برگردان به زبان ساده
دعوئی بد صوفی درویش را
سوی قاضی برد خصم خویش را
هوش مصنوعی: درگیری بین یک صوفی و درویش به دادگاه کشیده شد، در حالی که دشمن او نیز در این موضوع دخالت داشت.
صوفی آن دعوی چو کرد آنجایگاه
بیّنت را خواستش قاضی گواه
هوش مصنوعی: زمانی که صوفی به ادعای خود رسید، قاضی از او خواست که برای این ادعا شاهد یا دلیل بیاورد.
رفت صوفی ودل از بند آورید
در گواهی صوفئی چند آورید
هوش مصنوعی: صوفی رفت و دل را آزاد کنید، تا چند گواهی از صوفیان بیاورید.
قاضیش گفتادگر باید گواه
برد ده صوفی دگر آنجایگاه
هوش مصنوعی: قاضی گفت اگر میخواهی گواهی بیاوری، باید از ده صوفی دیگری در آن مکان استفاده کنی.
باز قاضی گفت ای مرد مجاز
صوفیان را می میار اینجا فراز
هوش مصنوعی: قاضی گفت: ای مرد، در اینجا نیازی به سرخوشی و حالتهای عاشقانه صوفیان نیست.
زانکه هر صوفی که با خود آوری
یک تنند ایشان اگر صد آوری
هوش مصنوعی: هر فردی که به عنوان صوفی به همراه بیاوری، در واقع همه آنها یکسان هستند؛ حتی اگر صد نفر هم به همراه داشته باشی، تفاوتی نمیکند.
چون عدد نبود میان آن گروه
دو گواه آور نه زان آن گروه
هوش مصنوعی: اگر در میان آن گروه عددی وجود نداشته باشد، دو شاهد نیاورید تا درباره آن گروه صحبت کنند.
کاین گروهی اند چون یک تن شده
وز میانشان رسم ما و من شده
هوش مصنوعی: این گروه به مانند یک نفر شدهاند و در میان آنها، دیگر خبری از خود من و تو نیست.
هر که یک دم اوفتاد این جایگاه
تا ابد جاوید برخیزد ز راه
هوش مصنوعی: هر کسی که برای یک لحظه در این مکان فرود آید، تا ابد در اینجا باقی خواهد ماند و از راهش بلند نمیشود.
نام او از هر دو عالم گم شود
همچو یک شبنم که در قلزم شود
هوش مصنوعی: نام او در دنیای دو جهان ناپدید میشود، همانطور که یک شبنم در دریا غرق میشود.