برگردان به زبان ساده
آن وزیری را چو آمد مرگ پیش
کرد حیران روی سوی قوم خویش
هوش مصنوعی: وزیری که با مرگ روبهرو شد، به شدت حیرتزده و شگفتزده به سوی مردم خود نگریست.
گفت دردا و دریغا کز غرض
آخرت با خواجگی کردم عوض
هوش مصنوعی: گفت درد و حسرت میکشم که به خاطر رسیدن به آخرت، جایگاهی را که داشتم از دست دادم.
زآرزوی این جهان میسوختم
لاجرم آن یک بدین بفروختم
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهای این دنیا سختی و رنج میکشیدم، بنابراین ناگزیر یکی از آرزوهایم را به این دنیا واگذار کردم.
میروم امروز جانی سوخته
رفته دنیا و آخرت بفروخته
هوش مصنوعی: امروز به جایی میروم که دلم را با خود بردهام و هر دو دنیا را برای کسب تجربه و شناخت فروختهام.
ای دل غافل دمی بیدار شو
چند بد مستی کنی هشیار شو
هوش مصنوعی: ای دل بیخبر، لحظهای بیدار شو و از خواب غفلت بیدار شو؛ دیگر چه مدت میخواهی در مستی بمانی؟ زمان آن رسیده که هوشیار و بیدار شوی.
رفتگان اندر نخستین منزلند
منتظر بنشسته و مستعجلند
هوش مصنوعی: افرادی که رفتهاند در ابتدا در حال انتظار هستند و نگران و بیتابند.
بیش ازین در بند خودشان می مدار
چندشان فرمائی آخر انتظار
هوش مصنوعی: دیگر بیش از این وقت خودت را بر سر این افراد تلف نکن، زیرا در نهایت تو هستی که باید منتظر نتیجه و پاسخ بمانی.