسند و بیاحترامی خواهی داشت.
هرچه هستت چون برای او بود
دوستی تو سزای او بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که داری، اگر برای او باشد، دوستیت با او پاداش خواهد داشت.
ور تو خود را دوستر داری ازو
دشمنی تو گر خبر داری ازو
هوش مصنوعی: اگر به خودت بیشتر توجه کنی و خودت را دوست داشته باشی، از دشمنت هم قطعاً خبر داری و از او بیزاری.