برگردان به زبان ساده
دیده باشی کان حکیم بیخرد
تختهای خاک آورد در پیش خود
هوش مصنوعی: به احتمال زیاد توی زندگیات کسی را دیدهای که مانند یک حکیم به نظر میرسد اما در واقع بیفکر است و یک تکه خاک را جلوی خود گذاشته تا آن را مورد توجه قرار دهد.
پس کند آن تخته پر نقش و نگار
ثابت و سیاره آرد آشکار
هوش مصنوعی: سپس آن تختهی پر از طراحی و زیبایی ثابت شده، ستاره را ظاهر میسازد.
هم فلک آرد پدید و هم زمین
گه بر آن حکمی کند گاهی برین
هوش مصنوعی: هم آسمان چیزی را از خود نشان میدهد و هم زمین، گاهی نیز بر این حالت حکم میفرماید.
هم نجوم و هم برون آرد پدید
هم افول و هم عروج آرد پدید
هوش مصنوعی: ستارهشناسی و پدیدههای طبیعی هر دو، نشانههای روشنی از تغییرات را به نمایش میگذارند؛ هم غروب و هم طلوع را میتوان در آنها مشاهده کرد.
هم نحوست، هم سعادت برکشد
خانهٔ موت و ولادت برکشد
هوش مصنوعی: بعضی از مکانها میتوانند هم شگون بد داشته باشند و هم خوشی و خوشبختی، به طوری که محل مرگ و تولد افراد در آنجا میتواند هر دو حالت را رقم بزند.
چون حساب نحس کرد و سعد از آن
گوشهٔ آن تخته گیرد بعد از آن
هوش مصنوعی: زمانی که بدیها و خوبیها را حساب کند و از آن سوی یک تخته، خوشبختی را بگیرد، بعد از آن...
برفشاند، گویی آن هرگز نبود
آن همه نقش و نشان هرگز نبود
هوش مصنوعی: گویی برف همه چیز را پوشانده و دیگر هیچ نشانی از آنچه بود، باقی نمانده است.
صورت این عالم پر پیچ پیچ
هست همچون صورت آن تخته هیچ
هوش مصنوعی: این جهان با تمام پیچیدگیهایش مانند سطح یک تخته صاف و ساده به نظر میرسد.
تو نیاری تاب این، کنجی گزین
گرد این کم گرد و در کنجی نشین
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که تو طاقت این همه یا تحمل این شرایط را نداری، پس بهتر است گوشهای را انتخاب کنی و در آنجا آرام بگیری بدون اینکه به اطراف خود توجهی داشته باشی.
جملهٔ مردان زنان اینجا شدند
از دو عالم بینشان اینجا شدند
هوش مصنوعی: تمام مردان و زنان از دو جهان بیخبر به این مکان آمدهاند.
چون نداری طاقت این راه تو
گر همه کوهی نسنجی کاه تو
هوش مصنوعی: اگر توان تحمل این مسیر را نداری، حتی اگر همه کوهها را هم بسنجی، در برابر درد تو چیزی بیش از کاه نخواهد بود.