برگردان به زبان ساده
آن یکی دیوانه در برفی نشست
همچو آتش برف میخورد از دو دست
هوش مصنوعی: یک دیوانه در برف نشسته است و مانند آتش برف را با دستانش میخورد.
آن یکی گفتش چرا این میخوری
چیزی الحق چرب و شیرین میخوری
هوش مصنوعی: یکی از دوستان به دیگری گفت چرا این خوراکی را میخوری؟ واقعاً چیزی خوشمزه و لذیذ میخوری.
گفت چکنم گرسنه دارم شکم
گفت از برف آن نگردد هیچ کم
هوش مصنوعی: شخصی میگوید که چه کار کنم چون شکمش گرسنه است، و شکم در پاسخ میگوید که با برف نمیتوان گرسنگی را رفع کرد و هیچ کمکی نمیکند.
گفت حق را گو که میگوید بخور
تا شود گرسنگیت آهسته تر
هوش مصنوعی: به او بگو که حق را بگوید، چون او میگوید بخور تا گرسنگیات کمتر و آرامتر شود.
هیچ دیوانه نگوید این سخن
میخورم نه سر پدید این را نه بن
هوش مصنوعی: هیچ کسی که عقلش را از دست داده، این حرف را نمیزند که من میخورم و نمیدانم چه چیزی را میخورم یا از کجا آمده است.
گفت من سیرت کنم بی نان شگرف
کرد سیرم راست گفت اما زبرف
هوش مصنوعی: شخصی گفت که میتواند بدون نیاز به نان، سیر شود. او به درستی ادعا کرد که از چیزهای دیگر میتواند سیر شود، اما این به دلیل برف بود.