برگردان به زبان ساده
بود جامی لعل در دست ایاس
قیمت او برتر از حد و قیاس
هوش مصنوعی: جامی از سنگ دل و با ارزش در دست ایاس میباشد و قیمت آن بهقدری بالاست که هیچ معیار و اندازهای نمیتواند آن را توصیف کند.
شاه گفتش بر زمین زن پیش خویش
بر زمین زد تا که شد صد پاره بیش
هوش مصنوعی: شاه به او گفت که بر زمین بیفت و او هم به زمین افتاد و در نتیجه بدنش به صد تکه تقسیم شد.
شور در خیل و سپاه افتاد ازو
کان همه کس را گناه افتاد ازو
هوش مصنوعی: در میان جمعیت و نیروها، آشفتگی و هیاهو به وجود آمد، زیرا همه افراد از او گناه و تقصیر را پذیرفتند.
هرکسش میگفت ای شوریده رای
قیمت این کس نداند جز خدای
هوش مصنوعی: هر کسی که به او میگفتند ای فرد دیوانه، ارزش و بهایی از این فرد را جز خدا نمیداند.
تو چنین بشکستی آخر شرم دار
عزتش بردی و افکندیش خوار
هوش مصنوعی: تو این طور از عزت و احترام او کاستی و او را ذلیل و بیمقدار کردی، پس حداقل باید شرم داشته باشی.
شاه از آن حرکت تبسم مینمود
خویش را فارغ بمردم مینمود
هوش مصنوعی: شاه با آن حرکت لبخند میزد و به نظر میرسید که از نگرانیهای مردم بینیاز است.
آن یکی گفت این جهان افروز جام
از چه بشکستی چنین خوار ای غلام
هوش مصنوعی: یکی گفت: چرا ای غلام، این جام که چراغ این جهان است را اینگونه شکستدی و خوار کردی؟
گفت فرمان بردنِ این شه مرا
برتر از ماهی بود تا مه مرا
هوش مصنوعی: او میگوید که اطاعت از فرمان این پادشاه برای او ارزش و مقام بالاتری دارد تا اینکه خود را با ماه مقایسه کند.
تو بسوی جام میکردی نگاه
لیک من از جان بسوی قول شاه
هوش مصنوعی: تو همیشه به جام مینگریستی، اما من از دل و جانم به وعدهی شاه توجهم بود.
بنده آن بهتر که بر فرمان رود
جام چبود چون سخن درجان رود
هوش مصنوعی: بنده آن را میپسندد که طبق دستور عمل کند و مانند شراب که به درون جان میرود، کلام نیز به دل نشیند.
بندهٔ او باش تا باشی کسی
ور سگ او باشی این باشد بسی
هوش مصنوعی: اگر به خداوند بندگی کنی و پیرو او باشی، ارزش پیدا میکنی و کسی میشوی. اما اگر به عنوان گرگ و یا مخلص او به او خدمت نکنی، ارزش چندانی نخواهی داشت.