برگردان به زبان ساده
بر سر منبر امامی رفته بود
گرم گشته این سخن میگفته بود
هوش مصنوعی: در بالای منبر، یک امام صحبت میکرد و با حرارت این کلمات را بیان میکرد.
کو خداوندیست بی چون و چرا
هرگزش بر دامن آن کبریا
هوش مصنوعی: خداوندی وجود دارد که بینظیر و بیهمتاست و هرگز چیزی بر شکوه و عظمت او افزوده نمیشود.
از مذلت ذرهٔ ننشست گرد
نه نشیند نیز کو پاکست و فرد
هوش مصنوعی: ذره نشاندهندهٔ موجودی کوچک و حقیر است که به خاطر ناپاکی و کثافت نمیتواند در جایگاه والایی قرار گیرد. کسی که پاک و بیعیب است، نیز نمیتواند در مرتبهٔ پایین قرار گیرد. بهطورکلی، افراد با خلوص و پاکی خود، نمیتوانند به ذلت تن بدهند.
بیدلی را این سخن آمد بگوش
بانگ بر زد گفت ای جاهل خموش
هوش مصنوعی: بیدل به صدای این سخن گوش داد و فریاد زد که ای نادان، ساکت باش.
زانکه خود گرد مذلت گر رواست
دایماً بر دامن آن کبریاست
هوش مصنوعی: زیرا اگر کسی به خود ذلت را تحمیل کند، همیشه در دامان عظمت و بزرگی قرار خواهد گرفت.
این همه خاکی نمیبینی مدام
تا ابد گرد مذلت این تمام
هوش مصنوعی: این همه خاک و کثیفی را نمیبینی که همیشه و تا همیشه نشانهای از ذلت و حقارت است.
دامن آن کبریا کرده بدست
کرده چون گردی بران دامن نشست
هوش مصنوعی: دست و دامن کبریا را چون گردی بر دامن نشسته، یعنی برخی از افراد به مقام والای کبریا دست یافتهاند، اما گاهی اوقات به خاطر غرور و خودخواهی خود، به راحتی مثل گرد و غبار بر دامن آن مقام نشستهاند و به آن اهمیت نمیدهند.
آدمی را هست همچون حق یکی
نیست حق را همچو خویشی بیشکی
هوش مصنوعی: انسانها نظیر حق، یکتایی دارند. اما حق هیچگاه مثل یک خویشاوند نیست.
لاجرم مردم همه در کار اوست
منتظر بنشستهٔ دیدار اوست
هوش مصنوعی: بنابراین، همه مردم در کار او هستند و منتظر نشستهاند تا او را ببینند.