برگردان به زبان ساده
لشکر محمود نیرو یافتند
در ظفر یک طفل هندو یافتند
هوش مصنوعی: لشکر محمود قدرت و نیروی بیشتری پیدا کردند و در پیروزی خود، یک کودک هندو را به دست آوردند.
طرفه شکلی داشت آن طفل سیاه
از ملاحت فتنهٔ او شد سپاه
هوش مصنوعی: آن کودک سیاهپوست چهرهای زیبا و جذاب داشت که باعث شد گروهی تحت تأثیر جذابیت او قرار بگیرند و به او توجه کنند.
آخرش بردند پیش شهریار
عاشق او گشت شاه نامدار
هوش مصنوعی: در نهایت او را به حضور پادشاه بردند و پادشاه به عشق او دچار شد.
همچو آتش گرم شد در کار او
یک نفس نشکیفت از دیدار او
هوش مصنوعی: در برابر او، مانند آتش گرم و مشتاق شدم و حتی لحظهای از دیدار او آرام نگرفتم.
هر زمان شاخ نو از بختش نشاند
لاجرم با خویش بر تختش نشاند
هوش مصنوعی: هر وقت شاخ جدیدی از خوشاقبالی به وجود میآید، به ناچار آن را با خود بر روی تخت نشاند.
درّ و جوهر ریخت در پیشش بسی
وعدهٔ خوش داد از خویشش بسی
هوش مصنوعی: زیور و ارزشهای گرانبها را در برابر او قرار دادند و او از خودش وعدههای شیرین و زیادی به دیگران داد.
طفل هندو در میان عز و ناز
کرد چون ابر بهاری گریه ساز
هوش مصنوعی: کودک هندو در میان لذت و زیبایی، مانند ابرهای بهاری شروع به گریه کرد.
شاه گفتش از چه میگریی برم
گفت ازآن گریم که گه گه مادرم
هوش مصنوعی: شاه از او پرسید چرا میگرید؟ او در پاسخ گفت: به خاطر این که بعضی اوقات به یاد مادرم اشک میریزم.
کردی از محمودم از صد گونه بیم
گفت بدهد او سزای تو مقیم
هوش مصنوعی: تو از محمودم به گونههای مختلف بیم داری، پس باید بدان که او به تو پاداش خواهد داد و در کنار تو خواهد ماند.
زآن همی گریم که چندین گاه من
بودم از محمود بی آگاه من
هوش مصنوعی: به خاطر این که مدتی طولانی از وجود محمود بیخبر بودهام، گریه میکنم.
مادرم کو تا براندازد نظر
پیش شه بیند مرا بر تخت زر
هوش مصنوعی: مادرم کجاست که بیاید و نظرش را بر اساس شأن و مقام من در پیش فرمانروایان اظهار کند و مرا بر تخت زرین ببیند؟
ای دریغا بیخبر بودم بسی
زنده بی محمود چون ماند کسی
هوش مصنوعی: متأسفانه، من بیخبر بودم که چگونه میتوان در جهانی که فاقد وجود محمود است، زندگی را ادامه داد.