برگردان به زبان ساده
در رهی میرفت شبلی دردناک
دید دو کودک در افتاده بخاک
هوش مصنوعی: در راهی، شبلی شخصی را دید که به حالتی دردناک دو کودک را در خاک افتادهاند.
زانکه جوزی در میان افتاده بود
هر دو را دعوی آن افتاده بود
هوش مصنوعی: چون جوزی وسط افتاده بود، هر دو طرف بر سر آن دعوا داشتند.
هر دو از یک جوز میکردند جنگ
شیخ گفتا کرد میباید درنگ
هوش مصنوعی: در اینجا دو نفر از یک منشأ و زیر یک سایه، به نزاع و جدال مشغول بودند. شیخ که فردی حکیم و پنددهنده است، به آنها گفت که باید در این شرایط چارهای بیندیشند و آرامش را در پیش گیرند.
تا من این جوز محقر بشکنم
پس میان هر دو تن قسمت کنم
هوش مصنوعی: من دارای این جوز کوچک هستم، وقتی آن را بشکنم، بین دو نفر تقسیم میکنم.
جوز بشکست و تهی آمد میانش
برگسست آنجایگه آهی ز جانش
هوش مصنوعی: درخت جوز شکسته و درون آن خالی شده است. در همین حال، برگهایش نیز رها شده و در این وضعیت دلی از عمق وجودش آه میکشد.
گشت بیمغزی خویشش آشکار
اشک میبارید و میشد بیقرار
هوش مصنوعی: بیمغزی و نادانی او به وضوح نمایان شده بود. او اشک میریخت و بیقرار و مضطرب شده بود.
هاتفی گفتش که ای شوریده جان
گر تو قَسّامی هلا قسمت کن آن
هوش مصنوعی: صوتی به او گفت: ای دل آشفته! اگر تو قسمتی از این روزگار را در نظر داری، پس آن را تقسیم کن.
چو نهٔ صاحب نظر خامی مکن
بعد از این دعوی قَسّامی مکن
هوش مصنوعی: اگر در رفتار و نظر خود خامی کنی، دیگر ادعای دانایی نکن.