برگردان به زبان ساده
بعد ازین وادی استغنا بود
نه درو دعوی و نه معنی بود
هوش مصنوعی: پس از این، این راه سرشار از بینیازی است، نه ادعایی در آن وجود دارد و نه معنایی.
میجهد از بینیازی صرصری
میزند بر هم به یک دم کشوری
هوش مصنوعی: باد سرسخت و تند، به خاطر اینکه نیاز و کمبود ندارد، ناگهان همه چیز را به هم میزند و تغییرات عظیمی ایجاد میکند.
هفت دریا یک شمر اینجا بود
هفت اخگر یک شرر اینجا بود
هوش مصنوعی: در اینجا اشاره شده که هفت دریا و آتشهای زیادی در این مکان وجود دارد، به این معنا که اینجا جایی است پر از شگفتی و قدرت، جایی که هم به وسعت دریاها و هم به شدت آتشها توجه شده است.
هشت جنت نیز اینجا مردهایست
هفت دوزخ همچو یخ افسرده ایست
هوش مصنوعی: در اینجا به وضوح اشاره شده که در این مکان، بهشت و نعمتهای آن به حالت مرده و بیتحرک درآمدهاند و عذابهای جهنم نیز همچون یخ، سرد و بیروح شدهاند. این بیان نشاندهندهی حالتی از رکود و بیحالی در عالم است.
هست موری را هم اینجا ای عجب
هر نفس صد پیل اجری بی سبب
هوش مصنوعی: عجب اینجاست که موری دارد، هر نفسش به اندازه صد فیل ارزش دارد و بی دلیل است.
تا کلاغی را شود پر، حوصله
کس نماند زنده در صد قافله
هوش مصنوعی: وقتی که کلاغی توانست پرواز کند، دیگر هیچکس در آن جمعیت بزرگ حوصله و شکیبایی نداشت.
صد هزاران سبز پوش از غم بسوخت
تا که آدم را چراغی برفروخت
هوش مصنوعی: بسیاری از سبزپوشان (یعنی اهل بهشت یا نیکان) به خاطر غم و اندوه سوختند تا اینکه آدم (پیامبر اول) چراغی را روشن کرد.
صد هزاران جسم خالی شد ز روح
تا درین حضرت دروگر گشت نوح
هوش مصنوعی: به تعداد زیاد، بدنهای بدون روح از میان رفتند تا در این عالم نوح به عنوان کشاورز و بازسازیکننده ظهور کند.
صد هزاران پشه در لشگر فتاد
تا براهیم از میان با سرفتاد
هوش مصنوعی: هزاران پشه به صورت گروهی به سمت ابراهیم حمله کردند تا او را به زمین بیندازند.
صد هزاران طفل سر ببریده گشت
تا کلیم الله صاحب دیده گشت
هوش مصنوعی: صد هزاران کودک بیسر شدند تا کلیم الله (موسی) بینایی پیدا کرد.
صد هزاران خلق در زنار شد
تا که عیسی محرم اسرار شد
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به دین و آیین عیسی گرویدند و به خاطر او به حقیقت و معرفت رسیدند.
صد هزاران جان و دل تاراج یافت
تا محمد یک شبی معراج یافت
هوش مصنوعی: به خاطر یک شب معراج پیامبر محمد، هزاران جان و دل قربانی شدند و به تاراج رفتند.
قدر نه نو دارد اینجا نه کهن
خواه اینجا هیچ کن خواهی مکن
هوش مصنوعی: در اینجا ارزشها نه جدید است و نه قدیمی. اگر میخواهی، در این مکان چیزی را کنار بگذار یا بدون قید و شرط عمل کن.
گر جهانی دل کبابی دیدهای
همچنان دانم که خوابی دیدهای
هوش مصنوعی: اگر در این جهان دل کسی شکسته و غمانگیز است، مطمئنم که او در دنیای خواب، شعف و آرامش را تجربه کرده است.
گر درین دریا هزاران جان فتاد
شبنمی در بحر بیپایان فتاد
هوش مصنوعی: اگر در این دریا هزاران جان از بین بروند، مانند یک قطره شبنم در دریای بیپایان خواهند افتاد.
گر فرو شد صد هزاران سر بخواب
ذرهای با سایهای شد ز آفتاب
هوش مصنوعی: اگرچه صد هزاران سر به خواب رفتهاند، اما یک دانه با سایهای از آفتاب بیدار شده است.
گر بریخت افلاک و انجم لخت لخت
در جهان کم گیر برگی از درخت
هوش مصنوعی: اگر تمام ستارهها و آسمان را تکهتکه بریزد، در این دنیا هیچ چیز گرانبها تر از یک برگ درخت پیدا نخواهی کرد.
گر ز ماهی در عدم شد تا به ماه
پای مور لنگ شد در قعر چاه
هوش مصنوعی: اگر ماهی در جهل و نادانی بماند، مانند این است که پاهای مور در ته چاه آسیب دیده و ناتوان شده است.
گر دو عالم شد همه یک بارنیست
در زمین ریگی همان انگار نیست
هوش مصنوعی: اگر همه دنیا را یک جا هم جمع کنیم، در زمین به اندازه یک ذره ریگ هم ارزش ندارد.
گر نماند از دیو وز مردم اثر
از سر یک قطره باران در گذر
هوش مصنوعی: اگر از دیو و انسان هیچ نشانی باقی نماند، حتی یک قطره باران هم در جریان آب تأثیری نخواهد داشت.
گر بریخت این جملهٔ تنها به خاک
موی حیوانی اگر نبود چه باک
هوش مصنوعی: اگر بدنهای ما به خاک بیفتند، هیچ مانعی ندارد، چون حتی اگر موهای یک حیوان هم در این خاک باشد، مهم نیست.
گر شد اینجا جزو و کل کلی تباه
کم شد از روی زمین یک برگ کاه
هوش مصنوعی: اگر در اینجا جزئی از کل چیزی تباه شود، به طور ناچیز و کم، یک برگ کاه از روی زمین کم میشود.
گر به یک ره گشت این نه طشت گم
قطرهای در هشت دریا گشت گم
هوش مصنوعی: اگر در یک راه به سوی هدف برویم، حتی اگر طشت گم شود، یک قطره در هشت دریا گم میشود.