برگردان به زبان ساده
عاشقی روزی مگر خون میگریست
زو کسی پرسید کاین گریه ز چیست
هوش مصنوعی: روزی عاشقی از شدت غم و اندوه، به شدت گریه میکرد. کسی از او پرسید که این اشکها به خاطر چیست و علت اندوهش چیست.
گفت میگویند فردا کردگار
چون کند تشریف رؤیت آشکار
هوش مصنوعی: گفته میشود که فردا خداوند چگونه خود را به صورت آشکار نشان خواهد داد.
چل هزاران ساله بدهد بر دوام
خاصگان قرب خود را بار عام
هوش مصنوعی: سالهاست که خاصان و نزدیکان خود را به مهمانی میطلبد و از آنها میخواهد که در کنار او بمانند.
یک زمان زانجا بخود آیند باز
در نیاز افتند خو کرده بناز
هوش مصنوعی: مدتی بعد از آنجا به خود میآیند و متوجه نیازهایشان میشوند، در حالی که به تجمل و ناز عادت کردهاند.
زان همی گریم که با خویشم دهند
یک نفس در دیدهٔ خویشم نهند
هوش مصنوعی: از اینرو گریم که با خودم، در یک لحظه، نگاهی به چشمهای خودم بیندازند.
چون کنم آن یک نفس با خویشتن
میتوانم کشت ازین غم خویش من
هوش مصنوعی: وقتی یک لحظه به درون خودم فکر میکنم، میتوانم از این غم و اندوه خودم رها شوم و آن را کنار بگذارم.
باخدا باشم چو بیخود بینیم
تاکه با خود بینیم بد بینیم
هوش مصنوعی: اگر با خدا باشیم، زمانی که از خود بیخود میشویم، میتوانیم به درستی خود را ببینیم و از دیدنهایمان دلسرد نشویم.
آن زمان کز خود رهائی باشدم
بیخودی عین خدائی باشدم
هوش مصنوعی: زمانی که از خودم رها شدم، به حالتی رسیدم که به نوعی مانند خداوند شدم و از هر قید و بندی آزاد گشتم.
هر که موئی پای آرد در میان
باز ماند یک سر موی از عیان
هوش مصنوعی: هر کسی که در میان جمعیتی پا بگذارد، در واقع یک سر مویی از خود را به نمایش میگذارد و در این حالت، یک بخش از وجودش ناپیدا میماند.
محو باید مرد در هر دو سرای
پای از سر ناپدید و سر ز پای
هوش مصنوعی: انسان باید در دو دنیا (دنیا و آخرت) خود را فراموش کند و آرامش را بیابد. او باید از دغدغههای زندگی روزمره رها شود و به معنای عمیقتری دست یابد.
گر سر موئی تفاوت میبود
جمله سر تاپای او بت میبود
هوش مصنوعی: اگر حتی یک سر مو هم تفاوت داشت، تمام وجود او به عنوان یک معشوق و بت کامل در نظر گرفته میشد.