برگردان به زبان ساده
گفت یک روزی همایی میپرید
لشکر محمود هرکورا بدید
هوش مصنوعی: در روزی، هویتی پرنده از لشکر محمود عبور کرد و به هر جا که نگاه کرد، منظرهای را دید.
سر بسر در سایهٔ او تاختند
خویش را بر یکدیگر انداختند
هوش مصنوعی: همه به سایه او پناه بردند و با یکدیگر به رقابت و چالش پرداختند.
تا ایاز آمد بر مقصود شد
در پناه سایهٔ محمود شد
هوش مصنوعی: وقتی ایاز به مقصد رسید، در سایه حمایت محمود قرار گرفت و از آن عشق و حمایت بهرهمند شد.
پس دران سایه میان خاک راه
هر زمان در سر بگشتی پیش شاه
هوش مصنوعی: بنابراین در آن سایه و زیر خاک، هر زمان به دنبال راهی بودی که به حضور پادشاه برسی.
آن یکی گفتش که ای شوریده رای
نیست آنجا سایهٔ پرهمای
هوش مصنوعی: یک نفر به دیگری گفت: ای دیوانه، در آنجا سایهٔ پرندهای بزرگ وجود ندارد.
گفت سلطانم همای من بسست
سایهٔ او رهنمای من بسست
هوش مصنوعی: سلطان من مانند پرندهای است که هر جا برود، سایهاش به من راهنمایی میکند.
چون بدانستم که کار اینست و بس
در دو عالم روزگار اینست و بس
هوش مصنوعی: زمانی که فهمیدم این کار تنها حقیقت است و در این دو جهان، فقط همین واقعیت وجود دارد.
سر نپیچم هرگز از درگاه او
میروم بی پاو سر در راه او
هوش مصنوعی: هرگز از درگاه او روی برنمیتافم، حتی بدون پا و سر، در مسیر او حرکت میکنم.