برگردان به زبان ساده
گفت چون مسعود آن شاه درشت
خشمگین شد از حسن زارش بکشت
هوش مصنوعی: مسعود، آن پادشاه خشمگین و قدرتمند، زمانی که از زیبایی حسن به خشم آمد، او را به قتل رساند.
پیش قصری سرنگونش آویختند
خون او با خاک می آمیختند
هوش مصنوعی: در جلوی کاخی که سقوط کرده، خون او را با خاک مخلوط کردهاند.
او وزیر نیک بُد محمود را
بد شد از بی دولتی مسعود را
هوش مصنوعی: وزیر خوب محمود از بیقدرتی مسعود ناراحت و غمگین شد.
کثرت دنیا و قلت بگذرد
در دمی دوران دولت بگذرد
هوش مصنوعی: دنیا و نعمتهایش با فراوانی و کمی طولانی نمیمانند و همه چیز به زودی به سر میآید. دوران خوشی و قدرت هم به سرعت سپری میشود.
آن همه دولت که در عهد حسن
بود از که بود از جهد حسن
هوش مصنوعی: تمام آن نعمتها و خوشبختیهایی که در دوران حسن وجود داشت، از تلاش و کوشش او ناشی میشد و به او بستگی داشت.
باز این بی دولتی کاکنونش بود
زو نبود این هم که از گردونش بود
هوش مصنوعی: این که دوباره بیدولتی و بیسبکساری به سراغش آمده، از آن است که دیگر خبری از آن چیزهایی که از آسمان و سرنوشتش بوده وجود ندارد.
گر بسی خون پیش او میریختند
عاقبت او را بخون آویختند
هوش مصنوعی: اگرچه دشمنان زیادی بر او حمله کردند و خونی از او ریختند، در نهایت خود او به خون آغشته شد.
کار دیوانم جنون آید همه
کز وزارت بوی خون آید همه
هوش مصنوعی: کار من دیوانگی است، زیرا از همه جا بوی خون به مشام میرسد و این وضعیت باعث میشود که دیوانهوار رفتار کنم.
هم بیابی تو گدا اینجایگاه
گردهٔ بی آنکه گردی گرد شاه
هوش مصنوعی: اگر تو به این مکان بیایی، مانند یک گدا هستی که در اینجا حضور دارد، بدون اینکه به مقام و جایگاه شاه برسد.
شاه دنیا بر مثال آتش است
گرد او پروانه را کشتن خوش است
هوش مصنوعی: سلطانی که بر دنیا حکمرانی میکند به مانند آتش است و نزدیک شدن به او و فدای او شدن برای پروانهها، امر شیرینی است.
چون حسن شد کشته خلقی بر سرش
هر کسی میگفت عیبی دیگرش
هوش مصنوعی: زمانی که حسن به قتل رسید، هر کس به نحوی از او انتقاد میکرد و عیب و ایرادی را بیان میکرد.
کشته شد وز ننگ عالم می نرست
وز زفان مردمان هم می نرست
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که فردی به خاطر ننگ و عیبهای جهان از میان رفته و همچنین از رفتار و گفتار افراد دیگر نیز شرمنده و عذابکشیده است.
هرخری در خرمنش میکرد گاو
کشته را هرگز سگان ندهند تاو
هوش مصنوعی: هر کسی که در کارش تلاش کند و زحمت بکشد، نمیتواند به راحتی به دانستهها و تجارب دیگران دست یابد. سگان (کسانی که از خوبیها و زیباییها دورند) هیچوقت نمیتوانند به آنچه دیگران به دست آوردهاند، دسترسی پیدا کنند.
چون بسی عیبش بگفتند آن زمان
ژنده پوشی بود برجست از میان
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه عیوب او را خیلی گفتند، در آن زمان شخصی با لباس پاره و کهنه به چشم میآمد که از میان جمعیت بیشتر به چشم میخورد.
گفت او را بود یک عیب دگر
زین همه عیبی که بشنودم بتر
هوش مصنوعی: او گفت که یک عیب دیگر دارد که از همه عیبهایی که شنیدهام بدتر است.
گفت خالص بود کاریزش هزار
پیش هر کاریز او را یک حصار
هوش مصنوعی: او گفت که آن کاریز کاملاً خالص و بینقص است و برای هر یک از کاریزهایش یک دیوار محکم وجود دارد.
جمله را در آهنین در قبله روی
هر حصاری را دهی پرگفت و گوی
هوش مصنوعی: هر چیزی را که در یک مکان مشخص قرار دهی، گفتوگو و بحثهای زیادی را به همراه خواهد داشت.
کارگاهش بود ملک خود هزار
جمله دیبا یافتندی چون نگار
هوش مصنوعی: کارگاه او مانند ملک خود بود، جایی که هزاران تکه دیبا (پارچهٔ نرم و نفیس) به زیبایی در کنار هم یافته میشدند، مانند نگارهها و تصاویر زیبا.
در شمار او هزار آمد غلام
جمله در مردی و نیکوئی تمام
هوش مصنوعی: در میان او، هزاران نفر به عنوان خدمتگزار هستند، که همه در جوانمردی و نیکوکاری به کمال رسیدهاند.
زان همه کاریز او در پیش و پس
پنج من آبش نصیب افتاد و بس
هوش مصنوعی: از تمام چشمهها و آبراهها که در جلو و پشت او وجود دارد، تنها پنج من آب به او رسید و بس.
زان همه دیبا که بد بر اسم او
ده گزی کرباس آمد قسم او
هوش مصنوعی: به خاطر همه ی زیباییهایی که به نام او وجود دارد، کرباس به قسمتی از او تبدیل شده است.
زان همه نیکو غلام نیک نام
بود بی شک چار حمالش تمام
هوش مصنوعی: از تمام خوبیها، غلام بااخلاق و نیک نامی وجود دارد که بدون تردید چهار بار سنگینی کار را به دوش میکشد.
زان حصار و زان همه در آهنین
حصه ده خشت آمدش زیر زمین
هوش مصنوعی: از آن دیوار و همه درهای آهنین، آن خشتها به زیر زمین رسید.
زان همه دشت و زمین پست وبلند
چار گز خاک لحد بودش پسند
هوش مصنوعی: از تمام دشتها و زمینهای پست و بلند، تنها چهار گز خاک قبر، برای او مورد پسند بود.
عیب او این بود کز فضل و بیان
خرده دانی کرد دعوی در جهان
هوش مصنوعی: او از آنجا که فقط به اندازهای از هنر و بیان آگاهی داشت، در دنیا ادعای بزرگی میکرد که ایرادی بزرگ بود.
گرچه جان در خرده دانی باخت او
ذرهٔ عیب جهان نشناخت او
هوش مصنوعی: هرچند او در دنیای کوچک خود زندگی میکند و مشکلات شخصیاش را میشناسد، اما از عیوب بزرگتر و کمبودهای جهان آگاه نیست.
خرده دان کو عیب دنیا ننگرد
در غرور افتد به عقبی ننگرد
هوش مصنوعی: کسی که فقط به عیبهای دنیا نگاه میکند، در دام غرور میافتد و به حقیقت پشت میکند.
لاجرم امروز خونش ریختند
سرنگونسارش ز قصر آویختند
هوش مصنوعی: امروز به ناچار خون او را ریختند و جسدش را از قصر آویزان کردند.
او ندید و راه پیچاپیچ بود
عیبش این بود آن دگرها هیچ بود
هوش مصنوعی: او توجهی نکرد و در نتیجه در مسیر دچار پیچ و خم شد، و این نقطه ضعف او بود در حالی که دیگران هیچ مشکلی نداشتند.
گر بدیدی خوف ره بالغ شدی
برفکندی جمله و فارغ شدی
هوش مصنوعی: اگر وحشت راه را میدیدی، به بلوغ میرسیدی و همه ترسهایت را دور میافکنده و آزاد میشدی.
چون گلوی خود بدست خود فشرد
لاجرم عاجز ز دست خود بمرد
هوش مصنوعی: وقتی کسی گلوی خودش را به زور فشار میدهد، در نتیجه نمیتواند از دست خود نجات پیدا کند و جانش را از دست میدهد.
شکر کن کز حرص سرگردان نهٔ
روز تا شب بر در دکان نهٔ
هوش مصنوعی: سپاسگزار باش که به خاطر حرص و طمع، دایم در حالت سردرگمی نیستی و شب و روز در کنار دکان نیستی.
در طریق حبه دزدیدن مدام
دانهٔ بنهادهٔ از بهر دام
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، به طور مداوم دانهای که به منظور فریب گذاشته شده را میدزدند.
دام جمله نه دکان داری بود
دام تو در خرقه متواری بود
هوش مصنوعی: دام تو را نه می توان به دکان و محل خاصی محدود کرد؛ زیرا دام تو در لباس و زوایای مختلف پنهان است.
آستین کوتاه کردی حیله ساز
تا توانی کرد خوش دستی دراز
هوش مصنوعی: آستین کوتاه کردی یعنی خودت را برای کارهای دشوار آماده کردی تا بتوانی به راحتی و با مهارت بیشتری کار کنی.
شرع را از طبع نافرمان شدی
کور بودی در کبودی زان شدی
هوش مصنوعی: تو به خاطر فرار از قوانین دین، از طبیعت خود سرپیچی کردی و به خاطر نداشتن بصیرت، به مشکلات و دردسرها دچار شدی.
هرکه شد در خرقهٔ شد حیله ساز
پس دکان خویش را در کرد باز
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیرکی و نیرنگ دست پیدا کند، در واقع در را به سوی کار خود باز کرده است.
خلق اگر ظلمت اگر نور آمدند
زین سخن بس دیر و بس دور آمدند
هوش مصنوعی: اگر مردم از ظلمت و تاریکی به روشنی و نور برسند، این امر بسیار دیر و با فاصله زمانی بالا اتفاق میافتد.
شکر کن حق را کز ایشان نیستی
خلوتی داری پریشان نیستی
هوش مصنوعی: از نعمتهایی که خدا به تو داده قدردانی کن، زیرا با وجود این نعمتها، در تنهایی و اضطراب نیستی.