برگردان به زبان ساده
خواند داود پیامبر شست سال
بر سر خلقان زبور ذوالجلال
هوش مصنوعی: داود پیامبر به مدت شصت سال بر مردم زبور خداوند را تلاوت کرد.
ای عجب آواز چون برداشتی
عقل رابر جای خود نگذاشتی
هوش مصنوعی: عجب است که وقتی صدای خوشی را میشنوی، عقل و فکر خود را از دست میدهی و نمیتوانی به کار بگیری.
باد از رفتن باستادی خموش
برگهای شاخ گشتی جمله گوش
هوش مصنوعی: باد با رفتن خود، سکوتی را برقرار کرد و درختان و برگهایشان به خوبی شنیدند و محو آن شدند.
آب فارغ از دویدن آمدی
مرغ معزول از پریدند آمدی
هوش مصنوعی: تو مانند آبی هستی که بدون تلاش و دویدن به سراغ ما آمدهای، مثل پرندهای که از پرواز کردن باز مانده و به ما پیوستهاست.
گرچه خوش آوازیش بسیار بود
لیک از ماتم نبود از کار بود
هوش مصنوعی: اگرچه صدای زیبایی دارد و بسیار خوشآواز است، ولی این آواز از روی غم و اندوه نیست، بلکه ناشی از کار اوست.
لاجرم یک آدمی نگریستی
میشنودی خلق و خوش میزیستی
هوش مصنوعی: بنابراین، یقیناً فردی را میبینی که خلق و خوی خوبی دارد و در زندگیاش خوشحال و راضی به نظر میرسد.
عاقبت چون ضربتی خورد از قدر
شد دل و جانش همه زیر و زبر
هوش مصنوعی: در پایان، پس از اینکه ضربهای به او وارد شد، همهی وجودش به هم ریخت و نظم و آرامش را از دست داد.
نوحهٔ خود را بصحرا شد برون
شد روان ازنوحهٔ او جوی خون
هوش مصنوعی: آوای سوگ و اندوه او به بیابان رسید و جانش از آن ناله به جوی خون تبدیل شد.
چون شد آواز خوش او دردناک
ای عجب شد چل هزار آنجا هلاک
هوش مصنوعی: وقتی صدای دلنشین او به گوش رسید، دردناک و عجیب بود، زیرا هزاران نفر در آن لحظه به خاک افتادند.
هرکه آن آواز بشنیدی ز دور
گشتی اندر جان فشاندن ناصبور
هوش مصنوعی: هر کس که آن آواز را از دور شنید، به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و در درونش احساس بیتابی کرد.
تا خطاب آمد که ای داود پاک
آدمی شد چل هزار از تو هلاک
هوش مصنوعی: وقتی ندایی آمد که ای داود، شخصی پاک و نیکو هستی، متوجه شد که به دلیل خوبیها و فضیلتهای تو، هزاران نفر از میان میروند.
پیش ازین کس رانمیشد دیده تر
این زمان بنگر که چون شد کارگر
هوش مصنوعی: قبل از این، کسی نمیتوانست ببیند که حالا چه اتفاقی افتاده است. اکنون نگاه کن که اوضاع چگونه تغییر کرده و کارها به چه سمت و سویی رفتهاند.
لاجرم اکنون چو کارت اوفتاد
آتشی در روزگارت اوفتاد
هوش مصنوعی: در نتیجه، زمانی که کارهایت خراب شد و مشکلاتی برایت به وجود آمد، به نوعی آتش و دردسر در زندگیات رخ نمایان خواهد شد.
نوحهٔ تو چون برفت ازدرد کار
بر سر تو جان فشاندم چل هزار
هوش مصنوعی: وقتی به یاد تو سوگواری کردم و دردم را بیان کردم، برایت جانم را فدای محبت کردیم و در این راه هزاران دشواری را تاب آوردم.
بود آواز خوشت زین بیشتر
نوحهٔ ماتم دگر باشد دگر
هوش مصنوعی: صدای خوش تو از این هم زیباتر از نوحه و عزاداری دیگری است.
هرچه از دردی هویدا آید آن
خلق کشتن را بصحرا آید آن
هوش مصنوعی: هر چیزی که از درد و رنج آشکار شود، به دنبال آن، مردم برای کشتن به میدان میآیند.
ما ز آدم درد دین میخواستیم
تا جهانی را بدو آراستیم
هوش مصنوعی: ما از آدم انتظار داشتیم که درک عمیقی از دین داشته باشد تا بتواند جهانی زیبا و معنادار را برای دیگران فراهم کند.
او چو مرد درد آمد در سرشت
پاک شد از رنگ و از بوی بهشت
هوش مصنوعی: او زمانی که به درد و رنج دچار میشود، به طبع خود بازمیگردد و از هرگونه رنگ و بوی بهشت دور میشود.
زن کند رنگی و بوئی اختیار
مرد را با رنگ و با بوئی چکار
هوش مصنوعی: زن با رنگ و بوی خود، چهره و شخصیت مرد را تحت تأثیر قرار میدهد. اما مرد نمیتواند با این رنگ و بو چه کاری انجام دهد.
لاجرم چون اهبطوش آمد خطاب
پای تا سر درد آمد و اضطراب
هوش مصنوعی: به ناچار، هنگامی که او به زمین آمد، از سر تا پا دچار درد و نگرانی شد.
هر کرا دل در مودت زنده شد
در خصوصیت خدا را بنده شد
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش با محبت پر شده باشد، در حقیقت به ویژگیهای خداوند پیوسته و بندگی آن محبوب را پذیرفته است.
سر نه پیچید از ادب تا زنده بود
لاجرم پیوسته سر افکنده بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که زنده بود، به خاطر ادب و احترام سرش را پایین نگه میداشت و هرگز خود را بالا نمیآورد.