برگردان به زبان ساده
خواجهای در شهر ما دیوانه شد
وز خرد یکبارگی بیگانه شد
هوش مصنوعی: در شهر ما، مردی محترم به ناگاه دیوانه شد و به یکباره از عقل و درک خود بیخبر گشت.
نه لباسی بودش و نه طعمهٔ
کس ندادش لقمهٔ بی لطمهٔ
هوش مصنوعی: او نه پوششی داشت و نه غذایی به کسی تعارف کرد؛ لقمهای بیزحمت برای خودش برداشت.
بود پنجه سال تادیوانه بود
در زفان کودکان افسانه بود
هوش مصنوعی: به مدت پنجاه سال، او مانند یک دیوانه بود و در دنیای افسانهها و قصههای کودکان زندگی میکرد.
سیم رفته روی چون زر مانده
در به در در خاک هر در مانده
هوش مصنوعی: سیم از دست رفته است، اما مانند طلا در هر جایی که هست، به دنبال در میگردد و در خاک هر در، باقی مانده است.
دیده پرخون دل پر آتش آمده
لب فرو بسته بلاکش آمده
هوش مصنوعی: چشمانم پر از اشک و دلام آتشین است، اما لبهایم را بستهام و در برابر سختیها سکوت کردهام.
دید یک روزی جوانی تازه را
خویشتن آراسته آوازه را
هوش مصنوعی: یک روز جوانی را دیدم که به زیبایی خود را آراسته بود و در حال نمایش خود بود.
پای در مسجد نهاد آن سرفراز
کان جوان را بود هنگام نماز
هوش مصنوعی: آن شخص بزرگوار پا در مسجد گذاشت، زیرا وقت نماز برای آن جوان فرا رسیده بود.
پیر دیوانه بدو گفت ای پسر
در رو ودر رو هلا زین زودتر
هوش مصنوعی: پیر دیوانه به او گفت: "ای پسر، زودتر برو گم شو و از اینجا دور شو."
زانکه من دررفته ام بسیار هم
کرده ام چون تو بسی این کار هم
هوش مصنوعی: چون من در دل و جان خود به تلاشها و کارهای سخت پرداختهام، پس مانند تو نیز بارها و بارها به این مسیر استمرار و استقامت دادهام.
هم نمازی بودم وهم حق پرست
تاثریدی این چنینم درشکست
هوش مصنوعی: من همواره در حال عبادت و پرستش حق بودم، اما تأثیر آن در من به گونهای است که به شکست رسیدم.
گر چو من شوریده دین میبایدت
ور ثریدی این چنین میبایدت
هوش مصنوعی: اگر مانند من دلبسته و دیوانهی عشق هستی، پس باید اینگونه زندگی کنی؛ و اگر به شوق گوارایی و طعم زندگی میخواهی، باید اینگونه بچشی.
پای در نه زود تا دستت دهند
نه بهر وقتی که پیوستت دهند
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدفت عجله نکن و صبر کن تا به موقع موقعیت مناسب را به دست آوری. به جای اینکه به دنبال فرصتهای فوری باشی، بهتر است منتظر بمانی تا زمانی برسد که شایستهاش هستی.