برگردان به زبان ساده
گفت لقمان سرخسی کای اله
پیرم و سرگشته و گم کرده راه
هوش مصنوعی: لقمان میگوید: ای پروردگار، من پیر و گمراه شدهام و راه خود را گم کردهام.
بندهای کو پیر شد شادش کنند
پس خطش بدهند و آزادش کنند
هوش مصنوعی: اگر کسی به سن سالخوردگی برسد، باید او را خوشحال کنند و اجازه بدهند که آزاد باشد و به زندگیاش ادامه دهد.
من کنون در بندگیت ای پادشاه
همچو برفی کردهام موی سیاه
ای پادشاه ، من جوانیم را در بندگی تو گذراندهام و اکنون موهای سیاهم همچون برف سفید شده است.
بندهٔ بس غم کشم، شادیم بخش
پیرگشتم ، خط آزادیم بخش
هوش مصنوعی: من درد و رنج زیادی را تحمل کردهام، اما به من شادی و آرامش عطا کن تا بتوانم راحت و آزاد زندگی کنم.
هاتفی گفت ای حرم را خاص خاص
هر که او از بندگی خواهد خلاص
هوش مصنوعی: پیامی از یک ندا کننده میرسد که به افراد میگوید، ای کسانی که در حرم اقدس هستید، هر کسی که میخواهد از بندگی رهایی یابد، باید خاص و ویژه باشد.
محو گردد عقل و تکلیفش به هم
ترک گیر این هر دو و درنه قدم
هوش مصنوعی: فراموش کن که عقل چگونه کار میکند و از مسئولیتهای خود دست بکش. در این مسیر، به دلیل اینکه پیش روی تو فرازهایی وجود دارد، گام بردار.
گفت الاهی پس ترا خواهم مدام
عقل و تکلیفم نباید والسلام
هوش مصنوعی: خداوند فرمود: پس من تو را همواره میطلبم و عقل و مسئولیت من نباید وجود داشته باشد، و بس.
پس ز تکلیف وز عقل آمد برون
پای کوبان دست میزد در جنون
هوش مصنوعی: پس از آنکه از مسئولیتها و عقلانیت خارج شد، با شادی و شوق پا کوبان، در حالت جنون و شادی دست میزد.
گفت اکنون من ندانم کیستم
بنده باری نیستم، پس چیستم
هوش مصنوعی: گفت حالا نمیدانم من چه کسی هستم، من بندهای از بار نیستم، پس پس چه کسی هستم؟
بندگی شد محو، آزادی نماند
ذرهای در دل غم و شادی نماند
هوش مصنوعی: در این دنیا، وقتی که انسان به خدمت و بندگی مشغول میشود، دیگر احساس آزادی نمیکند و در دلش نه جای غمی باقی میماند و نه شادی. او بهطور کامل در این بندگی غرق شده است.
بیصفت گشتم، نگشتم بیصفت
عارفم اما ندارم معرفت
هوش مصنوعی: من بدون ویژگی و توصیف شدم، اما در عین حال، بدون ویژگی و صفت نماندهام. عارف هستم، اما دانشی و معرفتی ندارم.
من ندانم تو منی یا من توی
محو گشتم در تو و گم شد دوی
هوش مصنوعی: من نمیدانم تو چه کسی هستی و آیا من همانی هستم که تو میگویی. در تو غرق شدهام و به قدری جذب تو شدهام که خودم را گم کردهام.