برگردان به زبان ساده
شد بر دیوانهٔ آن مرد پاک
دید او را در میان خون و خاک
هوش مصنوعی: آن مرد نیکوکار، دیوانهاش کرد، زیرا او را در میان خون و خاک دید.
همچو مستی واله و حیرانش دید
سرنگونش یافت و سرگردانش دید
هوش مصنوعی: او را مانند فردی مست و گیج مشاهده کرد که به سرنگونی و سردرگمی دچار شده است.
گفت ای دیوانهٔ بی روی و راه
در چه کاری روز و شب اینجایگاه
هوش مصنوعی: ای دیوانه، بدون چهره و مسیر، در چه چیزی مشغول هستی که روز و شب در اینجا به سر میبری؟
گفت هستم حق طلب در روز وشب
مرد گفتش من همین دارم طلب
هوش مصنوعی: در روز و شب، من به دنبال حقیقت هستم و مردی که من را میبیند، میگوید که تنها همین حقیقت را جستجو میکنم.
مرد مجنون گفت پس پنجاه سال
همچو من در خون نشین در کل حال
هوش مصنوعی: مرد مجنون گفت پس پنجاه سال مثل من در عذاب و رنج زندگی کردهای، در هر شرایطی.
کاسهٔ پرخون تو میخور ای عزیز
بعد از آن می ده بمن یک کاسه نیز
هوش مصنوعی: ای عزیز، کاسهٔ پر از خون تو را میخورم و بعد از آن هم از تو میخواهم که یک کاسه دیگر به من بدهی.
تاکه این دریا شود پرداخته
یا نه کار ما شود برساخته
هوش مصنوعی: تا زمانی که این دریا آماده شود یا نه، کار ما باید ساخته و به انجام برسد.
این گره را چون گشادن روی نیست
هم بمردن هم بزادن روی نیست
هوش مصنوعی: این گره را نمیتوان مانند یک عقده ساده گشود. نه در زندگی و نه در مرگ، هیچ راه حلی برای آن وجود ندارد.
این قدر دانم که با این پیچ پیچ
می ندانم می ندانم هیچ هیچ
هوش مصنوعی: من مطمئن هستم که در این درگیری و پیچیدگی، چیزی نمیدانم و در واقع هیچ چیزی نمیدانم.