برگردان به زبان ساده
داشت اندر خانه اسحق ندیم
بندهٔ در خدمت او مستقیم
هوش مصنوعی: در خانه اسحاق، دوستی در کنار او بود که در خدمتش بهطور مستقیم و نزدیک قرار داشت.
دایماً هر روز پیش از آفتاب
میکشیدی تا بشب از دجله آب
هوش مصنوعی: هر روز قبل از طلوع آفتاب، آب را از دجله میکشیدی تا در طول روز از آن استفاده کنی.
چون نمیشد تشنگی و آب کم
مینزد یک دم غلام از کار دم
هوش مصنوعی: چون امکان نداشت که تشنگی و کمبود آب را تحمل کند، غلام یک لحظه هم از کار دست نکشید.
دید روزی خواجه او را بیقرار
فارغ از خلق و شده مشغول کار
هوش مصنوعی: روزی خواجه او را مشاهده کرد که بیقرار و آرام از دیگران فاصله گرفته و در دنیای خود مشغول کار است.
خواجه گفتش کیف عیشک ای غلام
گفت کاری سخت دارم بر دوام
هوش مصنوعی: خواجه از جوان خواست تا از لذت زندگی بگوید، اما غلام پاسخ داد که او در انجام کارهای دشوار و سخت مشغول است و نمیتواند به خوشیها فکر کند.
در میان دو بلا افتاده ام
سرنگون در زیر پا افتاده ام
هوش مصنوعی: من در میان دو مشکل گرفتار شدهام و به حالت بیپناهی و ناامیدی افتادهام.
هست از یک سویم آبی بی قیاس
وز دگر سو تشنگان ناسپاس
هوش مصنوعی: از یک سو، آبی بینظیر وجود دارد و از سوی دیگر، افرادی هستند که نسبت به آن آب بیاعتنا و ناسپاساند.
دجله را خالی بکردن روی نیست
تشنه را سیری سر یک موی نیست
هوش مصنوعی: رود دجله را نمیتوان به راحتی از آب خالی کرد، همچنانکه تشنهای که حس عطش دارد، هرگز به سیرابی نخواهد رسید.
در میان دجله و تشنه مدام
مانده ام درآمد و شد والسلام
هوش مصنوعی: در میان دجله، که نماد زندگی و آب است، من همیشه در حال انتظار و نیاز به آب هستم. حالا که به این وضعیت پایان رسیده، فقط میتوانم بگویم تمام شد و سلام.
در میان دین و دنیا مانده ام
گه بمعنی گه به دعوا مانده ام
هوش مصنوعی: من در وضعیت پیچیدهای قرار دارم که بین مسائل دینی و دنیوی سرگردانم و نمیدانم کدام را انتخاب کنم.
نه ز دینم میرسد بوئی تمام
نه دمی دنیام میگیرد نظام
هوش مصنوعی: از دین من هیچ بویی نمیرسد و دنیایم هم سامان خاصی ندارد.
من نه این نه آن ز راه افتاده باز
خردغل باری گران راهی دراز
هوش مصنوعی: من نه در این مسیر هستم و نه در آن، و اکنون از راهی که رفتهام برمیگردم، زیرا باری سنگین بر دوش دارم و راهی طولانی پیش رو دارم.