برگردان به زبان ساده
آن یکی درخواند مجنون را ز راه
گفت اگر خواهی تو لیلی را بخواه
هوش مصنوعی: یک نفر مجنون را صدا زد و گفت: اگر تو میخواهی لیلی را به دست بیاوری، باید او را بخواهی.
گفت هرگز مینباید زن مرا
بس بود این زاری و شیون مرا
هوش مصنوعی: گفت هرگز نباید همسر من به خاطر من اینقدر نالان و گریان باشد.
گفت او را چون نمیخواهی برت
این همه سودا برون کن از سرت
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی او را در ذهنت داشته باشی، پس چرا این همه افکار و خیالات را در سر خود نگه میداری؟
یاد خوشتر گفت از لیلی مرا
سرکشی او را و واویلی مرا
هوش مصنوعی: او با یاد شیرین لیلی، من را به یاد جوانی و شور و شوق میاندازد و این یادها مرا به وجد میآورد و در عین حال غم و اندوهی هم به دل میآفریند.
مغز عشق عاشقان یادی بود
هرچه بگذشتی ازین بادی بود
هوش مصنوعی: عشق عاشقان همیشه در ذهن و خاطر آنها باقی میماند، حتی اگر زمان بگذرد و زندگی تغییر کند.
من نیم زان عاشقی شهوت پرست
تا کنم خالی زیاد دوست دست
هوش مصنوعی: من عاشق نیستم که فقط به خاطر لذت و شهوت بخواهم عشق بورزم، بلکه میخواهم از دوستی حقیقی و عمیق بهرهمند شوم.
تاکه باشد یاد غیری در حساب
ذکر مولی باشد از تو در حجاب
هوش مصنوعی: تا زمانی که یاد کسی غیر از خدا در ذهنت باشد، ذکر و یاد او از تو پنهان و به نوعی در حجاب خواهد بود.
چون همه یاد تو از مولی بود
همچو مجنونت همه لیلی بود
هوش مصنوعی: هر بار که به یاد تو هستم، مانند مجنون که همیشه لیلی را در ذهن دارد، احساس میکنم.