برگردان به زبان ساده
بعد از آن طاووس آمد زرنگار
نقش پرش صد چه؟ بلکه صد هزار
هوش مصنوعی: پس از آن، طاووسی با رنگ و نغنگ و زیبایی شگفتانگیز و پرهایی چون نقش و نگار آمد، که به راستی زیباییاش از صد هزار زیبایی بیشتر بود.
چون عروسی جلوه کردن ساز کرد
هر پر او جلوهای آغاز کرد
هوش مصنوعی: وقتی عروس به نمایش در میآید، هر پرندهای هم شروع به نمایاندن زیباییهای خود میکند.
گفت: تا نقاش غیبم نقش بست
چینیان را شد قلم انگشت دست
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به توصیف یک تصویر خارقالعاده میپردازد که توسط یک نقاش غیبی خلق شده است. او میگوید که وقتی این نقاش به تصویرسازی پرداخت، قلمی که از دست او بود به اندازهی دقت و زیبایی کار چینیها شد. به عبارت دیگر، این تصویر به قدری زیبا و استادانه است که شایستهی هنر چینیهاست.
گر چه من جبریل مرغانم ولیک
رفت بر من از قضا کاری نه نیک
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من همچون جبرئیل فرشتگان هستم، اما متأسفانه در سرنوشت من کاری نیکو رخ نداده است.
یار شد با من به یک جا مار زشت
تا بیفتادم به خواری از بهشت
هوش مصنوعی: دوست همراه من شد، ولی با سوء هَمدلی و رفتار زشت باعث شد که من به ذلت و افت از وضعیت خوب و بهشتیام بیفتم.
چون بَدَل کردند خلوت جای من
تختبندِ پای من شد بایِ من
هوش مصنوعی: وقتی که خلوت و آرامش من به دیگران سپرده شد، جای من تبدیل به مکانی شد که دیگر نمیتوانم به راحتی در آن قرار بگیرم و دچار محدودیتهای بیشتری شدم.
عزم آن دارم کزین تاریکجای
رهبری باشد به خُلدم رهنمای
هوش مصنوعی: عزم کردهام که از این مکان تاریک، راهی برای رهبری پیدا کنم تا به بهشت و خوشبختی راهنمایی کند.
من نه آن مَردَم که در سلطان رسَم
بس بود اینم که در دروان رسَم
هوش مصنوعی: من از آن دسته افرادی نیستم که فقط به خاطر موقعیت و قدرت سلطان، به او احترام بگذارم؛ من به اصول و رفتار درست در زندگی پایبندم.
کی بود سیمرغ را پروای من؟
بس بود فردوس عالی جای من
هوش مصنوعی: کی اهمیت سیمرغ را برای من دارد، به اندازهای که دیگر نیاز به بهشت برین نیست.
من ندارم در جهان کاری دگر
تا بهشتم ره دهد باری دگر
هوش مصنوعی: من در این دنیا هیچ کار دیگری ندارم که بهشت را برایم دوباره ممکن کند.
هدهدش گفت: ای ز خود گم کرده راه!
هر که خواهد خانهای از پادشاه
هوش مصنوعی: هدهد به او گفت: ای کسی که راه را گم کردهای، اگر کسی بخواهد به خانهای که متعلق به پادشاه است برسد، باید از خود بگذرد و تلاش کند.
گوی نزدیکیِ او، این زآن به است؟
خانهای، از حضرت سلطان به است؟
هوش مصنوعی: نزدیکی او بهتر از دوری و جدایی است، چرا که در خانهای که متعلق به سلطان است، آرامش و صفا بیشتری وجود دارد.
خانهٔ نفس است خُلد پر هوس
خانهٔ دل مقعد صدق است و بس
هوش مصنوعی: خانهٔ نفس، دنیایی پر از تمایلات و آرزوهاست، در حالی که خانهٔ دل، جایی برای حقیقت و صداقت است و هدفی جز آن ندارد.
حضرت حق هست دریای عظیم
قطرهٔ خُرد است جنات النعیم
هوش مصنوعی: خداوند همانند دریای وسیعی است و دانش و فهم انسان فقط به اندازه یک قطره از آن دریا میباشد و بهشتها نماد نعمتهای بیانتهای او هستند.
قطره باشد هر که را دریا بود
هر چه جز دریا بود، سودا بود
هوش مصنوعی: هر کس که به دنبال دریا (معنای عمیق و وسیع) باشد، همانند قطرهای است که به عمق دریا میرسد، اما هر چیزی که غیر از دریا باشد، فقط خیال یا سودا است.
چون به دریا میتوانی راه یافت
سوی یک شبنم چرا باید شتافت؟
هوش مصنوعی: اگر میتوانی به دریای وسیع و عمیق دسترسی پیدا کنی، پس چرا باید به دنبال یک قطره شبنم کوچک باشی؟
هر که داند گفت با خورشید راز
کی تواند ماند از یک ذره باز؟
هوش مصنوعی: هر کسی که بتواند با خورشید راز و رمزی بگوید، چگونه میتواند از یک ذره دور بماند؟
هر که کُل شد، جزو را با او چه کار؟
وآن که جان شد، عضو را با او چه کار؟
هوش مصنوعی: هر کس که به جزئی تبدیل شد، دیگر چه اهمیتی دارد؛ و آنجا که جان به عضوی تبدیل شد، دیگر چه اهمیتی دارد.
گر تو هستی مَرد کُلی، کُل ببین
کُل طلب، کُل باش، کُل شو، کُل گزین
هوش مصنوعی: اگر تو فردی کامل هستی، پس باید همه چیز را بهطور جامع بنگری و هر چیزی را که میخواهی انتخاب کنی. تمامیت را در خودت داشته باش و به آن دست یابی.