برگردان به زبان ساده
آن یکی دیوانه حیران میشتافت
کلهٔ در راه گورستان بیافت
هوش مصنوعی: دیوانهای در حال سردرگمی بود که ناگهان سرش به قبرستان برخورد کرد.
کرد پرخاک و نهفتش بر زمین
آن یکی گفتش چرا کردی چنین
هوش مصنوعی: یکی بر روی زمین خاک را پاشید و آن دیگری از او پرسید: چرا چنین کاری کردی؟
گفت مجنونش که ای از کار دور
بوده است این کله پر باد غرور
هوش مصنوعی: مجنون به او گفت: ای کسی که از کار و تلاش دوری، این سر پر از خودبزرگبینی و خیالپردازی را ببین.
میکنم پرخاک این سر تا مگر
چون در آمد خاک باد آید به در
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من تمام تلاش خود را میکنم تا این سرزمین را آماده کنم، شاید زمانی که خاک به اینجا بیفتد، بادی به راه بیفتد و تغییراتی ایجاد کند.
گرچه سر بر آسمان داری کنون
در زمین چون آسمان گردی نگون
هوش مصنوعی: اگرچه به نظر میرسد در جایگاهی بلند و والا قرار داری، اما در نهایت ممکن است به زودی با واقعیتهای زمین و سختیهای آن روبهرو شوی.
کار و بار تو در این عالم بود
چون تو رفتی آن همه ماتم بود
هوش مصنوعی: زندگی و فعالیت تو در این دنیا به گونهای بود که پس از رفتنت، همه جا پر از اندوه و سوگواری شد.
نیست آنجا جز فنا را هیچ روی
زآنکه آنجا در نگنجد هیچ موی
هوش مصنوعی: در آن مکان جز زوال و نابودی چیزی وجود ندارد و به همین خاطر، هیچ چیز نمیتواند در آن جا جایی داشته باشد.