برگردان به زبان ساده
نیک مردی بود از زن پای بست
پیش رکن الدین اکافی نشست
هوش مصنوعی: مردی نیک و با وقار در نزد رکنالدین اکافی، رئیس و شخصیت برجستهای، نشسته بود.
پس ز دست زن بسی بگریست زار
گفت بی او یکدمم نبود قرار
هوش مصنوعی: او از دست زن بسیار گریه کرد و گفت که بدون او لحظهای آرامش ندارد.
نه طلاقش میتوانم داد من
نه توانم گشت از او آزاد من
هوش مصنوعی: من نه میتوانم او را طلاق دهم و نه میتوانم از او جدا شوم.
زانکه جانم زنده از دیدار اوست
رونقم از نازش بسیار اوست
هوش مصنوعی: چون جانم از دیدن او زندگی میگیرد، شادی و رونق من به خاطر محبت و نوازش اوست.
لیک ترک دین و سنت میکند
زانکه بر بوبکر لعنت میکند
هوش مصنوعی: اما با اجرای کفر و ترک دین و راه و روش، به خاطر آنکه به ابوبکر لعنت میفرستد.
گرچه میرنجانمش هر وقت سخت
مینگوید ترک این آن شور بخت
هوش مصنوعی: هرچند که او را عذاب میدهد و در زمانهای سخت چنان میگوید که نمیتوان تحمل کرد، اما باید این وضع را ترک کرد.
نه ازو یک روز بتوانم برید
نه ازو این قول بتوانم شنید
هوش مصنوعی: نه میتوانم او را در یک روز فراموش کنم و نه میتوانم این ادعا را بپذیرم.
میسزد گردل ازین پر خون کنم
در میان این دو مشکل چون کنم
هوش مصنوعی: میتوانم به خاطر این دو مشکل، دل را از غم پر کنم و با درد و رنج این وضعیت کنار بیایم.
خواجه گفت ای مرد اگر رنجانیش
هر زمان سرگشته تر گردانیش
هوش مصنوعی: خواجه گفت: ای مرد، اگر او را آزار بدهی، هر چه بیشتر گوشهنشین و حیرانتر خواهد شد.
گر بگوئی از سر لطفیش راز
او دگر نکند زفان هرگز دراز
هوش مصنوعی: اگر بگویی از روی محبت راز او را فاش کند، هرگز زبانش را دراز نخواهد کرد.
اعتقادی کژ درو بنشانده اند
نقلهای کژ برو برخوانده اند
هوش مصنوعی: عقاید نادرست و کج را در او جای دادهاند و روایتهای غلطی را برایش خواندهاند.
گفته اند او را که بوبکر از مجاز
کرد ظلم و حق ز حق میداشت باز
هوش مصنوعی: گفتهاند که بوبکر از ظلم و ناحقی دوری جسته و همواره حق را از باطل شناخته و به آن پایبند بوده است.
باز کرد آل پیمبر را ز کار
کرد بر باطل خلافت اختیار
هوش مصنوعی: پیامبر از سوی خداوند، خلافت و رهبری را به افرادی از اهل بیت خود واگذار کرد و آنها را از کارهای نادرست و باطل دور کرد.
ملک بودش آرزو بگشاد دست
نی بحق بر جای پیغمبر نشست
هوش مصنوعی: ملک آرزوی بزرگی داشت و برای دستیابی به آن، تلاش کرد و به حق بر جای پیامبر قرار گرفت.
او چنین بوبکر دانستست راست
بر چنین بوبکر بس لعنت رواست
هوش مصنوعی: او به بوبکر این گونه فکر میکند که حقیقتاً بر او سزاوار لعنت است.
لعنتی کو کرد ما هم میکنیم
ما هم این لعنت دمادم میکنیم
هوش مصنوعی: هر کسی که به ما بدی کند، ما هم به او پاسخ میدهیم و به همین ترتیب ادامه میدهیم.
گر چنین جائی ابوبکری بود
آن نه بوبکری که بومکری بود
هوش مصنوعی: اگر در این مکان ابوبکر (خلیفه اول مسلمانان) بود، او فردی نبود که به خودش افتخار کند، بلکه باید به اصل و ماهیت خود و نقشش در جامعه توجه میکرد.
گر چنین بوبکر را دشمن شوی
گر بدیده تیرهٔ روشن شوی
هوش مصنوعی: اگر با بوبکر دشمنی کنی، حتی اگر چشمانت به روشنایی توجه داشته باشند، دوباره به تیرگی مینگری.
لیک چون بوبکر صدیق آمدست
جان او دریای تحقیق آمدست
هوش مصنوعی: اما وقتی که ابوبکر صدیق به میان آمده، جان او مانند دریایی از دانش و حقیقت است.
صبح صادق از دم جان سوز اوست
آفتاب از سایه هر روز اوست
هوش مصنوعی: صبح روشن و زیبا از وجود جانسوز او آغاز میشود و آفتاب هر روز از سایه او بر میخیزد.
صدق او سر دفتر هفت آسمانست
قدس او سر جمله هر دو جهانست
هوش مصنوعی: راستی و صداقت او، ریشه و بنیاد آسمانهاست و مقام پاک او، برترین جایگاه در دو جهان است.
جان پاکش را دو عالم هیچ نیست
ذرهٔ در جانش میل و پیچ نیست
هوش مصنوعی: جان پاک او ارزشی در برابر دو دنیا ندارد و در وجودش هیچ چیزی از جاذبه و پیچیدگی وجود ندارد.
هست بوبکر این چنین نه آن چنان
دوستان را می مپرس از دشمنان
هوش مصنوعی: بوبکر به این شکل است و نه به شکلی دیگر، پس از دوستان نپرس که درباره دشمنان چه میگویند.
گر بدی گفتند مشتی بی فروغ
در حق اوآن دروغست آن دروغ
هوش مصنوعی: اگر دیگران دربارهی او سخنانی بد بگویند، باید بدانیم که این کلمات ناشی از نادرستی و بیاساس است.
هست بوبکر آنکه بر سنت رود
گر چنین نبود بر او لعنت رود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر کسی بر اساس سنت پیامبر (ص) رفتار کند و راه او را پیش بگیرد، او بوبکر است. اگر کسی به این سنت پایبند نباشد، مورد لعنت قرار خواهد گرفت. به بیان دیگر، پیروی از اصول و روشهای پیامبر (ص) خوب است و عدم پایبندی به آن مورد نکوهش قرار میگیرد.
گر چنین گوئی زنت آید براه
پس زفان در بند آید از گناه
هوش مصنوعی: اگر چنین بگویی، همسرت به راه راست هدایت میشود و زبان او از گناه دور میماند.
مرد شد شادان وبا زن گفت راز
توبه کرد آن زن وزان ره گشت باز
هوش مصنوعی: مردی خوشحال به همسرش گفت که راز دلش را فاش کرده و تصمیم به توبه گرفته است. آن زن نیز از این موضوع مطلع شد و به آن مسیر دوباره بازگشت.
از صحابه سی هزار و سه هزار
از میان جانش کردند اختیار
هوش مصنوعی: از میان صحابه، سی هزار نفر بودند که انتخاب شدند و سه هزار نفر دیگر جانشان را فدای این انتخاب کردند.
او کجا در بندآب و جاه بود
کاب و جاه او همه اللّه بود
هوش مصنوعی: او هرگز در اسارت آب و مقام نبود، زیرا تمام مقام و عظمت او از آنِ خداوند بود.
آنکه از عرش و فلک فارغ بود
شک نباشد کز فدک فارغ بود
هوش مصنوعی: کسی که از عالم بالا و کیهان بینیاز است، تردیدی نیست که از فدک نیز بینیاز بوده است.